ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

لقمه حرام با انسان چه مي كند؟

آهن ربا، ذرّه آهن را هر كجا كه باشد، به سمت خود مي‌كشد. اگر يك مقدار پنبه را از كنار يك آهن ربا عبور دهيد، آهن ربا كششي نسبت به پنبه ندارد، امّا اگر مقداري خرده آهن را درون پنبه قرار دهيم، در اين حالت پنبه به سمت آهن ربا كشيده شده و جذب آن مي‌شود.

در اين‌جا خود پنبه جذب نمي‌شود؛ بلكه براده‌هاي آهني كه با خود آهن ربا هم جنس هستند، به سمت آن كشيده مي‌شوند.

معصيت‌ها مثل آهن ربا و لقمه حرام مانند ذرّات آهن است، وقتي كه انسان در وجودش لقمه حرام نباشد، مي‌تواند از كنار معصيت‌ها عبور كند و خود را نگه دارد، امّا وقتي كه لقمة حرامي را خورد، از كنار معصيت كه مي‌گذرد، مجذوب آن مي‌شود، اين خاصيت دروني نان و لقمه حرام است.

امّا لقمه صددرصد حلال كه انسان كار صحيح درستي را انجام داده است و اجرت طيّب و صحيح و طاهري را در مقابل آن به انسان داده‌اند؛ وقتي كه اين لقمه را انسان مصرف مي‌كند، از كنار عبادات كه مي‌گذرد، عبادات او را جذب مي‌كنند، از كنار امامزاده كه مي‌گذرد، به زيارت آن ميل و گرايش پيدا مي‌كند. ميل و گرايش به مسجد، روضه و تربت شهدا پيدا مي‌كند و اين جزو خاصيت و ذات لقمه‌اي است كه از همه جهت حلال باشد.

هنگامي كه انسان آن را مصرف مي‌كند، در او نوري را ايجاد مي‌كند. همه طاعات و عبادات، جذابيّت و گيرايي دارند؛ ولي همه آن‌ها با لقمه حلال سنخيّت دارند، نه تنها با لقمه حلال، با مسكن و لباس حلال و امثال اين‌ها هم سنخيّت دارند. در محلّي كه از راه حلال به دست آورده‌ايد، موقع نماز كه فرا مي‌رسد، نسبت به نماز شوق و رغبت پيدا مي‌كنيد، امّا اگر از راه حرام به دست بيايد، وقتي كه در آن محل غيبت انجام شود، نسبت به غيبت ميل پيدا مي‌كنيد و قوه جلوگيري كم مي‌شود. حلال و حرام وقتي مخلوط شود، طاعات و معصيت هم با هم مخلوط مي‌شود.

منبع:كتاب «پندها و اندرزها» - آيت الله حائري شيرازي

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

جزئيات نحوه نفوذ دستگاه امنيتي ايران در اپوزيسيون خارج‌نشين و انهدام دولت در تبعيد


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اين مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات اظهار داشت: پس از آنكه دشمنان در جريان فتنه 88 كه با توجه به بديع بودن متغيرهايش متفاوت‌ترين فتنه در طول عمر جمهوري اسلامي بود موفق به پيشبرد پروژه براندازي نرم جين ‌شارپ نشدند اقدامات سخت‌افزارانه را در دستور كار قرار دادند.

وي ادامه داد: طراحان ناكام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف ناي به اين فكر افتادند كه با توجه به جايگاه اقوام و مذهب در ايران متوسل به اقدامات سخت و عمليات‌هاي خرابكارانه در كشورمان شوند.

اين مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنياد آمريكايي دفاع از دموكراسي (FDD) در يكي از جلسات خود كه 3 ساعت طول كشيد، تشكيل "دولت در تبعيد " را تصويب كرد كه مأموريت اجراي اين پروژه به دنيس راس معاون امور خاورميانه اوباما سپرده شد.

وي افزود: تحقق دولت در تبعيد نيازمند چهره‌اي برخوردار از سوابق اجتماعي و مذهبي بود و بر همين اساس سرويس اطلاعاتي آمريكا شناسايي و جذب عناصر مناسب براي رهبري دولت مذكور را در دستور كار قرار داد.

به گفته اين مقام امنيتي در آن ايام محمدرضا مدحي كه داراي وجهه سابقه طولاني خدمت در نهادهاي انقلابي بود و در بانكوك به تجارت جواهرات و سنگ‌هاي قيمتي اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمريكا در تايلند قرار گرفت.

"اين فرد خيلي زود از طريق سرويس اطلاعاتي آمريكا براي پيوستن به جريان ضدانقلاب خارج از كشور جذب شد و در سفري به عربستان با مقامات آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون وزير امور خارجه اين كشور ديدار كرد. "

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: مدحي با پذيرش همكاري با آمريكا و اپوزيسيون خارج نشين و طرح ادعاي سازماندهي هزاران نفر از نيروهاي نظامي و امنيتي در داخل كشور، جنبشي را تحت عنوان "جمع ياران " تشكيل داد.

وي افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپيماي اختصاصي و استقرار در ويلايي در حومه اين شهر با جو بايدن ديدار كرد كه در اين ملاقات، معاون رئيس جمهور آمريكا حمايت كامل كشورش از نامبرده را اعلام كرد.

اين مقام امنيتي ادامه داد: در پي موافقت مدحي با همكاري در پروژه دولت در تبعيد دنيس راس كه مأموريت تشكيل اين دولت را داشت پروژه خود را با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي و سوابق همكار جديدش تكميل شده ديد.

به گفته او، مدحي پس از مدتي به فرانسه رفت و در آنجا با اميرحسين جهانشاهي سرمايه‌دار ايراني داراي تابعيت فرانسوي - اسرائيلي كه پدرش از چهره‌هاي نزديك به رژيم پهلوي به ويژه اشرف بود و خود او نيز مسئوليت سازماني موسوم به "موج سبز " را ‏عهده‌دار است و 9 سال براي اقدامات براندازانه در سرزمين‌هاي اشغالي دوره ديده و همچنين مهرداد خوانساري از عناصر سلطنت‌طلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتي سازمان جاسوسي MI6 انگليس كه پدر وي نيز از ديپلمات‌هاي رژيم شاه بود، ملاقات كرد.

