ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

حدادیان: حرف نهضت آزادی و منافقین از دفتر احمدی‌نژاد شنیده میشود‌‎

خبرنامه دانشجویان ایران: سعید حدادیان مداح برجسته و مشهور کشورمان در اولین شب هیات رزمندگان غرب تهران در ماه مبارک رمضان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) گفت: حرف های نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق(منافقین) از دفتر احمدی نژاد شنیده می شود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، حدادیان در حالی که در حال قرائت دعای افتتاح بود به جدیدترین اظهارات مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور اشاره کرد و گفت: ما از خیلی ها توقع نداریم ولی از رئیس جمهور توقع این کارها را نداشتیم.

وی به اعتراض شدید آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد، آیت الله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران و آیت الله مصباح یزدی نسبت به سخنان اخیر مشایی اشاره کرد و گفت: حیف است که علمای بزگوار ما بخواهند برای چنین فردی پا به میدان بگذارند، جواب برخی حرف های سخیف کار ماست.

این مداح برجسته و مشهور در ادامه با تشریح ماجرای حضرت آدم و خروج ایشان از بهشت گفت: آدم(ع) به خاطر خوردن آن گندم – یا چیز دیگری که برایش ممنوع بود- از بشهت اخراج شد و زشتی آن نمایان شد.

حدادیان افزود: حالا سوال ما از آقای احمدی نژاد این است که ایشان کدام گندم را خورده اند که این گونه زشتی‌اش بیرون می آید.

این سخنان با واکنش های متعدد هزاران نفر از جمعیت حاضر در هیات زرمندگان غرب تهران مورد تایید قرار می گرفت.

وی با تاکید مجدد بر اینکه مشایی زشتی رئیس جمهور است گفت: حزب اللهی ها ساکت نمی شینند و بالاخره این زشتی را قطع می کنند.

جمعیت هزاران نفری حاضر در این لحظه با گفتن تکبیر از اظهارات حدادیان حمایت کردند.

این مداح معروف کشورمان ادامه داد: حرف های نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق(منافقین) از دفتر احمدی نژاد شنیده می شود.

حدادیان به ماجراهای متعدد تاریخی اشاره کرد و گفت: خیلی ها بودند که کارهای خوب زیادی انجام دادند ولی با اصرار بر اشتباه سقوط کردند، آقای احمدی نژاد مواظب باش به خاطر حمایت از مشایی اشتباه بزرگی را صورت ندهی.

وی به داستان دوستی مردم اسرائیل مطرح شده توسط مشایی اشاره کرد و گفت: در آن ماجرا هم خیلی ها تذکر دادند و کار به نماز جمعه رسید ولی باز هم متاسفانه آقای رئیس جمهور کاری نکردند.

اعتراض های شدید محافل مذهبی و سیاسی نزدیک به احمدی نژاد در روزهای اخیر به خاطر اظهارات مشایی درباره اتمام مکتب اسلام و ضرورت تبلیغ مکتب ایران بوده است.

آیت الله مصباح یزدی هم گفته بود: افرادی که بی شرمانه مکتب ایران را به جای مکتب اسلام معرفی می کنند، خودی نبوده بلکه غیر خودی اند؛ ما با کسی عقد اخوت نبسته ایم و از کسی حمایت می کنیم که حامی اسلام و تابع رهبری باشد.

آیت الله مصباح یزدی اذعان داشت: مردم ما بر سر عقاید و اصول خود صدها هزار شهید داده اند ما بر سر این عقاید معامله نمی‌کنیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما اسلام را می خواهیم و هر کس اسلام را بخواهد خدمتگذار او هستیم و در این مسیر با کسی عقد اخوت نبستیم، هرکس از اسلام کج برود، ردش می کنیم

۱۳۸۹ مرداد ۲۰, چهارشنبه

عالمانه نقد کنيد،فضا را صددرصد باز گذاشته ايم

رئيس جمهور با تاکيد بر « ضرورت وجود فضاي گفتگو و نقد در جامعه » گفت: هيچ کس نبايد ديگران را محکوم و به گونه اي صحبت کند که عده اي از بيان نظرات شان خودداري کنند.
به گزارش ايسنا محمود احمدي نژاد در حاشيه  جلسه  دولت در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوالي در ارتباط با سخنان مشايي درباره مکتب ايراني و انتقاداتي که به اين سخنان شده است، اظهار کرد: ما همه بايد کمک کنيم که نظرات موافق و مخالف گفته شود و هرکس فکر و انديشه اي دارد آن را بيان کند، نظريات مطرح شود و ديگران نيز اگر مخالف هستند، نظرات خود را مطرح کنند. نبايد فضا را صفر و صد کنيم و نبايد وقتي کسي اظهارنظر کرد عده اي بيايند با خط کشي به گونه اي رفتار کنند که گويي دعوا وجود دارد.
وي ادامه داد: آقاي مشايي مومن به اصول جمهوري اسلامي ايران و انديشه هاي انقلاب هستند. مومن به خط ولايت و انساني پاک هستند. ايشان نظر مي دهند، ديگران نيز نظرات شان را مطرح کنند. دعوايي نيست. اگر نظرات ايشان را قبول نداريد عالمانه نقد کنيد. نبايد فضا را صفر و صد کنيد يا کفر و ايمان کنيد. ممکن است کسي انديشه اي داشته باشد، نظري داشته باشد و عده اي آن را قبول نداشته باشند. بايد در فضايي عالمانه نقد صورت بگيرد. حقيقت اين است که ايران کانون اسلام ناب است و ايران بالاترين نقش را در ترويج اسلام ناب داشته باشد. نقش ايران يگانه است و اين به معني ملي گرايي نيست، بلکه اين سخنان به معني شکر کردن خدا و تذکر به مسئوليت هاست. وقتي که ما از ملت ايران تعريف مي کنيم اين بيانگر اين است که ملت ايران مسئوليت زيادي دارد. رئيس جمهور بار ديگر تاکيد کرد: بحث هايي که مطرح مي شود بحث هاي علمي و نظري است و من خواهش مي کنم اگر برخي نقدي دارند آن را در فضايي عالمانه مطرح کنند. من به برخي از افرادي که صحبت هاي ايشان را نقد مي کردند گفتم که آيا صحبت هاي ايشان را خوانده ايد؟ گفتند نه. اين درست نيست. در فضاي انديشه بايد تمام صحبت ها خوانده شود. دولت فضا را صددرصد باز گذاشته است. وي خاطرنشان کرد: بسياري از مطالب حتي از حوزه  نقد خارج مي شود، ولي ما جواب نمي دهيم. فضا بايد باز باشد. حرف دولت يک حرف بيشتر نيست و آقاي مشايي نيز اين حرف را مي زند، البته با يک ادبيات متفاوت. ملت ايران يک ملت اثرگذار در عرصه  فرهنگ و تمدن بوده است. وي با بيان اين که « ما بحث
ام القرا را مطرح مي کنيم، ام القرا يعني چي؟ يعني پايگاه اصلي اسلام» ادامه داد: پيامبر اسلام گفته اند که ايرانيان مي آيند و پرچم اسلام را بلند مي کنند. ايران و اسلام در هم عجين شده است و وقتي کسي نام ايران و کلمه  ايراني را به کار مي برد به معناي ملي گرايي نيست. ملي گرايان کساني بودند که با نام ايران، با دشمنان ايران در جنگ تحميلي همکاري کردند. وي ادامه داد: ملي گراترين ملي گرايان واقعي در ايران خداپرستان هستند و کساني که ايران را در خدمت اسلام مي دانند و در اين راه فداکاري مي کنند. وي ادامه داد: مي بينم يک عده نشستند، آماده هستند و مي خواهند وصله به دولت بچسبانند و منتظر هستند تا يک کلمه را بگيرند و اقدام کنند. من نيز گفتم که ايران يک مکتب است، ايران اکنون يک جغرافيا نيست، ايران يک فرهنگ و تمدن است، خيلي از ملت ها از پيشرفت هاي ملت ايران خوشحال مي شوند. ايران جهاني است و اين نقش تاريخي ايران است و هر کدام از اعضاء دولت به زباني اين حقيقت را مطرح مي کنند. اين تقدير از اسلام و مجاهدت ملت ايران و تذکر به مسئوليت هاست همه دولت يک حرف بيشتر ندارند و يک سخن را مي گويند. احمدي نژاد تاکيد کرد: اين دولت ديني ترين دولت بعد از انقلاب بوده است من با قاطعيت مي گويم؛ اعضاي دولت بالاترين فداکاري ها را براي خدمت به مردم و اسلام ناب کرده اند. اين دولت در داخل و خارج از کشور از بالاترين سطح ادبيات ديني استفاده کرده است و حرف دولت يک چيز است و پاي آرمان هاي الهي ايستاده ايم و افتخار مي کنيم که ايراني هستيم و در جايي هستيم که کانون انديشه و فرهنگ اسلامي است و در خدمت ملتي هستيم که در گسترش اسلام و فرهنگ انسانيت نقش بسيار اثرگذاري داشته است، اين افتخارآميز است. اين افتخار باعث مسئوليت هاي سنگين است و ما نمي توانيم شانه مان را از اين مسئوليت ها خالي کنيم. وي ادامه داد: ما بايد همه در راستاي انجام اين مسئوليت ها و ماموريت ها تلاش و کمک کنيم تا فضاي لطيف آزادي انديشه که در ايران حاکم است، ادامه و تعميق پيدا کند. اگر کساني نقدي دارند و معتقدند که اين سخن اشتباه است از آقاي مشايي دعوت کنند با ايشان صحبت کنند، حتي مناظره کنند، بحث کنند چرا دعوا؟ برخي مي خواهند هر چيزي را تبديل به دعوا کنند. برخي مي خواهند دشمنان تحريم هاي غيرقانوني و همراهي برخي در داخل با دشمنان را تبديل به موضوع دست دوم کنند. توطئه هاي دشمنان تمام نشده است. مسئله اول ساختن ايران و ايستادن در برابر دشمنان است. نبايد صفوف ملت  را به هم ريخت. صفوف ملت به هم پيوسته است.

۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

مصباح يزدي: اگر کسي از اسلام منحرف شد، اول تذکر مي‌دهيم و بعد بر او چوب مي‌زنيم خيال نکنيم کسي که چند روزي براي اسلام وکشور زحمت کشيد تضمين شده است

رييس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني با انتقاد شديد از كساني كه « مکتب ايران را به جاي مکتب اسلام معرفي مي‌کنند» گفت: اين افراد خودي نبوده بلکه، غيرخودي‌اند؛ ما با کسي عقد اخوت نبسته‌ايم و از کسي حمايت مي‌کنيم که حامي اسلام و تابع رهبري باشد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) آيت‌الله مصباح‌يزدي در جمع فرماندهان و مسوولين نيروي زميني، بنياد تعاون، قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء و هوا فضاي سپاه، خط امام را خط واقعي اسلام برشمرد و افزود: بايد نسبت به مباني نظام و اصول خط امام که خط واقعي اسلام است شناخت داشته باشيم و مواظب باشيم که خط ايشان که همان روح اسلام است، لطمه نخورد.
وي با تاكيد بر اين‌كه « بايد حواس‌مان جمع باشد» خطاب به كساني كه « ادعاي خط امامي بودن » دارند، خاطرنشان كرد:امام راحل در کدام سخنراني خود از اسلام ده بارسخن نگفت و از ايران نام برد؛ ما که پيرو او هستيم بايد همان روش را ادامه دهيم.
وي با بيان اين‌که « آن‌چه به ما عزت بخشيده، اسلام است» تصريح کرد: ايران در زمان رژيم پهلوي هم بود، آن‌ها طرفدار ناسيوناليسم و ملي‌گرايي مثبت بودند؛ حالا ما بايد همان شعارها را زنده کنيم؟ پس اسلام و انقلاب چه شد!
اين عضو مجلس خبرگان اظهار كرد: برخي‌ها مي گويند نسبت به احکام اسلام سست شويم اين‌ها که مهم نيست! سوال اينست که پس چه چيزي مهم است؟ ملت براي اين‌ها جان داده‌اند.
رييس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني ادامه داد: بايد حواس‌مان جمع شود؛ چراکه انحراف از اينجا شروع مي‌شود، اصول فراموش نشود، اصول يعني تابع رهبر و ولايت فقيه و در اين اصول شرايط زمان و تصميمات سياسي نمي‌تواند تغيير ايجاد کند و تا ظهور امام زمان(عج) اين اصول خواهد بود.
وي خاطرنشان كرد: مردم ما بر سر عقايد و اصول خود صدها هزار شهيد داده‌اند، ما بر سر اين عقايد معامله نمي‌کنيم، اگر کسي از اسلام منحرف شد، اول تذکر مي‌دهيم و سپس بر او چوب خواهيم زد.
وي گفت: ما اسلام را مي‌خواهيم و هرکس اسلام را بخواهد خدمتگزار او هستيم و در اين مسير با کسي عقد اخوت نبستيم، هرکس از اسلام کج برود، ردش مي‌کنيم.
مصباح يزدي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به آيات قرآن و سرنوشت قوم بني اسرائيل و توصيه خداوند به پيامبر اسلام به استقامت و پايداري افزود: در طول تاريخ کم نبودند کساني که دعوت انبياء را پذيرفته و حتي در راه خدا جهاد کردند، اما تا آخر نايستادند و در وسط راه ماندند و حتي به جبهه دشمن رفتند.
وي با بيان اين‌که « داستان‌هاي قرآن براي ما مسلمانان عبرت‌آموز است» خاطرنشان کرد: در سر راه همه ما، امتحان‌هاي سختي وجود دارد، راه حق را بايد ادامه داد و استقامت داشت و به راه کج نرفت تا منحرف نشويم.
وي به نعمت انقلاب اسلامي اشاره و اظهار كرد: بيش از 30 سال است که خدا نعمتي به ما داده که در تاريخ نظير آن را جز در زمان وجود پيامبر سراغ نداريم.
رييس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني با اشاره به وضعيت ملت ايران قبل از انقلاب با وضعيت قوم بني‌اسرائيل در زمان فرعون تصريح کرد: در همسايگي ما قيامي عليه استعمار آمريکا اتفاق افتاد که شاه ايران از ارتش براي سرکوبي آنان استفاده کرد و صدها نفر را کشت، اما کسي از آن سوال نکرد و اين ذلتي بود که ملت ايران داشتند.
وي به عزت و عظمت ايران بعد از انقلاب اشاره کرد و يادآور شد: امروز آمريکا براي حل بسياري از مشکلات رسما از ايران کمک مي‌خواهد و از طرفي مي‌خواهد به ايران حمله کند و از سويي درخواست کمک براي نجات از باتلاق عراق و افغانستان را از ايران دارد.
وي ريشه انحرافات ايجاد شده در کشورها و ملت‌ها را کساني که روزي پرچمدار آن‌ها و يا مقامات عالي بودند دانست و افزود: فتنه جمل از امثال زبير که پسر عمه حضرت علي بود، اتفاق افتاد و اين به خاطر عدم استقامت در راه حق بود.
اين عضو مجلس خبرگان به فتنه بعد از انتخابات سال گذشته اشاره و اظهار كرد: بايد سال‌ها بگذرد تا معلوم شود که چه خطري براي اسلام و ايران بود و خداوند چگونه اين خطر را از سر اسلام و ملت ايران رفع کرد.
وي با بيان اين‌که « نبايد بگوييم فتنه تمام شده است» اظهاركرد: هنوز کساني در سايت‌هاي شان مي‌نويسند، که حکومت امام ،حکومت ديکتاتوري بود و ما طرفدار پلولاريسم سياسي هستيم. صريحا مي‌گويند ما به جاي جمهوري اسلامي، ايراني مي‌خواهيم.
مصباح يزدي گفت: امروز آن فتنه تمام شده، فردا نوبت فتنه ديگر و آزمايشي جديد در کلاس‌هاي بالاتر است، نبايد خيال کنيم کسي که چند روزي براي اسلام وکشور زحمت کشيد تضمين شده است، بايد تا آخر پشت سر رهبري باشيم تا منحرف نشويم.
وي محور انقلاب اسلامي را ولايت فقيه دانست و افزود: همه دنيا حکومت ما را به عنوان ولايت فقيه مي شناسند و همه موفقيت‌ها به خاطر آن است، هرکس با اين نظام مخالفت کند، هدفش تضعيف ولايت فقيه است.
به گزارش ايسنا به نقل از مرکز خبر حوزه، وي با بيان اين‌که « يک بعد جريانات فتنه، نظري، فکري و عقيدتي است» خاطرنشان کرد: ما اگر بخواهيم در مقابل فتنه‌هاي آينده آماده باشيم بايد افکار خود را قوي کنيم که محور آن ولايت فقيه است.
رييس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني گفت: بايد مواظب باشيم که نفوذها در نيروها اثر نکند تا زاويه‌اي در دورن نظام باز نشود

اظهارات مشايي انحراف و جرم عليه امنيت ملي است

به گزارش خبرگزاري فارس، سردار سرلشكر سيدحسن فيروزآبادي رئيس ستادكل نيروهاي مسلح صبح امروز در جلسه دفاع از رساله دكتراي يكي از دانشجويان دانشكده امنيت ملي دانشگاه عالي دفاع ملي با عنوان "بررسي تبيين تأثير فرهنگ و تفكر بسيجي بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران " به تشريح اهداف و راهبردهاي جريان نوظهور اَبَرسرمايه‌داري در جهان پرداخت و گفت: من در جلسات گذشته درباره اَبَرسرمايه‌داري در حال ظهور كه بتدريج استكبار جهاني و امپرياليزم امريكا را به كنار زده و خود ايفاي نقش جهاني سازي را دنبال مي كند صحبت كرده ام و اين بار در فهم علل و انگيزه ها و ضرورتهاي توجه به فرهنگ بسيجي در مقابله با آن به بعضي از راهبردهاي اَبَرسرمايه‌داري كه بي ارتباط با بعضي مسائل روز ما هم نيست اشاره كنم.

