ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه

چراغ از بهرخاموشي نگه دار

1- آرزوي «رستم» همه اين بود كه فرزند گمشده خود «سهراب» را بيابد و سهراب در جستجوي پدر پاي در سفر نهاده و همه جا را مي كاويد. سرانجام، روزي فرا رسيد كه پدر و پسر به هم رسيدند و كوه و دره و رودخانه اي در ميان نبود. اما، «افراسياب» كه ماندگاري خود را در جدايي آن دو مي ديد، حيله اي انديشيد. رستم را گفت؛ مژده باد كه دوران فراق به سر رسيده و اگر اين پهلوان جوان را از ميان برداري با فرزند گمشده ات فاصله چنداني نداري و آن پهلوان جوان «سهراب» بود! افراسياب در گوش سهراب نيز به نجوا نشست كه ديدار پدر نزديك است و فاصله اي در ميان نيست، مگر اين پهلوان سپيد موي كه سد راه است. و آن پهلوان سپيد موي «رستم» بود! در پي اين نجواي شيطاني، رستم و سهراب به هم آويختند... ساعتي بعد، رستم بر پهلوان جوان غلبه كرد. پشت او را به خاك كشاند و با همه توان، خنجر بر پهلويش نشاند و در حالي كه سرمست از اين پيروزي به پيكر نيمه جان حريف مي نگريست، بازوبند مخصوص خويش را كه به نشانه نزد پسر گمشده اش بود، بر بازوي پهلوان جوان ديد. سر از ندامت به سنگ كوبيد كه «سهراب» را كشته بود! نوشدارو طلب كرد تا بر زخم پسر نهد، اما ديگر كار از كار گذشته بود و نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه سود؟!
چند روز پيش، در نشست جمعي از دانشجويان با برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، يكي از حاضران طي سخني كه بوي تند فتنه از آن به مشام مي رسيد، خطاب به رئيس جمهور محترم مي گويد «امروز روزنامه هايي مثل كيهان و شرق دائما دولت را مورد هجمه هاي سنگين خود قرار مي دهند» و جناب رئيس جمهور در پاسخ اظهار مي دارند «خوشبختانه، نه كيهان مي خوانم و نه شرق»!
در اين نوشته از مواضع روزنامه شرق سخني به ميان نمي آوريم، ضمن آن كه حملات بي اساس و خصمانه اين روزنامه زنجيره اي به دولت را انكار نمي كنيم و درباره كيهان و اين توهم كه «دائماً دولت را مورد هجمه هاي سنگين قرار مي دهد»!! نيز سخن به اختصار مي گوئيم، چرا كه اين يادداشت در پي پرداختن به موضوع ديگري است و آن، هشداري جدي و صدالبته دوستانه و دلسوزانه به رئيس جمهور محبوب و محترم كشورمان است كه «مواظب افراسياب باشيد»!
2- نسخه هاي يك روزنامه، گوياترين سند براي نشان دادن مواضع و خط مشي آن است، بنابراين، فقط مروري گذرا بر مواضع كيهان كه ثبت و مكتوب است، ترديدي باقي نمي گذارد كه اين روزنامه از اصلي ترين مدافعان آقاي دكتراحمدي نژاد و دولت ايشان در مقابل بدخواهان و بدانديشان بوده و هست و البته، بديهي است كه هرجا ميان مواضع دولت يا دولتمردان و خط روشن و تعريف شده اصولگرايي، زاويه اي ديده و يا ببيند، با نگاهي دلسوزانه به آن پرداخته و مي پردازد، بي آن كه در انتقادهاي هر از چندگاه خود از مرز انصاف عبور كند و يا مرزبندي مشخصي با دشمنان نداشته باشد. نگاهي به انتقادات هر از چندگاه- و البته كم شمار كيهان- و مقايسه آن با رخدادهاي بعدي به وضوح نشان مي دهد كه در انتقادهاي مورد اشاره، حق با كيهان بوده و دغدغه هاي دلسوزانه اين روزنامه بي علت نبوده است.