"در اين ديدار خصوصي كه در هتل آتلانتيك پاريس (محل كار جهانشاهي) انجام شد و در همان مكان نيز آغاز همكاري اين سه نفر در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام شد، پروژه تشكيل شوراي رهبري دولت در تبعيد رسماً كليد خورد. "

مقام مسئول در وزارت اطلاعات با يادآوري برگزاري كنفرانسي در جزيره گوادالوپ در ژانويه 1979 (دي ماه 1357) با حضور رؤساي 4 قدرت مهم بلوك غرب براي بازگرداندن شاه مخلوع به كشور، گفت كه اين‌ بار اپوزيسيون در نيمه دوم سال گذشته كنفرانسي تحت عنوان گوادالوپ 2 براي همفكري در زمينه براندازي جمهوري اسلامي برگزار كرد.

وي افزود: در اين نشست كه با دستورالمعلي 50 ماده‌اي برگزار شد و سران تمام جريانات و گروه‌هاي ضدانقلاب از منافقين تا سلطنت‌طلبان و از تجزيه‌طلبان تا مرتبطين جريان فتنه در خارج از كشور و حتي چهره‌هايي از فرق منحرف اخلاقي و اجتماعي حضور داشتند، دولت در تعبيد رسماً اعلام موجوديت كرد.

به گفته اين مقام امنيتي، عبدالله مهتدي رهبر گروهك منحله كومله، حسن شرفي از رهبران گروهك منحله دموكرات، عليرضا نوري‌زاده سلطنت‌طلب عضو MI6، رضا حسين‌بُر و موسي شريفي از رهبران گروه‌هاي تجزيه‌طلب، محسن مخملباف رابط اپوزيسيون خارج كشور با سران فتنه، جهانشاهي از عناصر سازمان موساد و "همل " مسئول ميز ايران در سازمان جاسوسي فرانسه به نمايندگي از نيكلا ساركوزي رئيس جمهور اين كشور حضور داشتند.

"در اين جلسه راه‌هاي براندازي جمهوري اسلامي از جمله ائتلاف اپوزيسيون داخل و خارج براي تداوم حيات جريان فتنه از طريق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتي ترور چهره‌هاي منتسب به جريان مذكور در داخل كشور و نفوذ در ساختارهاي قدرت نظام اسلامي از طريق جذب نيرو از مراكز مهم مورد بررسي قرار گرفت و 7 ميليارد دلار نيز براي آغاز اين تحركات اختصاص يافت ".

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحي به رهبري دولت در تبعيد و جهانشاهي به جانشيني وي و ايجاد شوراي 30 نفره براي فعاليت‌هاي اجرايي در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي و رسانه‌اي در حقيقت پروژه مذكور وارد فاز جديدي شد.

وي افزود: يكي از اقدامات صورت گرفته در اين مرحله فريب و جذب ديپلمات‌هاي ايراني در خارج كشور بود كه براي آن كمپيني هم تشكيل شد اما با افشاي هويت احمد ملكي ديپلمات ايراني در ايتاليا كه خواهرزاده مهدي كروبي بود، اين پروژه با شكست مواجه شد.

به گفته اين مقام امنيتي هنگامي كه قرار شد شوراي رهبري دولت در تبعيد براي مديريت و هدايت عمليات‌هاي خرابكارانه در ايران و براندازي جمهوري اسلامي از طريق كودتاه ظرف يك سال در پادگان سكلن تل‎آويو مستقر شوند، عمليات نجات مدحي توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به كشور بازگشت.

وي در پايان تأكيد كرد كه امروز بحمدالله با در پيش‌ گرفتن رويكرد تهاجمي وزارت اطلاعات و تعريف امنيت نظام اسلامي در خارج از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در اين عرصه جمهوري اسلامي در بالاترين سطح ثبات و امنيت قرار دارد.

شب گذشته مستند "الماسي براي فريب " از شبكه اول سيما پخش شد كه روايتي از نفوذ دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در كانون اپوزيسيون خارج‌نشين و اشراف بر تحركات ضدانقلاب و نمايشي از اقتدار سربازان گمنام امام زمان(عج) در برابر دسايس سرويس‌هاي جاسوسي غرب بود.

دشمنان نظام اسلامي طي 32 سال گذشته همواره با استمداد از اپوزيسيون و به كار گرفتن اقدامات نرم و سخت‌افزارانه تلاش كردند توطئه‌هاي خود را براي براندازي جمهوري اسلامي پيش برند كه طرح "دولت در تبعيد " يكي از آنها بود اما پاتك وزارت اطلاعات به اين توطئه بزرگ كه همه سرويس‌هاي جاسوسي دشمن و ضدانقلاب در لواي آن بودند و همچنين اقدام استراتژيك فرسايشي كردن طرح آمريكايي - صهيونيستي مذكور، باعث تأخير و كاهش نتايج آن شد و در نهايت با نجات الماسي كه براي فريب انديشيده شده بود، نقشه‌اي كه آنها الماس خود مي‌خواندند با الماسي ديگر منهدم شد

۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه

تبيين شگردهاي شيطاني جريان نفوذی/ نه آن روز كه حمايت كرديم و نه امروز، تحت تأثير هوچي‌گري‌ها نيستيم