* بيانيه تهران كنگره امريكا را تحت فشار قرار داد

به گفته وي، اولين راهبرد اَبَرسرمايه‌داري اين است كه هيچ اتحادي را در بين كشورهاي جهان برنمي تابد و تلاش مي كند امريكا و مركزيت اَبَرسرمايه‌داري به عنوان تنها اداره كننده جهان تلقي تا بتوانند راهبردهاي خود را از اين طريق به اجرا بگذارند، بنابراين با هرنوع اتحاد واجماع در بين كشورهاي جهان و شكل گيري و وقوع آن مقابله و در آن اخلال ايجاد مي كند.
فيروزآبادي يادآور شد: امروز اگر در كشورهاي امريكاي لاتين اتحاد مشتركي در حال تحقق مي باشد امريكا شروع به تحريك در جنگ عليه كشور انقلابي هم چون ونزوئلا، كه رهبري اتحاد را برعهده دارد مي كند. در نمونه ديگري ملاحظه مي كنيد كه با وجود بيانيه تهران با وجودي كه پيشنهاد دهنده ايران بود و شخص اوباما نامه نوشت كه تركيه و برزيل بيايند و دراين كار وارد بشوند و پيشنهاد ايران را كاربكنند، بيانيه تهران مدتي كار شد و وقتي بيانيه تهران صادر شد چون ايجاد يك اتحاد قدرتمند از آن برداشت مي شد، اصل بيانيه مورد هجمه جريان اَبَرسرمايه‌داري جهاني قرار گرفت و رفتند در شوراي امنيت قطعنامه صادر كردند كه كاملاً غير منتظره، غيرعادي و نامشخص بود براي مقامات امريكا كه اين پديده (راهبرد اَبَرسرمايه‌داري) مي تواند حتي كنگره امريكا را تحت فشار و نفوذ خود قرار دهد.

* هوشياري ملت‌ها مانع صلح پليد اسرائيلي فلسطيني شده است

به اعتقاد عضو شوراي عالي امنيت ملي، در خاورميانه هم همين روند توسعه به صورت مرحله بندي شده مشاهده مي شود در مرحله نخست، استكبارجهاني با كشورهاي منطقه خاورميانه روابطش را به نحوي تنظيم كرده بود كه منافعش تأمين مي شد، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه روند و جريان وحدت اسلامي تسريع و تحقق منافع مسلمانان و تأمين آن اصل قرار گرفت، استكبار جهاني حكام كشورهاي منطقه خاورميانه را ترساند و آنها را ترغيب به تشكيل اتحاديه اي در راستاي منافع خود نموده كه در پشتيباني از عراق و جنگ عليه انقلاب اسلامي كه عامل اين وحدت بود عملياتي شده و تا يك جنگ 8 ساله به درازا كشيد.
سرلشكر فيروزآبادي تصريح كرد: بعد از جنگ تجربيات موفق و ورزيده ايران موجب شد كه پيام واقعي انقلاب اسلامي در دوستي با كشورهاي همسايه و كشورهاي مسلمان در راستاي اتحاد اسلامي است جامه عمل به خودگرفته و در قالب رفت‌و آمدهايي در جهت اثبات اين هدف مقدس بود كه باز نگراني مجدد اَبَرسرمايه‌داري روبه ظهور شكل گرفت.
"لذا آمدند مسئله جنگ هاي لبنان، تهديدات غزه و حوادث آنجا را بوجود آوردند و سعي كردند كه كشورهاي عربي را بكشانند به سمت صلح ناميمون و پليد اسرائيلي - فلسطيني، كه الحمدالله در اثر هوشياري ملت ها و عدم آمادگي رهبران آنان، اين كار تاكنون به نتيجه نرسيده و پيوند جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي عربي به خوبي در سير تقويت قرار گرفته و رفتارهاي مشترك و برادرانه، صميمانه و دلسوزانه با همديگر و در جهت رفع مشكلات بين كشورهاي اسلامي واقع شده و اكنون دفاع و كمك به سرزمين هاي اسلامي مورد تهاجم در رأس تصميمات مشترك كشورهاي مسلمان است. دراين مرحله اَبَرسرمايه‌داري طرح جديدي براي خاورميانه مطرح نمود تا در پناه آن اين پيوند اسلامي و صميمانه ونزديكي كه بين جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي اسلامي برقرار شده را شكسته و ساقط نمايد. "

* دولت نهم و دهم، دقيقاً در مقابل سياست اَبَرسرمايه‌داري حركت كرد

وي با بيان اينكه شعار اين طرح كه با رويكرد عدم تحقق هرگونه اتحاد و اجماع منطقه اي مي باشد اين بود كه اگر با اسرائيل هم نيستيد با ايران هم نباشيد، گفت: لذا مشخص گرديد كه نقطه ضعف اَبَرسرمايه‌داري اين است كه اتحاد بين كشورهاي جهان ايجادنشود.
فيروزآبادي در ادامه سخنان خود اضافه كرد: حال ببينيد دولت نهم و دهم، دقيقاً در مقابل اين سياست اَبَرسرمايه‌داري حركت كرد و نزديكي كشورهاي عربي، نزديكي با كشورهاي اسلامي و ارتباطات و مبادلات صميمي را تا حضور كشورهاي عربي در رزمايش هاي بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي وارتش جمهوري اسلامي ايران ادامه داده تا ما را از خودشان بدانند.

* معلوم نيست شأن مشايي در قانون چيست

عضو شورايعالي امنيت ملي كشور در ادامه تحليل راهبرد اول اَبَرسرمايه‌داري گفت: حال چگونه است كه اين وسط يك آقايي پيدا مي شود از دفتر رئيس جمهور كه معلوم نيست شأنش در قانون چيست و مي آيد يك بحث هايي را مطرح مي كند كه در جهت سياست هاي راهبرد اَبَرسرمايه‌داري است. امام (ره) آمده است بحث مكتب اسلام ناب محمدي (ص) را مطرح و كشور جمهوري اسلامي ايران را براساس اين مكتب بنا كرده و فرموده اند جمهوري اسلامي نه يك كلمه كمتر نه يك كلمه بيشتر. ايشان شعار وحدت اسلامي و وحدت كلمه را مبناي آزادي مسلمانان قرار داد و فرمود وحدت اسلامي است كه باعث عزت و قدرت مسلمانان مي شود.
وي افزود: اين آقا مي آيد مي گويد مكتب ايراني. ببينيد دقيقاً منطبق با آن راهبرد اَبَرسرمايه‌داري كه اتحادي نبايد بين كشورهاي اسلامي باشد و اين همان بهانه صدام در بين كشورهاي اسلامي بود كه مي گفت شما ايراني هستيد بله ما مليت ايراني داريم و به ايران نيز افتخار مي كنيم، ما يك ملتي هستيم با فرهنگ، ادب، تاريخ، پيشينه بسيار قوي كه مركز ارزش هاي جهاني بود، اما همين ايران با همين فرهنگ و تمدن، مكتب اسلام ناب را مرجح دانست و پذيرفت و متعاقب آن به دنبال وحدت اسلامي به دنبال برادري و اتحاد با كشورهاي اسلامي و كشورهاي منطقه پيش رفت.