رئيس جمهور محترم در پاسخ به ادعاي يكي از حاضران كه كيهان را به هجوم سنگين و دائمي عليه دولت متهم كرده بود، مي فرمايند«خوشبختانه، نه كيهان مي خوانم و نه شرق» و سوال اين است كه اگر كيهان نمي خوانيد از كجا مي دانيد مواضع اين روزنامه هجوم سنگين عليه دولت است؟! تنها پاسخ منطقي رياست محترم جمهوري به اين پرسش آن است كه گزاره «هجوم كيهان به دولت» را ديگران به ايشان گزارش داده اند! و اين دقيقاً همان نكته مورد نظر در يادداشت پيش روي است و اين نگراني و دغدغه جدي را پيش مي آورد كه آن «ديگران» چه كساني هستند؟! و آيا نبايد احتمال داد كه در سايه روشن اطراف ايشان «افراسياب» به كمين نشسته است. افراسيابي كه وظيفه- و شايد مأموريت- او فتنه انگيزي و تفرقه افكني ميان اصولگرايان است. آيا حضور احتمالي اين افراسياب در كنار احمدي نژاد نگران كننده نيست؟!
3- كاش برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد نگاهي به اطراف خويش مي انداخت و مشخصات و هويت برخي از اين اطرافيان را كه امروزه در شمار نزديكترين افراد به ايشان هستند، با كساني كه طي چند سال گذشته در كنار وي بوده اند به مقايسه مي نشست. برخي از آنان- تاكيد مي شود كه فقط برخي از آنها نظير آن آقاي اخراجي فلان وزارتخانه و...- چگونه آمده اند؟ و برخي از ياران فداكار، اصولگرا و كارآمد قبلي چرا در كنار ايشان نيستند؟! بي آن كه- خداي نخواسته- قصد مقايسه مثل به مثل در ميان باشد، و فقط به عنوان يك هشدار منطقي بايد گفت كه ماموريت عوامل نفوذي دشمن تنها ترور و انفجار نيست، بلكه مهره چيني بي خاصيت هاي گوش به فرمان و دور كردن كارآمدهاي متعهد از كنار مسئولان يكي از اصلي ترين و شناخته شده ترين مأموريت آنهاست. اينگونه نفوذي ها را چگونه مي توان شناخت؟! به يقين نبايد در جيب و كيف آنها، كارت شناسايي سازمان هاي ماموريت دهنده را جستجو كرد! آنان بعد از نفوذ و جايگزيني دست به كار ماموريت خود مي شوند، و از جمله بااهميت ترين و شناخته شده ترين انواع ماموريت آنها علاوه بر خالي كردن اطراف يك مسئول بلندمرتبه از نيروهاي وفادار و متعهد كه به آن اشاره شد، تنگ كردن دايره دوستان، متهم كردن ياران متعهد و دلسوز به دشمني، دست زدن به اقدامات ضدارزشي و نسبت دادن آن به مسئولان و هنجارشكني هاي ديگري از اين دست نيز هست.
اكنون بايد پرسيد كه آيا برخي از نزديكان رياست محترم جمهوري با بهره گيري از حسن نيت و اعتماد ايشان دست به اينگونه اقدامات نزده اند؟! كسي كه آشكارا از پايان دوران اسلامگرايي سخن مي گويد، صهيونيست هاي غاصب را «مردم اسرائيل»! و مستحق دوستي! مي داند، ناسيوناليسم را به جاي مكتب اسلام مي نشاند و... به عنوان نماينده ويژه رئيس جمهور محترم در امور خاورميانه به آن سامان گسيل مي شود! خاورميانه اي كه اصلي ترين هويت آن اسلامي بودن آن است و حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران در آن منطقه صرفاً و تنها به دليل نمايندگي اسلام ناب محمدي(ص) است. آيا اين گزينش بي آن كه احمدي نژاد عزيز بخواهد، همان خواست هميشگي دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب نيست؟! و يا، آن ديگري كه از كمترين سابقه، تجربه و دانش ديپلماتيك نيز برخوردار نيست به نمايندگي ويژه رئيس جمهور در امور آسيا گسيل مي شود و در اولين مأموريت به تركيه با اظهارنظرسخيف و نسنجيده خويش، مردم مسلمان تركيه اي را كه با حضور اسلامگرايان در كانون تصميم سازي و سياست پردازي آن به ايران اسلامي نزديك شده، عليه جمهوري اسلامي ايران برمي انگيزد! و يا...