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.
به گزارش رجانيوز، آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در اين گفتار ابتدا به برخي شبهات افرادي پاسخ داد كه مي‌گويند شما كه پيش از اين در روي كار آوردن اين جريان نقش داشتيد، نبايد از آن حمايت مي‌كرديد. پاسخ آيت‌الهی مصباح به اين شبهه در حالي مطرح مي‌شود كه برخي از رسانه‌هاي متمايل به جريان فتنه كه خط ضد انقلاب را پشتيباني مي‌كردند، در طي هفته‌هاي اخير داعيه‌دار مقابله با جريان انحرافي شده و با انگ زدن و متهم كردن نيروهاي اصيل جريان انقلاب به‌عنوان نيروهاي پيشرو، قصد دارند علم مقابله با اين جريان را از دست آن‌ها بگيرند.
در عين حال، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم، تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاق‌شان نباشد، باید فقط منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید.
وی با تاکید بر اینکه حکومت عدالت امیرمومنان یک الگوی مناسب برای ما است، بیان داشت: ریزش در مسوولین زمان حضرت علی نیز وجود داشت به طوری که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرمؤمنان از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند.
بر اساس خبري كه رسا منتشر كرده، آیت‌الله مصباح یزدی با يادآوري اینکه نباید در مسؤولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسوولین، رای ندهیم بلکه در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.
آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه افزود: بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیاردفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این شبهه که برخی می گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، بیان داشت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است بعد از یک عمر گناه، توبه کند مانند حر و یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود.
آيت‌الهر مصباح پس از تبيين دليل ورود به نقد اين جريان علي‌رغم حمايت قبلي از شخص رئيس‌جمهور، به شگردهاي اين جريان نفوذي در دولت پرداخت و با شيطاني خواندن آن‌ها، فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سال‌هاي قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند بزرگ‌ترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم، زیر و زبر کند.
آیت‌الله مصباح یزدی افزود: برنامه ریزی شیطان آن‌قدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها، یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگ‌ترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با يادآوري اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت، تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند.
آیت‌الله مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است، البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند، ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.
وی با يادآوري اینکه قرائنی مبنی بر تاثیرگذاری بر رئیس جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد، اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد، تأثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد، نمی توان به وی اعتماد کرد، اگرچه که برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند.
آیت‌الله مصباح یزدی یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است.
وی افزود: نمی شود کسی از دین‌داری و تدین حرف بزند و از امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با يادآوري اینکه بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را خاطر نشان کرد و گفت: وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایت‌عهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود، در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شراب‌خور بیعت نمی کنم، گفته بود اما یزید در مورد شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید.
آیت‌الله مصباح یزدی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج)، مسئله انسان کامل را مطرح می کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می دانند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان، قطب خود را انسان کامل می دانند كه این مسئله پس از مرگش به پسرش منتقل می شود.
وی افزود: از نظر متصوفان، امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد، با آن اتحاد پیدا می کند و این دسته از افراد معمولا تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست.
آیت‌الله مصباح یزدی ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هوشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارند، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم، گناه کرده ایم و باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده ایم.
وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می گویند احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در روز 14خرداد تصریح کرد: ايشانیکی از ویژگی های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می کند.
آیت‌الله مصباح یزدی با يادآوري اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند، گفت: میزان سنجش عملکرد مسؤولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم.

۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

ان‌شاءالله كه من اشتباه مي‌كنم، اما آنچه من احساس مي‌كنم شديدترين خطر است

خطري كه من احساس مي‌كنم شديدترين خطري است كه تا به حال نظام ما را تهديد كرده است و ديگر جايي براي اسلام و ولايت فقيه و ارزش‌هاي اسلام نخواهد گذاشت.

ماهنامه پاسدار اسلام در شماره جديد خود گفتاري از آيت‌الله مصباح يزدي، فقيه و فيلسوف كشورمان منتشر شده كه متن كامل آن در ذيل مي‌آيد:

اشاره: عالم بزرگوار حضرت آيت‌الله مصباح يزدي دراين مقال با اشاره به دو اشكالي كه برخي فعاليت‌هاي فكري و اجتماعي در شرايط فعلي كشور دارد، خواستار نگاه كلان و فراگيرتر مردم و خواص نسبت به مشكلاتي شده است كه جمهوري اسلامي با آن مواجه است و خطراتي كه اصل و اساس آن را تهديد مي‌كند.

* ولايت فقيه؛ آماج فراماسونري جديد

يكي از دغدغه‌ها يا بالاترين دغدغه همه ما برقراري نظام اسلامي واقعي است. شايد هيچ كدام از ما به اندازه حضرت امام خميني (ره) نسبت به اين مسئله حساس نبوديم؛ يعني نه به آن اندازه در اين باره شناخت داشتيم و نه كار كرديم، ولي خوشحاليم كه به بركت رهبري‌ها و رهنمودهاي ايشان، نسبت به اين مسائل حساستر شديم و كوشيديم وظيفه خودمان را در اين زمينه‌ها بشناسيم و هرچه بيشتر و بهتر عمل كنيم.

بيش از سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد و در اين مدت، فعاليت‌هاي بسياري در اين زمينه انجام گرفته كه بسياري از آنها موفقيت‌آميز بوده و نتايج چشمگيري داشته است. بخش‌هاي ديگري هم هست كه همه مي‌د انيم هنوز به حد مطلوب نرسيده و مي‌بايست درباره آنها كار كرد. خود امام هم مي‌فرمودند كه از اسلام فقط بويي در كشور آمده است. رهبر معظم انقلاب هم در بيانات اخيرشان در سفر قم مكرر بر اين مسئله تأكيد كردند كه تا رسيدن به حد ايده‌آل خيلي فاصله داريم و بايد خيلي كار بشود.

* نگاه‌هاي كل‌نگر و جزء‌نگر به اسلام

گاهي ما نگاهي جزء‌گرا به اسلام داريم و در حدي كه شرايط طبيعي و اجتماعيمان اقتضا مي‌كند يك گوشه كار را مي‌گيريم و پيش مي‌رويم. به عنوان مثال نسبت به احقاق حقوق خانم‌ها احساس مسئوليت مي‌كنيم. مي‌بينيم از يك طرف در طول تاريخ محروميت كشيده‌اند و از سوي ديگر افراط‌هايي در جهان غرب وجود دارد كه بيشتر در جهت ضربه زدن به شخصيت زن و حقوق زن است. مي‌خواهيم در اين زمينه كار بكنيم؛ كار علمي، فرهنگي، تحقيقي، آموزشي، تربيتي، تا برسد به كار سياسي و قانونگذاري و بالاخره تا حد اجرا پيش برويم.

اين يك نگاه است. كار بسيار خوب و ديد مقدسي است. ساير اقشار هم به تناسب مي‌توانند كارهايي را كه مقتضاي صنف، امكانات و موقعيت اجتماعي‌شان است، دنبال‌كنند بدون اين كه نگاهي كلان و كل‌نگر به مسائل جامعه داشته باشند. بسياري از مسائل اينچنين است كه هم نشانه علاقه‌ و انگيزه‌ عاملان آنها نسبت به اجراي احكام اسلامي است و نيز نشانه وسعت نظر، عمق فكر و وسعت مطالعات آنها در اين زمينه‌ها. ما هم به سهم خودمان اين تلاش‌ها را تقديس مي‌كنيم، اما خوب است پيش از اينكه در بخش خاصي تلاشي را شروع كنيم، ادامه بدهيم، يا تكميل كنيم، نظري كلان نسبت به مسائل جامعه‌مان داشته باشيم. در اين‌باره نكاتي را يادآوري مي‌كنم.