* حرفهاي مشايي خنثي كننده زحمات امام (ره) و رهبري

"اما وقتي فردي مي آيد در آن جايگاه مي گويد مكتب ايراني، يعني كشورهاي اسلامي، حساب ما از شما جداست، كشورهاي عربي حساب ما از شما جداست اين در جهت تجزيه جهان اسلام است اين حرفها در جهت خنثي كردن خون هاي شهدا و زحمت هايي است كه امام (ره) و رهبري عزيز انقلاب براي اتحاد جهان اسلام كشيده اند. "
رئيس ستادكل نيروهاي مسلّح با خطاب قراردادن استادان و پژوهشگران حاضر درجلسه در توجه به روند پياده سازي راهبردهاي اَبَرسرمايه‌داري در جهان ادامه داد: اين حرف هاي كوچكي نيست، نمي دانم چطوري كسي جرأت مي كند و به خود اين اختيار را دهد در حالي كه هيچ حكم و حق قانوني ندارد اين حرفها را بزند، اينها جرم است.
فيروز آبادي ضمن توجه دادن قوه قضائيه به اين گونه امور بيان داشت: ورود تئوريسين‌ها و نظريه‌پردازان جنگ نرم و جاسوسان سيا به كشور را چه كسي اجازه داده است؟ وزارت اطلاعات، نيروي انتظامي بايد پاسخگو باشند و قوه قضائيه بايستي رسيدگي كند. چرا قوه قضائيه به اين جرايم رسيدگي نمي كند، اينها جرايم امنيت ملي هستند، اين اظهارات اركان نظام را مورد هدف قرار مي دهند، وقتي كسي مكتب ايراني را در نفي و كنار گذاشتن مكتب اسلام ناب محمدي (ص)، اراده مي كند و ايران را در مقابل جمهوري اسلامي ايران بيان مي كند مگر جز ادامه راه فتنه گران است؟
فيروزآبادي تصريح كرد: آنها هم مي گفتند جمهوري ايراني، جمهوري ايراني دنبال حذف اسلام بود، اين همان راهبرد اَبَرسرمايه‌داري است كه بايد هم حذف اسلام و هم انزواي ايران در بين كشورهاي اسلامي صورت گيرد با جدا كردن و تجزيه كشورهاي اسلامي با تكيه بر ملي گرائي. البته بايد بين ملي گرائي و وطن دوستي و حب وطن تفاوت قائل شد. در نزد ما مليت بسيار بزرگ و مقدس است. حضرت امام (ره) روزي به شهيد فلاحي فرمودند ما آنقدر ملي هستيم كه اگر اين دست من روي خاك ايران باشد در مرز و دشمن بخواهد پايش را آنجا بگذار من ترجيح مي دهم دست من قطع بشود و پاي دشمن آنجا گذاشته نشود.

* جريان مشكوك و مرموزي از دفتر رئيس جمهور سردرآورده است

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با اشاره به اينكه ما به مليت ايراني خود افتخار مي كنيم، اما اين قبيل اظهارات را انحراف و جرم عليه امنيت ملي و حمله به اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي مي دانيم كه دارد توسط يك شخصي به اسم مشايي زده مي شود، گفت: علما فرياد مي زنند اما مثل اينكه، ايشان افسار گسيخته است، يك بار مي گويد با علم رياضي مي شود رفت به بهشت. كدام عالم الهي در طول تاريخ چنين حرفي را زده و يا كدام يكي از آيات قرآن ‌و روايات اهل بيت معصومين (ع) دلالت براين دارد، مگر از بهشت و مسيرهاي نيل به آن به جز اولياء حق كسي مي تواند تعبيري ارائه كند و تازه آن هم الهام الهي است، يك آقايي مي آيد در جمع رياضي دانها مي گويد رياضي دان ها بهتر بهشت را مي فهمند، يعني خوب بالاخره لازمه رسيدن به بهشت فهم رياضي است، شهيد دستغيب (رحمه الله عليه) مي فرمودند: آدم باش تا شفاعتت كنند، حيوان را نمي شود شفاعت كرد. بايد آدم باشي تا به بهشت بروي، با خوي حيواني نمي تواني خود را به بهشت ببري.
رئيس هيأت امناء دانشگاه عالي دفاع ملّي در ادامه بيان راهبردها گفت: اين نكته راهبرد اول است، كه به هرحال جريان فتنه و اين جريان مشكوك و مرموز ناشناخته كه از دفتر رئيس جمهور محترم سردرآورده است، در جهت راهبرد اَبَرسرمايه‌داري و براي تجزيه كشورهاي اسلامي و جلوگيري از اتحاداسلامي و به انزوا كشانيدن مسلمانان هدف گيري شده است لذا بكار بردن عنوان مكتب ايراني يعني جدا كردن ايران از اسلام و وحدت اسلامي و اين خلاف جهت راهبردهاي حضرت امام (ره) و مكتب اسلام و قرآن است، البته اينها را بايد علما براي مردم تبيين كنند.
سردار فيروزآبادي در راهنمائي رساله مورد دفاع در دانشگاه عالي دفاع ملّي با اشاره به اينكه توجه متقابل به تفكر بسيجي كه برخاسته از روح و جوهره مكتب اسلامي است، گفت: من به عنوان موضعي كه از منظر راهبردي دارم عرض مي كنم راهبرد عام اَبَرسرمايه‌داري جهت از هم پاشيدن وحدت اسلامي است و حركت به سمت وحدت و ايجاد هرگونه اتحاد در كشورهاي جهان تلاش در ايجاد مانع براي جريان اَبَرسرمايه‌داري جهاني در رسيدن به نقطه هدف است كه اگر اصرار برآن باشدنقطه هدف اَبَرسرمايه‌داري به سمت جنگ نظامي كه امروز در ناتوي فرهنگي تجلي پيدا كرده است سير مي كند.

* اهداف ابرسرمايه‌داري بردگي كل انسانها است

به گفته اين استاد دانشگاه، اَبَرسرمايه‌داري با تهاجم فرهنگي سير جهاني سازي تحميلي خود را دنبال مي كند. اجازه طي روند جهاني شدن را نمي دهد زيرا جهاني شدن يك جريان مقدسي است كه به اتحادملتها و ظهور حكومت عدل الهي منجر خواهد شد، ولي جهاني سازي راهبرد اَبَرسرمايه‌داري است كه مي خواهد روابط تجاري و كاري جهان را براساس اهداف خودش كه بردگي كل انسانها است به پيش ببرد.
پس راهبرد دوم آنها راهبرد نظامي و فشار است ملاحظه مي كنيد كه وجود سلاح اتمي در عراق را بهانه مي كنند سپس ارتباط با القاعده را به پيش مي كشند سپس مي آيند حمله مي كنند به عراق و بعد مي گويند هيچ سلاحي نداشت، اما نمي گويند پس چرا اين جنگ را تحميل كرديد، چرا بيش از يك ميليون مردم بي گناه عراقي را كشتيد، چرا يك كشوري را ويران كرديد، چون اينها به صلاح اَبَرسرمايه‌داري است. بعد به بهانه تروريسم به سراغ افغانستان مي روندكشوري كه حكومت پايداري آنجا نداشت و امريكا 20 سال جنگ را به آنها تحميل كرد. 30 سال گرفتاري داشتند به مردم فقير، محتاج و درمند حمله كرد، در آنجا گرفتار هم شد اما بايد از اتحاد كشورها مسلمان در رفع مشكلاتشان جلوگيري كند اكنون هم پايش را مي خواهد بگذارد در پاكستان.
وي با طرح چند سوال، ادامه داد: اين مردم پاكستان چه گناهي كرده‌اند، اينها همه‌اش براي اين است كه اَبَرسرمايه‌داري مي‌خواهد از قدرت آمريكا و بقيه كشورهاي عضو ناتو براي ترسانيدن و توسعه هراس استفاده كند تا كشورهايي كه ممكن است به دنبال استقلال و يا اتحاد و به دنبال دفاع از ارزش‌هاي فرهنگي‌شان هستند نگران شده و هراس نمايند، چون جهاني‌سازي اَبَرسرمايه داري نمي‌خواهد كه فرهنگ‌هاي بومي ملاك عمل باشد و فرهنگ مردم الهي و چه غيرالهي باشد.
رئيس ستادكل نيروهاي مسلّح در ادامه بيان داشت: دريادار مايك مولن رئيس ستادمشترك نيروهاي مسلح (ارتش) آمريكا بعد از اينكه بعضي از مقامات آمريكا كه گزينه نظامي روي ميز را پس گرفتند، مجدداً گفته است كه گزينه نظامي روي ميز است.