خوش بينانه ترين احتمال آن است كه اين نمايندگان ويژه، فقط ناآگاه و ناشي هستند! ولي متاسفانه در پرونده عملياتي و مواضع آنان سوابقي ديده مي شود كه راه را بر خوشبيني مي بندد و اين دغدغه و نگراني جدي را پيش مي كشد كه مبادا به جاي «حمل بر صحت» به «صحت» حمله شده باشد.
آيا اين نمونه ها و دهها نمونه ديگر اين نگراني را پديد نمي آورد كه مبادا پاي افراسيابي در ميان باشد و اين افراسياب هركه هست و هر نام ديگري كه دارد، وظيفه يا خداي نخواسته ماموريت جدايي رئيس جمهور اصولگرا از اصولگرايان و تنها گذاشتن او در ميانه ميدان را دنبال مي كند؟!
4- در ميان دشمنان احمدي نژاد، افراد و جرياناتي هستند كه صرفا به علت اصولگرايي رئيس جمهور، پاكدستي، پركاري، مردم گرايي، ايستادگي در مقابل دشمنان بيروني و... با ايشان دشمني مي ورزند و رئيس جمهور محترم نيز هر از چندگاه به سختي و به حق عليه اين دشمنان موضع گرفته و به آنان مي تازد. اكنون به مواضع و عملكرد افراسياب مورد اشاره و احتمالي نگاهي بيندازيد. ميان مواضع او و مواضع دشمنان تابلودار چه تفاوت عمده اي مي بينيد؟! عبرت انگيز و درس آموز نيست؟! هست.
5- و بالاخره در اين باره اگرچه گفتني بسيار است ولي به اين نكته پاياني بسنده مي كنيم و خطاب به برادر عزيزمان جناب دكتر احمدي نژاد مي گوئيم؛ برادر بزرگوار! جنابعالي به يقين نمونه هاي فراواني از پيش بيني هاي كيهان را كه به واقعيت پيوسته است، شاهد بوده ايد كه نزديكترين آنها در جريان فتنه 88 بود. كيهان با رصد كردن حركات دشمن و مراجعه به فرمول شناخته شده آنان، تمامي مراحل فتنه 88 را قبل از وقوع پيش بيني كرده بود و همه آن مراحل بي كم و كاست به وقوع پيوست و اكنون، با توجه به مسير حركت «افراسياب» و مراجعه به فرمول بارها به كار گرفته شده از جانب اينگونه جريانات، پيش بيني كيهان آن است كه افراسياب ياد شده به زودي و شايد طي چند هفته آينده به حضرتعالي پيشنهاد مي كند كه آشكارا و بي پرده با دوستان واقعي خويش و جريان اصولگرا و حتي دو قوه ديگر اعلام مرزبندي كنيد! شايد هم تا به حال اين پيش بيني را ارائه كرده باشد! افراسياب از شما مي خواهد كه مثلا در يك مصاحبه و يا سخنراني و يا به هر شكل ديگري اعلام كنيد كه فقط خودتان هستيد و هيچ رابطه و پيوندي با ساير اصولگرايان نداريد، دوستان را به دشمني متهم كنيد و در يك كلمه خود را تنها در ميانه ميدان بدانيد! و....
آقاي احمدي نژاد عزيز! اگر به شما چنين پيشنهادي شد، آن را نپذيريد و چنانچه تاكنون اين پيشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداري ورزيد. شما برخاسته از اصولگرايي هستيد و نه- آنگونه كه افراسياب ادعا مي كند- ايجاد كننده آن. افراسياب جدا كردن شما از دوستان واقعي و توده هاي مردمي را كه به آنان خدمت كرده ايد و مي كنيد، دنبال مي كند. نگارنده باتجربه اي كه دارد ترديدي ندارد كه پيشنهاد ياد شده به حضرتعالي ارائه خواهد شد. پس اين پيش بيني هشداردهنده را جدي بگيريد و بلافاصله بعد از ارائه آن پيشنهاد در هويت پيشنهاددهنده ترديد كنيد. شما برادر عزيز متعلق به مردمي هستيد كه دوستشان داريد و دوستتان دارند. پس؛
چو ب ه گشتي طبيب از خود ميازار
چراغ از بهر خاموشي نگه دار.
حسين شريعتمداري