* اسلام؛ مجموعه‌اي ارگانيك

تقريباً ده سال از سي و دو سال انقلاب اسلامي در زمان حيات حضرت امام بود. در اين مدت با مشكلاتي روبه‌رو بوديم كه آن اسلام واقعي - و به فرمايش امام خميني: اسلام ناب - در كشورمان اجرا نشد. به نظر مي‌رسد خوب است بعد از اين تجربه سي‌ودو ساله، قدري در اين پرسش بازنگري كنيم كه چرا آن‌گونه كه بايد، نشد؟ چرا كمبودها و كاستي‌هايي پيش آمد و حتي بعضي از آنها تشديد شد؟ البته در سايه انقلاب و به بركت خون شهدا پيشرفت‌هاي عظيم و موفقيت‌هاي بسيار بزرگي حاصل شده كه نبايد هيچ كدام از آن‌ها را فراموش كرد، ولي چرا اين پيشرفت‌ها و توفيقات كاملتر نشد؟

به نظر مي‌رسد در اين زمينه دو مشكل اساسي وجود دارد كه هر دو به نحوي به بينش و شناخت برمي‌گردد. ما بايد اسلام را به عنوان يك مجموعه سيستماتيك بلكه يك مجموعه ارگانيك بنگريم؛ مجموعه‌اي كه اعضايش تأثير و تأثر متقابل دارند و با فعاليت‌هايي كه انجام مي‌دهند زمينه رسيدن به هدف واحدي را فراهم مي‌كنند كه فوق هدف فعاليت‌هاي هر بخش از اين سيستم است. متأسفانه اين نگرش به اسلام چه در جامعه ما و چه در ساير كشورهاي اسلامي درست تبيين نشده است. وقتي بخواهيم اسلام را خيلي خوب تعريف كنيم، مي‌گوييم اسلام همه چيز دارد؛ اقتصاد، فرهنگ، سياست، حقوق، حكومت و روابط بين‌الملل دارد؛ اما آيا اينها را در مجموعه‌‌اي كنار هم قرار مي‌دهيم كه بايد به هم متصل كرد، يا اينها رابطه ارگانيك دروني دارند و اصلاً امكان انفكاك بين آنها نيست. ما هنگامي اسلام را درست شناخته‌ايم كه آن را به عنوان پيكري ببينيم كه اندام‌هاي گوناگوني دارد. دستگاه‌هاي گوارش، تنفس و اعصابش، حقيقت واحدي را تشكيل مي‌دهند و هيچ كدام به تنهايي انسان نيستند و جزو حقيقي انسان به شمار نمي‌روند. وقتي انسان هستند كه با يكديگر ارتباط داشته باشند. قلب وقتي كه در درون بدن و با مغز و اعصاب و سيستم عصبي و ساير دستگاه‌هاي تفنس و گوارش در ارتباط باشد قلب انسان است وگرنه اگر قلب را بيرون بياورند و در محفظه‌اي بگذارند، هر چند مشغول كار خودش باشد، قلب انسان نيست؛ وقتي قلب انسان است كه در ارتباط با مغز، فكر، احساسات و عواطف انسان باشد و گرنه موجودي مستقل است كه كار خودش را مي‌كند و تا شرايط طبيعي‌اش فراهم است قبض و بسطي دارد.
چه‌بسا بعضي از اندام‌هاي ديگر هم اين‌گونه باشند. ممكن است خون انسان را بيرون بياورند و در محفظه‌اي در شرايط بهداشتي حفظ كنند و سال‌ها گلبول‌هايش سالم بماند، اما اين انسان نيست. اسلام هم اين‌ گونه است؛ اين‌كه مي‌گوييم اسلام همه چيز دارد معنايش اين نيست كه بخش‌هاي جداگانه‌اي به نام اقتصاد و فرهنگ و حقوق و... دارد؛ بلكه همه اين‌ها در هم تنيده است و با هم تأثير و تأثر متقابل دارد. وقتي اسلام ناب است كه همه بخش‌ها به صورت يك كل منسجم و داراي تأثيرات متقابل و با هدف واحد در نظر گرفته شود كه متأسفانه اين مسئله درست تبيين نشده است.

* لزوم درك لايه‌هاي عميقتر

مسئله دوم اين است كه نگرش به هر بخشي از اسلام داراي لايه‌هايي است؛ لايه‌اي سطحي كه هر كسي نگاه كند اين لايه را مي‌بيند و اگر اين حداقل را درك نكند اصلاً اسلام را نشناخته است، ولي لايه‌هاي عميقتري هست كه اگر آن لايه‌ها را درست نشناسيم ممكن است در درازمدت، اسلام لطمه بخورد. گياهي را فرض كنيد كه در گلداني رشد مي‌كند، ممكن است گل هم بدهد، خوش‌بو هم باشد، اما اين گياه هيچ گاه درختي نمي‌شود كه صد سال عمر كند. اگر بخواهد عمري صدساله داشته باشد بايد در زمين حاصلخيزي رشد كند و بتواند در اعماق زمين ريشه بدواند وگرنه مثل خيلي ازگياهاني كه امروز به صورت مصنوعي پرورش مي‌دهند دوامي نمي‌آورد. قرآن در اين باره بيان زيبايي دارد: «... كشجره خبيثه اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار» (چون درخت ناپاكي است كه از روي زمين كنده شده و قراري ندارد.» بايد اسلام را در لايه‌هاي مختلفش ببينيم و به اعماقش پي ببريم. «كشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء؛ تؤتي اكلها كل حين باذن ربها.»