*گزينه نظامي روي ميز نيست ولي ما آماده‌ايم

وي خاطرنشان كرد:همزمان نماينده آمريكا در يكي از سازمان‌هاي بين‌المللي گفته است كه گزينه نظامي روي ميز نيست ولي ما آماده‌ايم. بحمدالله 10 سال است كه جمهوري اسلامي ايران آماده است هرچند ما نظر آقاي مايك مولن را تهديد نظامي نمي‌دانيم بخاطر اينكه مايك مولن رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا بوده و نگاه صنفي به اين قضيه دارد، اگر گزينه نظامي روي ميز دولت مردان آمريكا نباشد بودجه 1000 ميليارد دلاري كه آقاي مايك مولن مي‌خواهد براي امور نظامي هزينه كند از كجا تأمين بشود، اين بهانه را گذاشته است كه بتواند كنگره و مردم آمريكا را توجيه كند، در اين بحران اقتضادي كمر اقتصاد مردم آمريكا شكست در حوادثي كه در آمريكا اتفاق افتاد نتوانستند سرمايه‌گذاري كرده و معيشت مردم را نجات بدهند لذا اگر بخواهند بودجه نظامي را اضافه كنند به چنين مطالبي نياز مبرم دارند.
عضو شورايعالي امنيت ملّي سپس اضافه كرد: آقاي وزير خارجه ما به آقاي مايك مولن گفتند وضع آمريكا بدتر از آن وضعي كه در حمله به افغانستان و عراق دارد، خواهد شد اگر به ايران حمله كند. اما من مي‌گويم كار آمريكا تمام خواهد شد اگر به ايران حمله كند، البته وضع آمريكا خوب نيست، نه تحمل هزينه‌هاي سنگين را دارد، نه تحمل جنگ با قهرمانان بسيجي ايران را دارد، ما خلبانانمان نيز بسيجي هستند، ما افسرانمان نيز بسيجي هستند و ملت ما نيز بسيجي هستند و آماده شدند 30 سال اين ملت از دست آمريكا خون و دل خورده‌اند، ما اجازه نخواهيم داد كه اَبَرسرمايه‌داري بتواند راهبردش را به سمت ايران هدايت كند.
فيروزآبادي با اشاره به ضرورت‌هاي فهم و تعامل با جنگ نرم دشمن تهاجم فرهنگي را از راهبردهاي سوم اَبَرسرمايه‌داري دانسته و بيان داشتند من براي شما بگويم اين تهاجم فرهنگي اَبَرسرمايه‌داري فقط محدود به جمهوري اسلامي ايران نيست، آنها از همان جا با هزار شبكه بر روي كانادا تهاجم فرهنگي انجام مي‌دهند، يعني بر فضاي آمريكاي لاتين، فضاي آسياي جنوب شرقي، فضاي روسيه، فضاي چين به تمامي وسعت و گستره جنگ نرم را آغاز كرده‌اند.

* هدف اصلي ابر سرمايه داري مقابله با مكتب اسلام ناب محمدي (ص) است

"اما هدف اصلي و راهبردي ابر سرمايه داري ،‌مكتب اسلام ناب محمدي (ص) است كه با اعتقاد به ظهور حضرت مهدي (ع)و مهدويت، ‌وحدت بشر را با تكيه بر توجه به ارزش هاي انساني و اخلاقي دنبال مي كند و اتحاد ابناء بشر را لازمه فراهم نمودن زمينه تشكيل حكومت صالح و عدالت گستر جهاني مي داند حكومت جهان گستر و عادلي كه همه علماي اديان، ‌همه رهبرهاي كشورها و مردم جهان را به صلح و برادري دعوت مي كند. اين تهديد ابرسرمايه داري است . "
وي در ادامه سخنان خود، اينگونه نتيجه گرفت كه ابرسرمايه داري تمركز جنگ نرم خود را بر روي كانون زمينه سازي اين حكومت يعني جمهوري اسلامي ايران گذاشته است ،‌من اميدوارم كه افراد كم سواد و ناداني كه توجه نمي كنند به اين ابعاد و مي آيند حرف هايي كه به زعم آنان شيرين بوده و يا در نزد بيگانگان آنرا آموزش ديده اند،‌در كشور مطرح مي كنند ،‌دست از اين كارها بردارند. "
فيروزآبادي در پايان سخنان خود گفت: من به عنوان رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح اين ها را حمله به اركان نظام مي دانم .اميدوارم كه آقاي رئيس جمهور كه مسئول اجراي قانون اساسي هستند جلوي اين كارها را بگيرند. يك كسي رئيس دفتر ايشان شده است كه همان وظايفي را كه ايشان (رياست جمهور )بايد در جهت تحكيم آن تلاش نمايند سست مي كند. لذا اين قضيه بايد در همان جا حل شود.
رئيس ستاد كل نيروهاي مسلّح همچنين ضمن خطاب قراردادن جمع حاضر در جلسه عنوان داشت : پس موضوع اين رساله آن است كه راه ايران و راه جمهوري اسلامي ايران براي مقابله با ابرسرمايه داري براي وحدت با جهان اسلام ،‌براي دفاع ازجهان اسلام و براي دفاع از مستضعفين جهان و اتحاديه هايي كه براي مقابله با ابرسرمايه داري درجهان تشكيل مي شود ،‌راه ترويج تفكر و فرهنگ بسيجي است .اين فرهنگ و اين تفكر است كه مي تواند ايران را در راه توليد علم و فناوري، ‌در راه اقتصاد و در راه سازندگي به جايگاهي برساند كه الگوي كشورهاي ديگر شود و بتوانند با تمسك به اين اتحادها در برابر ظلم و جور از ابناء بشر حمايت كند.