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

اشتباه عمدي !

1- هنگام اقامت حضرت امام(ره) در پاريس و در ماههاي پرجوش و خروش قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، چند تن از اعضاي جبهه ملي، از جمله كريم سنجابي دبير كل وقت اين جبهه به ديدار ايشان مي روند. روز بعد، يكي از خبرنگاران اروپايي با اشاره به اين ملاقات، از حضرت امام مي پرسد؛ آيا صحت دارد كه حضرتعالي براي رسيدن به وحدت با جبهه ملي و جلب همكاري آنها، در برخي از نظرات خود تخفيف هايي داده ايد؟ حضرت امام(ره) در پاسخ مي فرمايند؛ اين خبر صحت ندارد. نظراتي كه ما مطرح مي كنيم، متعلق به خودمان نيست كه در آن تخفيف بدهيم. اينها نظر اسلام است و قابل تخفيف و تغيير نيست.
و اما، از سوي ديگر، مروري گذرا بر سخنان، نوشته ها، نامه ها و مجموعه آثار گرانقدري كه از امام راحل(ره) برجاي مانده و در دسترس همگان است، به وضوح نشان مي دهد كه توصيه هاي آن حضرت به «وحدت» و نگراني ايشان از تفرقه، يكي از اصلي ترين و پرتكرارترين آموزه هاي مورد تأكيد حضرت امام بوده است و تقريباً كمتر سخنراني و يا نامه و نوشته و دستورالعملي از امام راحل(ره) را مي توان يافت كه در آن بر ضرورت «وحدت» تأكيد نشده باشد.
رهبر معظم انقلاب نيز در ديدار اخير كارگزاران نظام با ايشان، آنجا كه سخن از ضرورت وحدت و همدلي به ميان مي آيد، مي فرمايند؛
«ما عرض كرديم جذب حداكثري، دفع حداقلي. البته معيار و ميزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ايمان در يك حد نيستند. ما در بين خودمان آدمهايي داريم ضعيف الايمان، آدمهايي داريم كه ايمانشان قوي تر است. بايد راه بيائيم. نمي شود ضعيف الايمان را دفع كرد، نمي شود فقط به كساني چشم دوخت كه قوي الايمانند؛ نه، ضعفا را هم بايد در نظر داشت. كساني كه خودشان را قوي مي دانند، آن كساني را كه ضعيف مي دانند، ملاحظه كنند، مراعات كنند، دفع نكنند. آن كساني كه جزو مجموعه هستند، ليكن براثر اشتباه و غفلت كنار افتادند، جدا افتادند، اينها را به خود بياورند؛ اينها را نصيحت كنند، دلالت كنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اينها مسائل اساسي است.»
همانگونه كه ملاحظه مي شود، ايشان نيز، روي اصول و ارزشها به عنوان معيار و ميزان وحدت تأكيد مي ورزند و چند روز بعد، در پي فضاسازي مشترك دشمنان خارجي و داخلي، دانشجوياني كه به محضر رهبر معظم انقلاب رسيده بودند در همين زمينه پرسشي را مطرح مي كنند و آقا در پاسخ مي فرمايند؛
وحدت هم كه ما گفتيم- كه بعد سوالات ديگري هم در اين زمينه شده- منظور من اتحاد بر مبناي اصول است. بنابراين وحدت با كيست؟ با آن كسي كه اين اصول را قبول دارد. به همان اندازه اي كه اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصليم؛ اين مي شود ولايت بين مومنين. آن كسي كه اصول را قبول ندارد، نشان مي دهد كه اصول را قبول ندارد يا تصريح مي كند كه اصول را قبول ندارد، او قهراً از اين دائره خارج است. بنابراين با اين تفصيل و توضيحي كه عرض شد، هم طرفدار وحدتيم، هم طرفدار خلوصيم.
2- بعد از سفارش اخير رهبر معظم انقلاب بر حفظ وحدت و پرهيز از تفرقه كه توصيه هميشگي ايشان و حضرت امام(ره) بوده و هست، حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي صديقي در خطبه نماز جمعه تهران - 92/5/98- با اشاره به اين توصيه و از نگاهي دلسوزانه و خيرخواهانه گفت:
«در ماه رمضان ميهمان خدا هستيم و اوست كه ما را دعوت كرده و در را نبسته است، لذا سراغ كساني كه از نظام جدا شده اند برويم و ببينيم درد و مشكل كجاست. آيا تاكنون مانند پيامبر(ص) بوده ايم كه منتظر بود تا كساني كه او را آزار مي دادند و زير پايش خار مي گذاشتند، ابراز پشيماني كنند و برگردند؟»
اين بخش از سخنان خطيب محترم جمعه در فاصله اندكي پس از انتشار با سوءاستفاده مديران بيروني فتنه و عوامل داخلي آن روبرو شد كه اظهارات ايشان را نشانه تلاش جمهوري اسلامي ايران براي بازگرداندن عوامل فتنه به عرصه سياست و دلجويي!! از آنان تفسير كرده بودند، تا آنجا كه يكي از سران فتنه با ذوق زدگي بيانيه اي صادر كرده و اين -به زعم خود- تصميم نظام را نشانه موفقيت كودتاي سبز ناميده و از حذف مرز ميان خودي و غيرخودي! با عنوان يكي از دستاوردهاي جنبش سبز!! - بخوانيد فتنه آمريكايي اسرائيلي 88- ياد كرد!
بي بي سي با استناد به سخنان حجت الاسلام والمسلمين صديقي و چند اظهارنظر مشابه از سوي دو شخصيت روحاني ديگر، اين اظهارات را نشانه عقب نشيني نظام از مواضع خود معرفي كرد و با تلويحي نزديك به تصريح نتيجه گرفت كه ناكامي جمهوري اسلامي ايران در مهار رخدادهاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، باعث شده است كه «آيت الله خامنه اي به دنبال وحدت با اصلاح طلبان» باشد! اين شبكه راديو تلويزيوني كه از سوي وزارت خارجه انگليس اداره مي شود در پايان گزارش خود با لحني طلبكارانه اعلام كرد؛ رهبران جنبش سبز! هنوز به اين درخواست پاسخي نداده اند! و افزود؛ رهبران جنبش(!!) خواستار آن شده اند كه حكومت، خسارت هاي وارد شده به آسيب ديدگان اعتراضات پس از انتخابات را جبران و عاملان برخورد خشونت بار با معترضان را مجازات كند!!
راديو فردا و چند گروه ضدانقلاب ديگر ادعا كردند كه جمهوري اسلامي ايران در نهايت به راه حل هاي ارائه شده از سوي آيت الله هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه 62تيرماه 88 رسيده است!!...
3- اظهارات حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي صديقي با توجه به مواضع بارها اعلام شده ايشان درباره خيانت فتنه گران و نيز بخش هاي ديگري از سخنان وي در همان خطبه به وضوح نشان مي دهد كه آنچه امام جمعه موقت تهران با دلسوزي و نگاهي عالمانه در پي آن بوده اند، با تفسير و تحليلي كه از اظهارات ايشان شده است فاصله اي پر ناشدني و متضاد دارد، اما با عرض پوزش از محضر جناب آقاي صديقي بايد اذعان كرد كه توضيح ايشان - احتمالا به دليل كمبود وقت- كافي نبوده است و به بيان ديگر آقاي صديقي عزيز كه به حق يكي از اسوه هاي حركت در صراط مستقيم اسلام و انقلاب هستند، از مقصود مورد نظر خويش تعريف جامع و مانعي ارائه نفرموده اند. اگرچه دشمنان بيروني و داخلي در پي بهانه جويي بوده و هستند و در بهره گيري و سوءاستفاده از بيانات جناب صديقي عزيز و بزرگوار دچار اشتباه نشده! بلكه عمداً اشتباه كرده اند! با اين حال شايد بهتر آن بود كه امام جمعه موقت تهران حساب دشمنان تابلو دار اسلام و انقلاب كه در جريان فتنه 88 آشكارا در نقش ستون پنجم مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس ظاهر شده بودند را با صراحت بيشتري از حساب فريب خوردگان و خطاكاراني كه در پي آب به سوي سراب رفته بودند، جدا مي كردند، زيرا در ميان كساني كه به قول جناب صديقي «از نظام جدا شده اند» و يا آزرده خاطر