* لايه عميق ولايت

در اين باره نمونه‌هاي بسيار وجود دارد. همين مسئله ولايت در اسلام (صرف‌نظر از مسئله ولايت فقيه و حكومت) يعني چه؟ اين ولايت در مجموعه مفاهيم اسلامي چه جايگاهي دارد؟ آنچه در خاطر ماست و از كودكي ياد گرفته‌ايم همين «محبت اهل بيت» بوده است. در خيلي جاها تصور بر اين است كه اهل ولايت كساني هستند كه زياد روضه مي‌خوانند، گريه مي‌كنند و توسلات دارند! اما به بركت انفاس قدسي امام خميني «ره» ما به لايه‌اي عميقتر از اين معنا پي برديم كه از لايه اول خيلي مهمتر است؛ ولايتي كه درباره آن مي‌گويند« ولم يناد بشيء كمانودي بالولايه» تنها همين سفره حضرت ابوالفضل و امثال آن نيست. چيزي كه اهميتش از نماز بيشتر است بايد تأثير خيلي عميقتري در سعادت انسان داشته باشد. بالاخره همين اندازه فهميديم كه ولايت فقيهي هست كه اصل نظام است. ولي اكنون كه همه دنيا نظام جمهوري اسلامي ايران را به عنوان نظام ولايت فقيه مي‌شناسند، مردم ما به خصوص اقشار و گروه‌هاي مؤثر كه شامل بالاترين مسئولان كشور هم مي‌شود از ولايت فقيه چه مي‌دانند و چه اندازه به آن معتقدند؟ اگر كسي ادعا كند كه بعد از سي و چند سال؛ بعد از اين همه بحث‌هايي كه خود امام فرمودند، كتاب‌هايي كه فقها در اين‌باره نوشتند؛بحث‌هاي تلويزيوني، راديويي و غيره‌اي كه انجام گرفت، هنوز در عاليترين سطوح مسئوليت كشور، ولايت فقيه به معناي واقعي‌اش جا نيفتاده، ادعاي گزافي نكرده است. البته ما علم غيب نداريم و نمي‌دانيم در دل هر كس چه مي‌گذرد، اما آثار نشان مي‌دهد كه هنوز در اعماق دل خيلي‌ها اين است كه اين يك فرصتي بود كه امام آن را غنيمت شمرد و براي آخوندها دكاني باز كرد! مي‌گويند: وقتي مردم بايد رأي بدهند و رئيس جمهور يا رئيس حكومتي انتخاب كنند، ديگر ولي فقيه چه كاره است؟! قواي سه‌گانه كه داريم. ده‌ها سال پيشتر مونتسكيو گفت، ديگران هم تصريح كردند و توجيهات عقلي خوبي هم دارد. قوه مقننه و قضاييه داريم، يك رئيس قوه مجريه هم مي‌خواهد كه آن مصوبات را عمل كند. ديگر چه مي‌خواهد؟ رهبر يعني چه؟ ولي فقيه چه كاره است؟ بله عده‌اي از آخوندها در مبارزه با نظام قبلي زحمت كشيدند و كشته و زنداني دادند؛ امام هم به پاس تشكر، چيزي به نام ولايت فقيه درست كردند! مردم هم به امام احترام گذاشتند و آن را قبول كردند!

نمي‌دانم اين افراد تا چه اندازه باور دارند كه اين ولايت را بايد به عنوان اسلام پذيرفت. گاهي در عمل نشان مي‌دهند كه باور ندارند. گاهي كسي مقام رسمي قانون پيدا مي‌كند، خيال مي‌كند ديگر مالك كشور است. مي‌گويد مردم به من رأي دادند و اختيار را به دست من داده‌اند، ديگر رهبر چه كاره است؟! حتي در حوزه‌هاي علميه هم كساني پيدا مي‌شوند كه هنوز بعد از اين همه بحث‌ها شك مي‌كنند كه اصلاً آيا ما ولايت فقيه داريم يا خير، واگر داريم قلمروش چه‌قدر است و اصلاً آيا حكومت اسلامي داريم يا نداريم؟! متأسفانه اين حرف‌ها تحت تأثير برخي عوامل، وسعتي نسبي در بعضي از حوزه‌ها پيدا كرده است.

با اين اوصاف هرچند ما مثلاً درباره حقوق زن تحقيق علمي كنيم، اجتهاد كنيم، خانم‌ها‌ خودشان مجتهد بشوند، به حد اعلميت برسند، در اين باره فتوا بدهند، تحقيق داشته باشند. و حكم مسئله را اثبات كنند يا فقهاي حوزه و مراجع بيايند، حمايت كنند و نظر بدهند كه بايد چنين كرد، اگر مسئولان كشور، آنهايي كه در قوه مقننه مؤثرند تصويب نكنند، چه مي‌شود؟ ما قوانيني داشتيم كه با اكثريت قاطع تصويب شده و شوراي نگهبان هم تأييد كرده، ولي سال‌هاست متروك مانده، چون مجري دلش نمي‌خواسته، سليقه‌اش نبوده و هر روز به بهانه‌اي قانون را كنار گذاشته است. بنابراين با اين كارها مسائل حل نمي‌شود. بايد فكر كلاني داشته باشيم، بايد كاري كنيم كه مسائل اصلي و زيربنايي نهادينه شود، نه اين كه بعد از سي - چهل سال هنوز هم مشكوك باشد و با آن برخوردي شعاري بشود. وقتي از عمق دل باور كردند و فهميدند اسلام و اقتضاي اسلام همين است، آنهايي كه واقعاً مسلمانند پاي آن مي‌ايستند و براي آن جان هم مي‌دهند، اما وقتي باور نكردند، مي‌گويند حالا آخوندها چيزهايي گفته و نوشته‌اند؛ اين بحث‌ها زير و رو زياد دارد و اختلاف‌نظر زياد است! در اخر هم يا آدم كج سليقه‌اي را پيدا مي‌كنند و فتوايش را مي‌گيرند، يا فتوايي مي‌تراشند تا در مقابل، به آن استناد كنند. حالا اگر شما صد تا فقيه داشته باشيد كه همه حكمي داده باشند و در مقابل، كسي سخن خلافي گفته باشد، اگر دلشان با آن حكم مخالف باشد، سخن اين يكي را مي‌گيرند و همه چيز را فراموش مي‌‌كنند.