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

پرسشي از مخالفان توافق‌هاي وين و تهران

در هفته‌های اخیر و در پیِ صدورِ قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ در شورای امنیت سازمان ملل، شاهدِ وضعِ انواع تحریم‌های جدید اقتصادی توسط کنگره آمریکا و اتحادیه‌ اروپا علیه کشورمان بوده‌ایم. تحریم‌هایی که، برخلاف ادعای مقامات آمریکایی و اروپایی، از حدودِ فعالیت‌های هسته‌ای ایران فراتر رفته و کلیتِ اقتصاد ایران را هدف قرار می‌دهند. روشن است که در این نوبت هم حجمِ تبلیغات و جنگ روانیِ آمریکا و چند کشور اروپایی علیه ایران، بسیار شدیدتر و وهم‌انگیزتر از اصل واقعیتِ تحریم‌ها و تاثیر آنها بر زندگی مردم است. و نیز واضح است که مسؤولین کشور در چنین شرایطی نباید دچار خودباختگی و انفعال شده و نشانه‌هایی از ضعف و ترس نشان دهند.
اما هر تحلیلگرِ واقع‌بینی اذعان خواهد کرد که شدت یافتن تحریم‌ها و گسترش دامنه‌ی آنها به حوزه‌هایی همچون بانک‌ها، سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و گاز، بیمه‌ی کشتی‌ها، سوخت هواپیماها و ایجاد محدودیت در تردد کشتی‌ها و یا پرواز هواپیماها و ... در صورتی که واقعا به طورِ کامل به مرحله‌ی اجرا گذاشته شوند می‌‌توانند لطماتی به اقتصاد کشور وارد ‌کنند. البته فراموش نباید کرد که تصویب تحریم‌ها روی کاغذ کار بسیار آسانی است اما ایجاد ساز و کارهایی جهت اجرایی کردن آنها و نظارت بر عدم تخطی از آنها کاری بسیار دشوارتر است. ضمن اینکه حتی در تحریم‌های مصوبِ کنگره‌ی آمریکا نیز عملا دستِ دولت برای عدم مجازاتِ برخی شرکت‌ها و کشورها باز گذاشته شده و حتی در خصوص بازرسی کشتی‌ها هم قیود و شروطی ذکر شده است.
با این همه حتی اگر اثر روانی و تبلیغاتی این تحریم‌ها و نیز عوارض مطرح شدن دوباره‌ی بحث «گزینه‌ی نظامی»، مثلا در قالبِ نامه‌ی چهل عضو جمهوری‌خواه کنگره و نیز اظهارات «اصلاح» شده‌ی رییس سابق CIA درباره‌ی جنگ را کنار هم بگذاریم به این نتیجه خواهیم رسید که در شرایط کنونی فشارهای مستقیم و غیرمستقیم بر ایران به شکلی نسبتا کم‌سابقه در دورانِ پس از جنگ، اوج گرفته است. و این تازه در صورتی است که حوادثی همچون حملات انتحاری در سیستان، بمب‌گذاری در خط لوله‌ی صدور گاز ایران به ترکیه و ماجرای نفت‌کش ژاپنی در تنگه‌ی هرمز را هم بی ارتباط با دیگر «فشارها» بدانیم. پرسشی که اینجا به ذهن متبادر می‌شود این است که علت این دور جدید از تحریم‌ها و فشارها چیست؟
 اهمیت مذاکرات ژنو
واضح است که هدف آمریکا و اروپا –  و اخیرا روسیه – این است که ایران از موضعی ضعیف و دستِ پایین‌تر از قبل به میز مذاکرات هسته‌ای برگردد. این «قبل» که می‌گوییم مقصود اکتبر ۲۰۰۹ است که مذاکرات بی‌سابقه‌ای در ژنو میان دکتر سعید جلیلی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی ایران، و نمایندگان ارشد کشورهای ۱+۵ برگزار شد. اهمیت آن مذاکرات تنها در شکل و فرمت ظاهری برگزاری آن نبود. هرچند تصویر نشستن نمایندگان شش قدرت برتر جهان در یک طرف میز، و نشستن دکتر جلیلی - با آن چهره‌ی آرام و خونسردش – در سوی دیگر، فی‌نفسه تصویری معنادار و غرورآفرین بود. حال بماند که بعدا شنیدیم که دکتر جلیلی در واکنش به تأخیر برخی طرف‌های مذاکره و معطل شدن او در جلسه، هنگام حضور یافتن دیگران مدتی جلسه را به بهانه‌ی قدم زدن در محوطه‌ی باغ بیرون ترک می‌کند تا خوب به آنها بفهماند که زمانه دیگر آن زمانه‌ی سابق نیست. دیگر دوره‌ای نیست که «یوشکا فیشر» در کاخ سعد آباد با مشت روی میز بکوبد و بگوید «اگر تعلیقِ کامل را نپذیرید از همینجا برمی‌گردیم به فرودگاه!»، و با همین «تهدید» مذاکره‌کنندگان اسبق را به هول و هراس از «شکست مذاکرات» انداخته و به پذیرش نتایج مورد نظر وادار سازد. (این ماجرا را «جک استرا» – وزیر خارجه‌ی سابق انگلستان – و خودِ «یوشکا فیشر» در قسمت سوم از مستند «ایران و غرب» نقل می‌‌کنند. مستندی که با همکاری شبکه‌ی پرس تی‌ویِ ایران، توسط یکی از بهترین مستند سازان بی‌‌بی‌سی تولید و در سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی (بهمن ۱۳۸۷) پخش شد).
اهمیت مذاکرات ژنو حتی به محتوای مواضعِ از سرعزت و اقتدار و در عین حال محترمانه‌ی نماینده‌ی ایران در آن جلسه هم باز نمی‌گردد. آنچه نباید فراموش کنیم این است که در ژنو برای نخستین بار در طول تاریخ چالش هسته‌ای میان ایران و غرب، نماینده‌ی عالی‌رتبه‌ای از دولت ایالات متحده در مذاکرات هسته‌ای با ایران شرکت کرد. فراتر از این، این نماینده – «ویلیام برنز» -  به درخواست خودش، سرِ میز نهار نیز به مدت ۴۵ دقیقه جداگانه با مذاکره کننده‌ی ارشد ایران سخن گفت. اهمیت این واقعه در آن مقطع، به دلایل متفاوتی، هم توسط برخی اصول‌گرایان و هم توسط برخی اصلاح‌طلبان نادیده گرفته  شد. بعضا حتی این دیدار نوعی قصور تلقی شد.
ظاهرا آن زمان فراموش شده بود که در بخشِ اعظمِ دوران ریاست جمهوری بوش، دولت آمریکا اساسا حاضر به مذاکره با ایران در پرونده‌ی هسته‌ای نبود و جز به تعطیلی کلیه‌ی فعالیت‌های هسته‌ای ایران رضایت نمی‌داد. حتی آنگاه که اروپاییان به دنبال بیانیه‌ی سعد آباد و توافقنامه‌ی پاریس موفق شدند ایران را به «تعلیق موقت» چرخه‌ی سوخت وادارند و قصد داشتند، در عوض، یک بسته‌ی «تشویقی» - شامل بال هواپیما، وعده‌ی عضویت در سازمان تجارت جهانی و ... –  به ایران بدهند، درخواست آنها با مخالفتِ دولت آمریکا مواجه شده بود. موضع نومحافظه‌کاران حاکم بر سیاست خارجی  آمریکا در آن زمان این بود که تا تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران هیچ «تشویقی» نباید در کار باشد. (ماجرای برخورد تحقیرآمیز  جان بولتون – معاون وقتِ وزیر امور خارجه‌ی آمریکا – با سه مدیر‌کل‌ سیاسی از وزارت‌خارجه‌ی‌ انگلستان، فرانسه و آلمان در این خصوص، از وقایع جالبی است که در همان قسمت سوم مستند «ایران و غرب» رسما توسط مقامات سابق این سه کشور بازگو می‌شود.)
از «تعلیق در برابر تعلیق» تا «مبادله‌ی سوخت»
عاقبت، دو سال مانده به پایان دولت بوش، و بدنبال تشدید گرفتاری‌های  آمریکا در عراق و افغانستان،  نهایتا «کاندولیزا رایس» با کمال احساس لطف و بزرگواری در ۳۱ مه ۲۰۰۶ اعلام داشت که دولت متبوع او حاضر است ملت ایران را از فیضِ حضور در مذاکرات هسته‌ای بهره‌مند سازد، مشروط به آنکه ایران غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد. به دنبال این اعلام طرحی نیز از سوی محمد البرادعی با عنوان «تعلیق در برابر تعلیق» ارائه شد. بنابر گفته‌های «نیکلاس برنز» (مسؤول وقت پرونده‌ی ایران در وزارت امور خارجه‌ی آمریکا) و خاویر سولانا (مسؤول سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا)، این پیشنهاد تا حدودی مورد توجه دبیر سابق شورای امنیت ملی ایران قرار گرفته و در مذاکرات دکتر لاریجانی و سولانا به تفصیل در مورد آن گفتگو شده بود.  آقای دکتر لاریجانی که با خودشان نیز در مستند «ایران و غرب» گفتگو شده است در بخشی از فیلم که به این موضوع پرداخته می‌شود می‌گویند: «در دیپلماسی ده درصد ظرفیت را هم روی‌اش کار می کنند. دور نمی ریزند.»
سولانا و برنز می‌گویند بنا بود در صورتی که ایران طرح «تعلیق در برابر تعلیق» را بپذیرد، در اجلاس سالانه‌ی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۰۶ و در حین جلسه‌ای که قرار بود بین دبیر سابق شورای امنیت ملی و وزرای خارجه چند کشور مذاکره کننده تشکیل شود، خانم رایس به صورت «غیرمنتظره» وارد جلسه شوند. شایان ذکر است که در آن زمان تنها سانتریفیوژهای فعال ایران محدود بود و هنوز ذخیره چندانی از اورانیوم غنی شده هم وجود نداشت. اما با حضور «غیر منتظره‌ی» شخص رییس جمهور ایران در آن اجلاس و عدم حضور دکتر لاریجانی، آن دیدار و توافق منتفی می‌شود و مدتی بعد نیز دبیر شورای عالی امنیت ملی تغییر می‌کند.