شده و «رميده اند» علاوه بر فريب خوردگان و شماري از راه گم كردگان، افرادي نظير سران و عوامل اصلي فتنه نيز حضور داشته اند كه به قول شيمون پرز «به نمايندگي از اسرائيل با جمهوري اسلامي ايران مخالفت مي كنند» و به گفته نتانياهو «بزرگترين سرمايه اسرائيل و آمريكا در ايران هستند» و به اذعان صريح اوباما «اهداف آمريكا را در جمهوري اسلامي ايران دنبال مي كنند» و به تصريح جرج بوش «خط مقدم جبهه آمريكا عليه اسلام و امام در داخل خاك ايران هستند». دشمنان مردم را به دخالت در امور داخلي ايران دعوت كرده اند، مطابق اسناد موجود ميلياردها دلار از كشورهاي خارجي كمك مالي دريافت داشته اند، براي مقابله با اسلام و انقلاب، به حضرت امام حسين عليه السلام اهانت كرده اند، وجود مبارك حضرت صاحب (عج) را نفي كرده اند، بدترين توهين ها را نسبت به ساحت امام راحل(ره) روا داشته اند، مسجد را به آتش كشيده اند، آشكارا و بي پرده در خدمت آمريكا و اسرائيل بوده اند، خون هاي پاك مردم مسلمان را به زمين ريخته اند و....
از سوي ديگر اين سخن برخاسته از اخلاق اسلامي است و قابل ترديد نيست كه «همه ما اهل يك خانواده هستيم» ولي مگر ابوجهل عموي پيامبر اعظم(ص) نبود كه به حمايت از اشراف و برده داران، با اسلام عدالتخواه و حامي مستضعفان به مقابله برخاسته بود و يا مگر شمر با حضرت ابوالفضل عليه السلام نسبت خويشاوندي نداشت؟! و....
4- و اما، وقتي سخن از وحدت در ميان است، مرزبندي با دشمنان يكي از «بايد»هاي ضروري آن است. اين مرزبندي يك اصل عقلايي و منطقي است و بدون آن وحدت معني ندارد و اين پرسش پيش مي آيد كه وحدت روي چه محور و براساس كدام معيار؟ چرا كه روال وحدت، تاكيد بر مباني و تخفيف در سليقه ها و تاكتيك هاست. آيا جمهوري اسلامي مي تواند از مردم سالاري، مباني و اعتقادات اسلامي، استقلال، خط امام(ره) و... كوتاه بيايد؟! اين مباني كه به قول حضرت امام(ره) و به گواهي عقل و شرع و برپايه حفظ منافع ملي قابل تخفيف نيستند و كمترين تخفيف در هريك از آنها به مفهوم دست كشيدن از نظام اسلامي، انقلاب، خون شهدا، منافع ملي، خواست مردم و تقديم دو دستي ايران اسلامي به دشمنان است. در كلام خداي عزوجل كساني كه دشمنان خدا را دوست مي گيرند با وعده عذاب سخت روبرو شده اند و از آنها با عنوان «حزب شيطان» ياد شده است(41 مجادله) و در همان سوره مباركه تاكيد شده است؛ مومنان هرگز كساني را كه با خدا و پيامبرش دشمني ورزيده اند، دوست نمي گيرند، حتي اگر پدر، فرزند، برادر و يا عضوي از قبيله آنها باشند، در كلام خدا از اين جماعت- مؤمنان- با عنوان «حزب الله» ياد شده است.
5- با توجه به موارد فوق و به قول حكيمانه رهبر معظم انقلاب اتحاد بر مبناي اصول امكان پذير است و كساني كه اين اصول را قبول ندارند از دايره وحدت مورد نظر بيرون هستند.
بنابراين، برخلاف تظاهر سالوسانه سران فتنه به ذوق زدگي، نه فقط مرز ميان خودي و غيرخودي برداشته نشده است، بلكه وحدت به مفهوم و معناي هرچه پررنگ تر شدن اين مرزهاست و صد البته، مجرمان و خيانتكاران نيز مي توانند توبه كنند ولي توبه آنان به رابطه ميان آنها و خداي عزوجل مربوط است و مانع از مجازات و مكافات آنان به جرم جناياتي كه مرتكب شده اند نيست و بديهي است كه فريب خوردگان حساب جداگانه اي دارند  ..
حسين شريعتمداري
<!------------------------------------------other201---------------------------------------->




۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

تاكيد مجدد آيت الله العظمي مکارم شيرازي براي كمك به سيل‌زدگان پاکستان

آيت الله العظمي مکارم شيرازي بيان کرد: از تمام کساني که سخن من به آنان مي‌رسد مي‌خواهم به مسلمانان پاکستان کمک کنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مرجع تقليد در سلسله درس‌هاي تفسير قرآن در شبستان امام خميني (ره) حرم حضرت معصومه(س) با اشاره به اينکه با 50 ميليون توماني که ايران به پاکستاني‌ها کمک کرده 10 هزار چادر براي اسکان سيل زدگان تهيه شده است، گفت: ايران تصميم گرفته است که تمام 2 ميليون بي خانمان پاکستاني را اسکان دهد و در اين راه از مردم هم کمک مي‌گيرند و من از تمام کساني که سخنان من به آنان مي‌رسد مي‌خواهم به مسلمانان پاکستان کمک کنند.
وي در ادامه انحصارطلبي، بخل و دنياپرستي را سه صفت رذيله برا ي انسان عنوان و بيان كرد: در حال حاضر دنياي غرب گرفتار اسراف شده است و ريخت و پاش هاي فراواني وجود دارد و اين در حالي است کودکان آفريقايي در فقر و گرسنگي به سر مي‌برند و هر روز تعداد زيادي از کودکان بر اثر اين فقر و گرسنگي مي‌ميرند.
مکارم شيرازي با تاکيد بر اين‌که انسان بايد اشتباهات خود را به گردن بگيرد و درصدد جبران باشد، بيان كرد: معمولا هنگامي که در يک خانه يا جامعه‌اي اشتباه يا گناهي از کسي سر بزند همه درصدد اين هستند که آن اشتباه را برگردن يکديگر بيندازند و مثلا دولت گردن مجلس و مجلس گردن قوه قضائيه و قوه قضائيه هم گردن نيروي انتظامي مي‌اندازد.
اين استاد درس خارج فقه حوزه با اشاره به مبحث قسم بيان كرد: قسم براي انجام کارهاي مباح مستحب و براي انجام کارهاي واجب صحيح است است و مشکلي ندارد.
وي با بيان اين‌که قسم براي انجام کارهاي زشت و گناه باطل است، به ذکر مثالي در اين زمينه پرداخت و گفت: به عنوان مثال قسم براي نديدن برادر باطل است.
اين مرجع تقليد کمک به ديگران را مورد تاکيد قرار داد و بيان کرد: آنچه که خداوند در اختيار انسان قرار مي‌دهد اگر بيشتر از نيازش باشد مال ديگران هم هست و بايد در اختيار ديگران نيز قرارگيرد.
وي ادامه داد: اگر يک مقام و نفوذي نيز در اختيار انساني قرار مي‌گيرد تنها مال وي نبوده و ديگران نيز بايد ازآن بهره مند شوند و بايد اين مقام را صرف خدمت رساني به مردم کند.

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

رهبر انقلاب به برداشت‌هاي غلط درباره مذاكره با آمريكا خط بطلان كشيدند

سعدالله زارعي در گفتگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا» با اشاره به ديدار چهارشنبه كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب، بر ضرورت توجه همه مسئولان نظام به فرمايشات رهبر مقام معظم انقلاب تاكيد كرد و گفت: رهنمودهاي ايشان يك جمع‌بندي روشنگرانه از ضرورت‌هاي كشور و ترسيم و تبيين چشم‌انداز و مسير حركت داخلي و خارجي نظام بود.

وي بيان داشت: رهبر معظم انقلاب با توجه به طرح برخي مباحث اختلافي در بين مسئولان ارشد نظام و بازتاب‌هاي اين مسائل درون جامعه كه موجب نگراني شده بود، ضمن طبيعي دانستن اختلاف‌نظرها، تعمد و مخالفت با اتحاد مسئولان را خلاف شرع دانسته و آن را فعل حرام خواندند.

اين تحليل‌گر مسائل سياسي مصداق اين مسئله را مباحث اخير بين مجلس و دولت دانست و افزود: اينگونه مباحث موجب نارضايتي رهبر معظم انقلاب شده است.

زارعي در همين زمينه گفت: طي ماه‌هاي گذشته شاهد بوديم بين قوه مقننه و قوه مجريه برخي عناصر مياني با طرح برخي موضوعات باعث اثر‌گذاري نسبت به مسئولان ارشد اين دو قوه و ايجاد تنش‌هايي در جامعه شدند كه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند كه بايد مسئولان مراقب گفتار‌ها، رفتارهاي اطرافيان خود باشند و در واقع آنها را كنترل كنند.