* لزوم حركت هماهنگ

ما بايد در اين دو جهت يعني طرح كلان اسلام براي جامعه، و ارتباط دروني بخش‌هاي مختلف اسلام فعاليت كنيم. اين كه توقع داشته باشيم حقوق زن رعايت بشود يا مثلاً نكاح موقت درست اجرا شود، اما از ساير مسائل غفلت كنيم به جايي نمي‌رسيم. وقتي آموزش و پرورش ما گونه ديگري است؛ دستگاه‌هاي ارتباطي ما و فيلم‌ها طور ديگري است؛ اينترنت دائماً جوان‌هاي ما را بمباران مي‌كند، در اين شرايط، اين كه فتواي علما اين است كه اين حلال يا حرام است، هيچ مشكلي را حل نمي‌كند. آن مسئولي كه دختر، پسر، عروس يا دامادش با همين مشكلات دست به گريبانند چطور مي‌خواهد به صورت ديگري عمل كند؟ اين تلاش‌ها وقتي ثمر مي‌دهد كه اين مجموعه، هماهنگ حركت كند. قتي يك قدم پيش مي‌رود همان يك قدم را همه بروند، نه اينكه در يك بخش جلو برويم و خيلي پيشرفت كنيم، اما قسمت‌هاي ديگر مورد غفلت قرار بگيرد. مثل انسان ناموزوني كه دست و پايش خيلي دراز است، اما سركوچكي دارد، به جايي نمي‌رسد. در آخر هم دست‌هاي درازش جايي گير مي‌كند و مي‌افتد، سرش مي‌شكند و نابود مي‌شود.

ما بايد اسلام را در يك كل ببنيم كه بايد همه بخش‌هايش با هم متناسب و متوازن رشد كند. تصور اينكه مي‌توانيم مسائل حقوقي زن را بدون توجه به مسائل ديگر اصلاح كنيم نادرست است. مخصوصاً اگر اين مسائل با اعتقادات تماس داشته باشد. اگر خداي نكرده روزگاري بعضي مسئولان ما در اينكه احكام اسلام ابدي است و هميشه بايد اجرا بشود تشكيك كردند، اساس اسلام زير سؤال مي‌رود. چندين سال از طرف عاليترين سطوح رسمي كشور به جامعه القا مي‌شد كه اسلام را طوري تعريف كنيد كه دنيا بپذيرد، و آنهايي كه به فرمايش امام اسلام ناب را معرفي مي‌كردند، متهم به خشونت مي‌شدند. مي‌گفتند شما به اسلام خيانت مي‌كنيد؛ اسلام را به گونه‌اي معرفي مي‌كنيد كه دنيا نمي‌پذيرد؛ بايد طوري معرفي كنيد كه همه بپذيرند. همان‌طور كه در كنفرانسي در آلمان معرفي كردند و حتي ماركسيست‌ها هم گفتند اگر اسلام اين است ما هم قبول داريم!

* تلاش در جهت تغيير فرهنگ

بايد توجه پيدا كنيم كه كارمان يك اشكال اساسي دارد. وقتي مسائل اقتصادي شرايط زندگي را سخت كند، اگر بخواهيم به خانمي كه طلاق گرفته بگوييم طبق دستور اسلام عمل كن؛ مهرت را بگير و برو، نمي‌پذيرد. فرض كنيد به اندازه چند ماه خرجش را هم بدهند، بعد از آن مي‌خواهد چه كار كند؟ مخصوصاً در جامعه‌اي كه ازدواج مجدد براي يك خانم پسنديده نيست. در زندگي‌هاي قبائلي مسائل ازدواج اين‌گونه پيچيده نبود؛ امروز كسي زن مي‌گرفت، فردا طلاق مي‌داد و همين خانم با مرد ديگري ازدواج مي‌كرد. خيلي هم عادي بود، ولي حالا اين گونه نيست؛ ديگران زشت مي‌دانند كه خانمي كه شوهرش از دنيا رفته است، مجدداً ازدواج كند. متأسفانه اين مسئله در كشور ما به فرهنگي عمومي تبديل شده است. ازدواج موقت را كه اصلاً نمي‌توان حرفش را زد. بسياري از افراد تصريح مي‌كردند ما به گناه كردن حاضريم، اما حاضر نيستيم ازدواج موقت داشته باشيم. يعني ازدواج موقت را زشت‌تر از فحشا مي‌دانستند! هنوز هم در گوشه و كنار جامعه چنين تفكري هست. اين شرايط فرهنگي بايد عوض بشود. تا اين فرهنگ حاكم است اين طور حكم‌ها اجرا نمي‌شود. ما بايد براي تغيير فرهنگ جامعه برنامه‌ريزي داشته باشيم و مسئولان ما باور كنند كه بايد اين كارها را انجام بدهند.

* لزوم توجه به مسائل اساسي

بايد حواسمان جمع باشد. تمام نيرو، وقت و كارمان را صرف يك موضوع جزئي نكنيم كه معلوم نيست به جايي برسد يا نرسد. به نظر مي‌رسد در عين اينكه هر كسي بايد طبق شرايط خاص خودش و وظيفه، امكانات و تخصصي كه دارد براي حفظ نظام و پيشبرد اهداف اسلام حركت كند اما مهمترين كار توجه به مسئله كلان جامعه است. بايد بينديشيم اين مجموعه فعاليتي كه داريم در كجاي اين جامعه واقع مي‌شود، چه تعاملي با ساير بخش‌ها دارد و چه‌قدر شرايط اجرايش در جامعه فراهم شده است. اگر كساني برخوردشان با مقام ولايت فقيه از نوع برخورد سياسي با يك باند يا رقيب سياسي باشد. يعني سي و چند سال تلاش براي ولايت فقيه همه بر باد است. اگر اين طور شد تلاش‌هايي كه براي مسئله فقاهت و مرجعيت مي‌شود چه فايده‌اي دارد؟ كساني كه احساس مسئوليت مي‌كنند، كساني كه فكر و هوش و انگيزه‌اي دارند، آنها كه دلشان براي انقلاب مي‌سوزد، بايد براي مسائل اساسي دلسوزي كنند، بود و نبود مسائل ديگر چندان فرقي نمي‌كند. نمي‌گويم نبايد تلاش كرد، اما اگر اصل مسئله ولايت فقيه انكار بشود، اگر اصل امام زمان به گونه ديگري تفسير بشود ديگر چه چيزي باقي مي‌ماند؟ اين‌ها خطراتي است كه كمتر كسي به آن توجه پيدا مي‌كند و متأسفانه وقتي خطر واقع شد رفع كردن آن تقريباً محال مي‌شود.