با در نظر گرفتن این سابقه و اینکه ایران در اکتبر ۲۰۰۹ (مهر و آبان ۱۳۸۸) حدود هفت هزار سانتریفیوژ فعال و حدود هزار و پانصد کیلو اورانیوم غنی شده ۵/۳ درصد داشت، اهمیت مذاکرات ژنو - وین بیش از پیش عیان می‌شود. چرا که در آن برهه از زمان، ایران از موضع بسیار قوی‌تری نسبت به وضع سال ۲۰۰۶ می‌توانست وارد مذاکره جدی با گروه ۱+۵ بشود. با ملاحظه‌ی همین شرایط بود که دولت ایالات متحده حاضر شد با یک عقب‌نشینی آشکار، «امتیاز» حضور در مذاکرات هسته‌ای را - که پیش از این بابت آن قیمتِ گزافِ تعلیقِ غنی‌سازی را طلب می‌کرد - رایگان به ایران بدهد. البته در همین جا بین‌ِ پرانتز باید اشاره شود که بدون شک اگر آن قانون‌گریزی‌ها و آشوب‌های پس از انتخاباتِ پرشورِ خرداد ۱۳۸۸ نبود، موقعیتِ برترِ ایران در همین مذاکراتِ ژنو و وین هم بسیار فراتر از این می‌بود. به نظرم آن‌هایی که در برانگیختن ناآرامی‌های بعد از انتخابات نقش داشته و «بنزین بر آتش ریختند» قطعا از نامه‌های باراک اوباما به آیت‌الله خامنه‌ای پیش از انتخابات مطلع شده بودند. آنها چشم‌انداز موقعیت بین‌المللی ایران و ثمرات داخلی گسترده‌ای که آن انتخاباتِ باشکوه می‌توانست به همراه داشته باشد را خوب پیش‌بینی کرده‌بودند. و از همین رو اراده کردند که آن جشنِ بزرگِ پیروزیِ ملت ایران را به عزا تبدیل کنند چرا که گمان می‌کردند که دیگ این جشن قرار نیست برای آنها بجوشد. و البته که برخوردهای «غیرحرفه‌ای» و  یا «غیراصولی» برخی نیروهای انتظامی، امنیتی و قضایی با معترضان هم عملا نقش مهمی در موفقیتِ کوتاه مدتِ طرحِ سیاهِ آن‌ها داشت.
 پیش‌نویس توافق وین و واکنش‌ها
دستاورد مذاکرات ژنو - وین، بر خلاف برخی مذاکرات پیشین، صرفا «وقت کُشی» نبود. نتیجه‌ی مذاکرات ژنو – وین، تهیه‌شدنِ پیش‌نویسِ طرحی برای مبادله‌‌ی سوخت بود که بر اساس آن برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی دولت‌ آمریکا حاضر به همکاری با ایران در زمینه‌ی هسته‌ای می‌شد. ضمنا آن پیش‌نویس دولت‌های آمریکا، فرانسه و روسیه را وارد معامله‌ای با ایران می‌کرد که در عمل به معنی زیر پا گذاشتن قطعنامه‌های تحریم قبلی از سوی آنها بود. در مقابل، ایران حتی مجبور نبود برای یک روز هم غنی‌سازی اورانیوم در خاک خود را متوقف کند.
البته در همان زمان هم بر «اهل نظر» روشن بود که اصلِ مسئله‌یِ هسته‌ای ایران با غرب موضوع تأمین سوخت نیروگاه کوچکِ تهران نبود که با پیدا شدن راه‌حلی برای آن، ناگهان همه‌ی مشکلات حل شود. اما این طرح «فرصتی‌» بی‌نظیر فراهم می‌کرد که دو طرف اصلی درگیر در پرونده‌ی هسته‌ای ایران – یعنی ایران و آمریکا – با حفظ آبرو (Face saving) و بدون احساس غبن، بتوانند وارد «مذاکرات جدی» در خصوص «اصلِ مطلب» بشوند. کاملا روشن است که از زمان آغاز چالش‌ها پیرامون برنامه‌ی هسته‌ای ایران، ما هرگز با پیشنهادی در این سطح مواجه نشده بودیم. همه‌ی پیشنهادهای قبل مبتنی بر پیش‌نیاز تعلیقِ غنی سازی بود. پیش‌نویس توافق وین در واقع بهترین پیشنهاد (offer) غرب به ایران از ابتدای  چالش‌ها بر سر برنامه‌ی هسته‌ای ایران تا آن زمان بود.
در سطح بین‌المللی، تنها دولتی که به توافق وین واکنش منفی نشان داد دولت اسراییل بود. «شیمون پرز» و «بنیامین نتانیاهو» آن زمان نسبت به حصول هرگونه توافقی در این مذاکرات ابراز نگرانی کردند. «ایهود باراک» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در واکنش به خبر این توافق هسته‌ای گفت: «اگر این توافق با تهران منعقد شود، مشروعیتی به برنامه‌ی غنی‌سازی اورانیوم در ایران داده می شود». «سیلوان شالوم» معاونِ نخست‌وزیرِ اسرائیل نیز با بی‌فایده خواندنِ نتایجِ مذاکرات وین، خواستار اِعمالِ تحریم‌های بیشتر علیه ایران شد («خشم صهیونیست‌ها از مذاکرات وین»:  کیهان، ۳ آبان ۱۳۸۸، به نقل از خبرگزاری فرانسه .(
در داخل کشور آقای میرحسین موسوی از نخستین سیاستمدارانی بود که توافق وین را به شدت مورد حمله قرار داد. ایشان که طی دو سال تعطیلی فعالیت‌های هسته‌ای کشور و لاک و مهر شدن تجهیزات هیچ‌گونه احساس نگرانی درباره‌ی منافع کشور پیدا نکرده بودند، در یک موضع‌گیری عصبی  پیش‌نویس توافق وین را با «عهدنامه‌ی ترکمانچای» مقایسه کردند. آقای موسوی پس از بیانیه تهران و توافق سه جانبه‌ی ایران- ترکیه- برزیل هم مجددا ضمن حمله‌ی شدید به این توافق، آنرا با «عهدنامه‌ی ترکمانچای» مقایسه کرد. این برخوردهای عجیب ایشان حکایتِ آن دانش‌آموزی را به ذهن متبادر می‌کند که در کلاس تاریخ تنها دوره‌ی‌ نادرشاه افشار را بلد بود و هر سوالی را با ربط دادن به دوره‌ی نادرشاه افشار پاسخ می‌داد! باز هم صد رحمت به انصاف و میهن‌دوستی امثال عزت‌الله سحابی و برخی نیروهای ملی- مذهبی که علی‌رغم سال‌ها حضور در اپوزیسیون، پس از توافق سه جانبه‌ی تهران رسما بیانیه‌ای صادر کردند و این اقدام دولت را در راستای منافع ملی دانسته و از آن حمایت کردند.
اما در میان مخالفانِ پیش‌نویسِ توافقِ وین، غیر از آقای میرحسین موسوی، رسانه‌ها و چهره‌های دیگری هم دیده می‌شدند. روزنامه‌ی جمهوری اسلامی – که رابطه‌ی مدیرمسؤول آن با آقای هاشمی رفسنجانی بر کسی پوشیده نیست - در واکنشی سریع به توافق وین طی سرمقاله‌ی از قول «کارشناسان و دانشمندان اهل خبره و نظر» نوشت: «درصورت پذیرش پیشنهاد البرادعی در مذاکرات وین، که همان بسته‌ی پیشنهادی آمریکاست، شیب تلاش دانشمندان ایرانی برای رسیدن به خودکفایی هسته‌ای ابتدا ملایم و سپس متوقف خواهد شد و در وضعیت انجماد و بلاتکلیفی قرار خواهد گرفت ... بنابر این با توجه به شواهد و قرائن موجود ما نباید در دامی که آمریکائیها برای ما گسترانده اند بیفتیم و در کوران مذاکرات حاضر به تقدیم حاصل تلاش و مقاومت دانشمندان ایرانی و ملت قهرمان ایران به غربی‌ها شویم.» (جمهوری اسلامی، ۳ آبان ۱۳۸۸).
سایت «آینده نیوز» نیز – که مطالب فراوانی در خصوص ارتباط مدیران آن با فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی مطرح بود – نیز حملات گسترده و بسیار تندی علیه توافق وین آغاز کرد. در این سایت هم خارج شدن ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم ۵/۳ درصد از ایران جهت مبادله، مساوی با از دست رفتن همه‌ی تلاشها و دستاوردهای هسته‌ای ایران و تقریبا مترادف با برباد رفتن منافع و نوامیس ملی معرفی شد.
سایت «دیپلماسی ایرانی» به مدیریت آقای «صادق خرازی» – سفیر دولت اصلاحات در پاریس و همان دیپلماتی که گفته می‌شود در تنظیم و ارسال آن نامه‌ی مشهور به دولت بوش در سال ۲۰۰۳ نقش داشته است  – با انتشار مطلبی در خصوص توافق وین تیتر زد: «برخی صاحب نظران، تهران را در هر دو جبهه‌ی هسته‌ای و مذاکره با امریکا امتیاز دهنده و نه امتیاز گیرنده تلقی می‌کنند.» («راکتور تهران، مذاکرات وین و بهانه‌ای برای توافق»، دیپلماسی ایرانی، ۲۷ مهر ۱۳۸۸).