وي افزود: طبيعتا با توجه به حرف‌هاي اخير آقاي مشايي بيشتر از هر چيز، جهت اين بخش از سخنان به سمت ايشان مي‌رفت اما منظور رهبر معظم انقلاب فراتر از صحبت‌هاي آقاي مشايي و به همه مسئولان در سطوح بالاتر نظام هم مربوط مي‌شد.

زارعي به موضوع عدالت در سخنان رهبر معظم انقلاب اشاره كرد و گفت: عدالت مهمترين ركن نظام جمهوري اسلامي است و اساسا اسلاميت رفتار مسئولان نظام، بدون در نظر گرفتن ركن عدالت قابل تصور نيست.

اين كارشناس مسائل سياسي، ادامه داد: رهبر معظم انقلاب نقاط ظريفي را در اين مسئله اشاره كردند كه تا به حال كمتر مورد اشاره بود؛ ايشان عدالت را نه فقط در مباحث اقتصادي بلكه در گفتار، رفتار و در برخورد‌ها هم مطرح كردند.

وي با اشاره به موضوع جذب حداكثري و دفع حداقلي، آن را يك رسالت براي مسئولان نظام دانست و افزود: اين نكته بسيار ظريفي است كه مقام عظماي ولايت آن را تبيين كردند و مسئولان بايد با رفتار درست، كساني را كه در قاعده جامعه ارتباط مثبتي با نظام ندارند با تقويت ايمان و با دليل و نصيحت، براي جذب آنها تلاش كنند.

زارعي با تاكيد بر ضرورت حفظ اصول و مباني انقلاب گفت: نبايد با پذيرش بي‌قيد و شرط و ناديده گرفتن مباني انقلاب به جذب آنها پرداخت و اين مساله در فضاي تصميم‌گيري مسئولان بسيار حائز اهميت است؛ چراكه در ماه‌هاي گذشته شاهد طرح برخي موضوعات مبني بر ناديده گرفتن عنصر تعهد و اسلاميت و جذب افراد به قيمت صحه‌ گذاشتن به برخي تفكرات انحرافي بوديم كه در نهايت رهبر معظم انقلاب راه درست را نشان دادند.

وي در بخش ديگري از اين گفتگو در خصوص تهديد نظامي آمريكا و رژيم صهيونيستي اظهارداشت: با توجه به طرح تهديدات اخير آمريكا و رژيم صهيونيستي براي حمله محدود به تاسيسات هسته‌اي، رهبر انقلاب هرگونه اقدام از سوي دشمن را به واكنش وسيع توسط جمهوري اسلامي، آن هم نه تنها در سطح منطقه بلكه در سطح گسترده و وسيع فرامنطقه‌اي عنوان كردند.

زارعي افزود: در اصل رهبر معظم انقلاب استراتژي راهبردي جمهوري اسلامي را مبتني بر پاسخ جامع و فراگير در همه ابعاد با هدف بازدارندگي و دست زدن دشمن به اقدامات مزبوحانه به صراحت اعلام كردند.

اين تحليلگر مسائل سياسي به طرح برخي مباحث در خصوص مذاكره با آمريكا و اعلام آمادگي ايران براي مذاكره در خصوص مسائل مهم و در شرايط عادلانه كه موجب شده بود برخي محافل غربي و صهيونيستي آن را به گونه‌اي تفسير كنند كه ايران تحت فشار تحريم‌ها و تهديد‌ها حاضر به تنازل و تسليم از مواضع قبلي خود شده است، اشاره و تاكيد كرد: رهبر معظم انقلاب با طرح دقيق مباحث و مباني و توضيح روحيات استكباري آمريكا به اين برداشت‌هاي غلط و تحليل‌هاي نادرست خط بطلان كشيدند و به صراحت فرمودند كه ملت ايران آماده گفت‌وگو است، اما به جز آمريكا.

وي گفت: رهبر معظم انقلاب علت اين امر را روحيه استكباري و موضع ابرقدرتي آمريكا و تعيين كردن هدف مذاكرات از قبل دانستند و گفتند در واقع اين گفت‌وگو‌ها اصلا مذاكره به حساب نمي‌آيد بلكه نوعي باج‌خواهي رسمي است كه مورد پذيرش ملت ايران نيست.