* خطر فراماسونري

آنها كه تيزبين هسند بايد آينده را پيش‌بيني و خطرها را احساس كنند، ديدبان‌ها بايد از دور بنگرند كه چه پيش مي‌آيد. احساس من اين است كه در درون جامعه ما دستگاه فراماسونري در حال تقويت مجدد است. نبايد فراموش كرد كه در ايران، مشروطيت با دستگاه فراماسونري، با شعارهاي اسلامي و آيات قرآن بر سر كار آمد. سر كار آمد. امروز هم اگر بخواهد بيايد حتماً از همين شعارهاي برگرفته از انقلاب استفاده خواهند كرد و در زير اين پوشش‌ها حرف خودشان را مي‌زنند. همان چيزي كه هميشه گفته‌اند «قالب را حفظ كنيد و محتوا را عوض كنيد.» قالب، امام زمان (عج) و اين حرف‌هاست اما محتواي امام زمان، چيز ديگري (مثل انسان كامل نوعي) مي‌شود.

اگر در مسائل مبتلابه جامعه، با علما و مراجع تبادنظر كنيم، ولي به كسي كه اصلاً در طول عمرش با هيچ عالمي ميانه خوبي نداشته و اكنون نيز حاضر نيست داشته باشد و هرچه بتواند لگد مي‌زند چه اميدي مي‌توان داشت؟ كساني هم دلباخته اينها شده‌اند و فريبشان را خورده‌اند و با تمام قوا همه آنچه را كه بر ديگران عيب مي‌گرفتند، اعم از استفاده از امكانات دولتي براي مسايل شخصي و... درباره اين شخص فراموش مي‌كنند. با اين روند، روزي چشم باز مي‌كنيم مي‌بينيم كه اصلاً روز به شب تبديل شده است و ديگر همديگر را نمي‌شناسيم. اصلاً اينجا كجاست؟! و اينها از كجا پيدا شده‌اند؟ اين‌ها از درون همين دستگاه درآمده‌اند، خود ما حمايتشان كرديم اين بودجه‌هايي كه در اين راه صرف مي‌شود از جايي مي‌آيد؟ اين بند و بست‌هايي كه مي‌شود، اين عزل و نصب‌هايي كه انجام مي‌گيرد به چه دليل است؟ اين حرف‌هاي نچسبي كه هر روز در قالبي نو زده مي‌شود از كجا مي‌آيد؟ چه انگيزه‌اي براي طرح اينها وجود دارد؟ اين همه سخن از ملي‌گرايي آن هم در زماني كه كشورهاي اسلامي و عربي بيدار شده‌اند و يك نهضت اسلامي جهاني در حال شكل‌گيري است براي چيست؟ آيا پيامد طرح «اسلام‌ ايراني» چيزي جز اين است كه ما را به ملي‌گرايي متهم كنند و بگويند شما با اسلام سروكار نداريد؟ چه انگيزه‌ عقلايي مي‌تواند پشت اين كار وجود داشته باشد؟ اگر روزي از ما بپرسند كه چرا براي احياي حقوق زن كار نكرديد شايد عذري داشته باشيم، اما اگر روزي بپرسند كه چرا اساس اسلام بر باد رفت و ساكت مانديد، چه جواب بدهيم؟

* شديدترين خطر براي نظام

مگر هنگامي كه دستگاه بني‌اميه سر كار آمد چند سال از تولد اسلام گذاشته بود؟ آنها با چه نامي بر مسند حكومت نشستند؟ آيا جز به نام اسلام و خليفه رسول‌الله حكومت مي‌كردند؟ اما به فرمايش اميرالمؤمنين ظرف اسلام را واژگون كردند و پوستين اسلام را وارونه پوشاندند و ملت هم پذيرفتند! وقتي روي منبرها - العياذبالله - اميرالمؤمنين (ع) را لعن مي‌كردند، در كدام كشور اسلامي مقاومت شد؟ اين كار همه جا رسم شد. هر جا نماز جمعه خوانده مي‌شد، لعن علي (ع) هم بود. تا زمان عمربن عبدالعزيز كه كم‌كم نسبت به اين مسئله مقاومت شد. قبل از اينكه جنازه پيغمبر دفن شود چه كساني براي پيغمبر (ص) جانشين درست كردند؟‌ مشركان آمدند؟ زرتشتيان و يهوديان آمدند؟ خير، همين اصحاب پيغمبر بودند! پس تعجبي ندارد كه كساني به نام ولايت فقيه و به نام طرفداري از خط امام بيايند و اسلام را از امام كنار بزنند و مگر چنين نكردند؟ مگر به نام طرفداري از «خط امام» نيامدند اسلام را از بين ببرند؟ آيا ديگر تمام شد؟ فردا فتنه عميقتري در پيش است. ابزارش از همين‌جا و از همين الان تهيه شده است. از آسمان نازل نمي‌شود. مگر سران فتنه از آسمان آمدند و فتنه برپا كردند. همين‌ها بودند كه حكومت اسلامي را در عاليترين سطوح در طول چند دهه اداره مي‌كردند. حالا تعجب مي‌كنيم! بعيد نيست يكي دو سال ديگر وضع عوض بشود و همين‌هايي كه در همين نظام به وجود مي‌آيند و رشد مي‌كنند و از بودجه مملكت و از همين امكانات صرف به قدرت رسيدن آنها مي‌شود سر كار بيايند و ريشه همه چيز را بزنند. حالا بنشينيم گوشه‌اي يك تحقيق علمي بكنيم و حداكثر طرحي تهيه كنيم و براي تصويب به مجلس بفرستيم. آيا تصويب شود يا نشود، فردا بعد از اين كه تصويب شد شوراي نگهبان آن را تأييد كند يا نكند. شوراي نگهبان تأييد كرد آيا دولت اجرا كند يا نكند، آيا اين تنها كاري است كه از ما برمي‌آيد و هيچ وظيفه ديگري نداريم؟!

ان‌شاءالله كه من اشتباه مي‌كنم، ان‌شاء‌الله كه همه‌اش اشتباه باشد، اما آن خطري كه من احساس مي‌كنم شديدترين خطري است كه تا به حال نظام ما را تهديد كرده است و ديگر جايي براي اسلام و ولايت فقيه و ارزش‌هاي اسلام نخواهد گذاشت.

خداوند متعال همه ما را از آفت‌هايي ديني و معنوي حفظ كند و به همه ما توفيق انجام وظيفه - آن گونه كه مورد رضايت خودش هست - مرحمت كند. ان‌شاءالله سايه رهبر معظم انقلاب بر سر ما مستدام باشد كه اين شخصيت عظيم‌الشأن و الهي، ذخيره بزرگي براي حفظ اين نظام و بزرگترين نعمتي است كه براي حفظ اسلامي به آن اميدواريم.

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

آيت‌الله مکارم شيرازي: اين‌كه اجنه در زندگي شخصي ما دخالت داشته باشند دروغ است خداوند از آن‌هايي که اسلام را خشن معرفي کرده‌اند انتقام خواهد گرفت

آيت‌الله مكارم شيرازي در واكنش به آن‌چه كه آن را «رواج مباحث مربوط به جن‌گيري و رمالي در سطح جامعه» ‌خواند، واکنش نشان داد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مرجع تقليد در آغاز درس خارج فقه خود تصريح کرد: وجود جن و ملائکه و انسان که سه گروه داراي عقل و شعور از نظر قرآن هستند، امري مسلم است. جن وجود خارجي دارد و عاقل است. اين موجودات هم کافر دارند و هم مومن و اين مساله از نظر قرآن کريم امري مسلم است و جاي انکار در آن نيست اما اين نکته که اجنه دخالتي در زندگي خصوصي و شخصي ما داشته باشند، اشتباه و دروغ است.
وي ادامه داد: دو گروه هستند که گرفتار اين‌گونه مسائلند؛ گروه نخست گروهي هستند که گرفتار اوهام و خيالات هستند و مشکلات زندگي خود را به گردن جن و بخت و طالع سياه مي‌اندازند و ما نديده‌ايم کسي ادعايي در اين زمينه بکند و سندي بر حرف خود داشته باشد. گروه ديگر هم افراد شياد و کلاهبرداري هستند که براي اين‌که درآمدي را کسب کنند، به اين‌گونه امور متوسل مي‌شوند و يا اين‌که اغراض سياسي که اخيرا پيدا شده را دنبال مي‌کنند. اين گروه هيچ چيز ندارند، منتها مهارت‌هايي در کلاهبرداري و شيادي دارند و به افراد مي‌گويند ما جن را گرفتيم و در شيشه کرديم و تا چند روز ديگر فلان و فلان مي‌شود. اين‌ها همه‌اش شيادي و کلاهبرداري است. عوام نبايد گرفتار اين‌گونه مسائل شوند تا چه رسد به خواص و ما در طول عمرمان ديده‌ايم که اين‌گونه مسائل جز اوهام و شيادي نبوده است.
مکارم شيرازي تاكيد كرد: اين‌گونه افکار بايد از صحنه جامعه ما برچيده شود. موجودي به نام جن وجود دارد اما نه آن‌ها در زندگي ما دخالت مي‌کنند و نه ما در زندگي آن‌ها دخالت مي‌کنيم. منتها همين افکار عوامانه گاهي به بالاتر هم کشيده مي‌شود و ممکن است در افرادي نفوذ کند. اين افراد گاهي هم تلقين‌هاي قوي مي‌کنند و حتي ممکن است با حرف‌هاي خود به طور مثال بازپرس و افراد را هم به وحشت اندازند. اين‌گونه افراد از نقطه‌ضعف‌هاي اشخاص استفاده مي‌کنند و با تهديد و تخويف و ديگر مسائل، افراد ضعيف را تحت تاثير خود قرار مي‌دهند و بايد مسوولان جلوي آن‌ها را بگيرند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به حديث اخلاقي امام صادق(ع) درباره آداب معاشرت يادآور شد: «ترش‌رويي» با مردم سبب عداوت و دشمني مي‌شود و بايد با مسلمانان گشاده‌رو باشند؛ چراکه افراد بداخلاق در زندگي تنها مي‌مانند و دشمنان زيادي پيدا مي‌کنند.
مكارم شيرازي با بيان اين‌که «پايه و اساس اسلام بر محبت استوار است» اقدامات افراطي وهابيون تندرو را محکوم و تصريح کرد: وهابي‌هاي تندرو با اعمال خود آبروي خود و اسلام را مي‌برند و موجب بدنامي دين مي‌شوند و خداوند از آن‌هايي که اسلام را خشن معرفي کرده‌اند انتقام خواهد گرفت.
اين مرجع تقليد افزود: در اسلام همه‌اش صحبت از محبت و مودت و مهرباني است، نه کينه و عداوت و اسلام چيزي نيست که وهابيون معرفي مي‌کنند. اين چه مذهب و مسلکي است که اين‌ها به وجود آورده‌اند و همه جا وحشت و خشونت مي‌آفرينند؟
وي ادامه داد: اگر انقباض وجه و ترش‌رويي باعث به‌وجود آمدن عداوت و منجر به خون‌ريزي و همچنين سبب دل‌شکستگي فرد مومني شود، فراتر از کراهت شبهه حرمت به خود مي‌گيرد؛ البته گاهي هم ممکن است از باب امر به معروف و نهي از منکر ترش‌رويي و انقباض وجه واجب شود.
مکارم شيرازي با بيان اين‌که «امر به معروف و نهي از منکر سه مرحله لساني، اظهار تنفر قلبي و مرحله عملي دارد» يادآور شد: مرحله برخورد عملي مربوط به ماموران حکومت است و مردم بايد با زبان خوش، امر به معروف و نهي از منکر کنند و مرحله قلبي نيز که آثار آن در صورت ظاهر شود وظيفه همه است.
بر اساس گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دفترآيت‌الله مکارم شيرازي، اين مرجع تقليد در پايان با تاکيد بر اينکه بايد عملا ثابت کنيم که اسلام دين محبت و دوستي است، نه عداوت و دشمني، خاطرنشان كرد: اهل علم و روحانيان بايد از اين دستور بيشتر استفاده و اين مسئله را بهتر مراعات کنند.