آقای «سید محمد صدر»، معاون وزیر خارجه در دوران اصلاحات، هم در یادداشتی درباره‌ی این مذاکرات نوشت: «امتیازاتی در این مذاکره داده شد که منافع نظام جمهوری اسلامی ایران را در معرض تهدید قرار داد. ارسال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۵/٣  درصد به روسیه و سپس فرانسه برای تهیه میله های سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران به معنی از دست دادن بخش عظیمی از دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران در ۲۰ سال اخیر است؛ دستاوردی که نتیجه کار تمام دولت های قبل و تمام مسوولان مربوطه نیز بوده است» («مذاکرات ژنو- وین و پیامدها»، اعتماد، ۷ آبان ۱۳۸۸).
در این میان آقای دکتر «حشمت‌الله فلاحت‌پیشه»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، نیز در گفتگو با خبرگزاری رسمی مجلس در خصوص این توافق اعلام داشت: «نگرانی من این است که این طرح به روشی دیگر به تعلیق برنامه  هسته ای ایران منجر شود... کشورهای غربی تلاش دارند براساس این توافقنامه سوخت اورانیوم  ۵/۳ درصدی را از ایران بگیرند و اتفاقی که عملا رخ می دهد، این است که ما دیگر اورانیومی نداریم که چرخه سوخت هسته ای خود را با آن بگردانیم و این به معنای تعلیق فعالیت  هسته ای ایران است.» (خبرگزاری خانه‌ی ملت، ۳ آبان ۱۳۸۸).
اما شاید مهمترین و مؤثرترین موضع گیری علنی علیه پیش‌نویس توافق وین را بتوان موضع رییس محترم مجلس شورای اسلامی دانست. پیش از این که هیچ یک از مقامات دولتی و حتی شخص دبیر شورای عالی امنیت ملی در خصوص توافق وین سخنی به طور علنی گفته باشند، مسؤول سابق پرونده هسته‌ای ایران در مصاحبه‌ با ایسنا این طرح را با عباراتی نظیر «فریبکاری» و «شیطنت» توصیف کرده و گفتند: « من احساس می کنم، و در سفر اخیر به ژنو هم براساس مذاکراتی که داشتیم این تلقی برای من بیشتر شد، که غربی ها اصرار دارند به سمت نوعی فریبکاری بروند و یا به نوعی مواردی را به ما تحمیل کنند ... به نظر می رسد که اینان می خواهند یک فکر جدیدی را القا کنند و یک شیطنتی در این موضوع داشته باشند و به جای آن که سوخت را به ما تحویل دهند می‌خواهند سوخت بگیرند» (ایسنا، ۳ آبان ۱۳۸۸).
پرسشی که در اینجا به ذهن متبادر می‌شود این است که جناب آقای دکتر لاریجانی که حدود یک سال قبل در برنامه مستند «ایران و غرب» فرموده بودند که «در دیپلماسی ده درصد ظرفیت را هم رویش کار می کنند، دور نمی ریزند.» چگونه حاضر شدند  «ظرفیتِ» بی‌سابقه‌یِ دیپلماتیکی که در سایه‌ی مذاکرات ژنو و وین پدید آمده بود، با چنین سخنانی یکسره «به دور ریخته شود»؟ چگونه است که ایشان در هنگام ارائه شدن طرح «تعلیق در برابر تعلیق» در دوران بوش، فریبکاری و شیطنتی «احساس» نکردند؟ برای نگارنده که در دورانی از نزدیک با آقای دکتر لاریجانی و مشی نسبتا واقع‌بینانه و عمل‌گرایانه‌ی ایشان آشنا بوده‌ام، این پرسش‌ها تا امروز پاسخی نیافته است.
البته در همان زمان چهره‌هایی نیز بودند که علی‌رغم مخالفت با دولت، از توافق وین حمایت کردند. به عنوان مثال دکتر صادق زیباکلام در همان ایام عنوان کرده بود: « نباید به دلیل رقابت و اختلافات با آقاى احمدى‌نژاد به تخریب این پیشنهاد، که به صلاح کشور است، پرداخت. نکته اساسى درباره‌ی پیشنهاد جدید این است که براى اولین بار مسئله‌ی تداوم غنى‌سازى را در ایران، که خواست اصلى ما بوده است، تامین مى‌کند. یعنى در چارچوب این توافق از ایران نمى‌خواهد که برنامه خود را به حالت تعلیق درآورد.... تحویل دادن ۸۰ درصدِ اورانیومِ کشور کار عاقلانه‌اى است زیرا این ۸۰ درصد اورانیوم ۳ تا ۵/٣ درصد را نباید انبار کرد ... با رسیدن به توافق با ۱+۵ براى اولین‌بار یک توافق جدى خواهیم داشت که مى‌تواند به تدریج پرونده ایران را از شوراى امنیت خارج کند و به وین و شوراى حکام ببرد.» («به سوی اعتماد سازی»، حیات نو، ۷ آبان ۱۳۸۸). 
دکتر هرمیداس باوند دیگر استاد علوم سیاسی نیز در مصاحبه‌ای که پس از توافق سه جانبه‌ی ایران، ترکیه و برزیل انجام شد ‌می‌گوید: « به نظر من ایران باید مشکلش را با طرفهای اصلی ماجرا حل کند. طرفهای اصلی، اعضای دائم شورای امنیت‌اند. ما باید همان پروسه‌ی مطرح شده در وین را قبول می‌کردیم، زیرا در آن زمان زمینه‌ی لازم برای حل مشکلات ایران و غرب، گذشته از مشکل هسته ای، وجود داشت. با توجه به استراتژی اعلام شده‌ی اوباما، یعنی حل مسالمت آمیز مشکلات ایران و آمریکا از طریق مذاکرات دو جانبه، توافق وین می‌توانست زمینه‌ی لازم برای حل تدریجی مشکلات این دو کشور را فراهم کند.» («غلبه‌ی نظر احمدی‌نژاد بر دیدگاه علی لاریجانی»، سایت عصر ایران،  ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹).
عواقب «نجابت» بیش از اندازه
اما شگفت این بود که قبل و بعد از همه‌ی آن مخالفت‌ها و فضاسازی‌ها علیه مذاکرات ژنو و پیش‌نویس توافق وین، دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی کاملا سکوت پیشه کرده بود. در دی‌ماه ۱۳۸۸ که به اتفاق نمایندگان «اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا» دیداری با ایشان داشتیم، من صراحتا از ضعف رسانه‌ای و تبلیغاتی دبیرخانه‌ی شورای عالی امنیت ملی انتقاد کرده و خطاب به ایشان گفتم: «این نجابت شما ما را کشته است»! گفتم دیگران شکست‌های خودشان را چنان در بوق و کرنا می‌کردند که گویی «فتح الفتوح» کرده‌اند، ولی شما پس از مذاکرات بسیار مهم ژنو و وین، فضای تبلیغاتی را یکسره در اختیار رقبایی قرار دادید که با فضاسازی و تأثیر‌گذاری بر فرآیند تصمیم‌گیریِ نظام، عملا حاصل دستاورد شما را بر باد دادند.
تنها پس از اعلامِ شرایط ایران به گروه وین بود که دکتر احمدی نژاد در مصاحبه‌ای مطبوعاتی از مخالفت‌ها با پیش‌نویس اولیه‌ی توافق وین به عنوان «سر و صدای عده‌ای» یاد کرد و گفت که اگر همان توافق اولیه هم اجرایی می‌شد باز به نفع ایران بود. اما شرایط جدیدی که از سوی ایران اعلام شد مورد قبول گروه ۱+۵ قرار نگرفت و بلکه نوعی رویگردانی از آن پیشنهاد بی‌سابقه‌ تلقی شد. طبعا سرخوردگی قدرت‌های بزرگ جهان نسبت به واکنش منفی ایران آنها را به سمت اعمالِ تحریم‌های جدید مصمم کرد به گونه‌ای که آنها حتی توافقِ مهم ایران، ترکیه و برزیل را نیز نادیده گرفتند.
البته بیانیه‌ی تهران فی نفسه یک موفقیتِ دیپماتیکِ دور از انتظار برای ایران، و دستاوردی برای کشورهای در حال توسعه‌ بود که عملا قدرت‌های بزرگ شورای امنیت را در وضعیت انفعالی قرار ‌داد. همان زمان روزنامه‌ی گاردین نوشت که این بیانیه و مواضع صریح ترکیه و برزیل در شورای امنیت نشانه‌ای است از آغاز «زوال قدرت غرب». اما از آنجا که تا زوال کامل قدرت غرب هنوز قدری فاصله داریم، بدیهی است که آن قدرت‌های حاضر نمی‌شوند بر تابوت خود میخی بکوبند. آنها طبعا نپذیرفتند که کنار بایستند و تماشا کنند که یک مسئله‌ی مهم بین‌المللی، که سالها است با آن درگیر هستند، به دست دو کشور در حال توسعه حل شود. همان طور که ایران نیز مثلا هرگز حاضر نمی‌شود کنار ایستاده و تماشا کند که مسایل سیاسی عراق توسط کشورهایی هم‌چون کویت و بحرین حل شود.
واکنش غرب به «بیانیه‌ی تهران» و یک پرسش ناگفته
اما واکنش غرب به بیانیه‌ی تهران حاوی یک نکته‌ی مهم بود. آنها مدعی شدند که یکی از دلایل مخالفت‌شان با بیانیه‌ی تهران این است که میزان اورانیوم غنی شده‌ی ایران در فاصله شش ماهه‌ی میان مذاکرات وین (اکتبر ۲۰۰۹) و بیانیه تهران (مه ۲۰۱۰) به تقریبا دو برابر میزان قبل افزایش یافته است و لذا شرایط توافق وین دیگر نمی‌تواند مورد قبول آنها باشد. صرف‌نظر از اینکه این «دلیل» صرفا «بهانه‌ای» برای عدم قبول بیانیه‌ی تهران است، در اینجا به یک پرسش کلیدی، که در عنوان این نوشته هم بدان اشارت رفت، می‌رسیم.
مگر مهمترین مدعای مخالفانِ داخلیِ پیش‌نویس توافق وین این نبود که می‌گفتند آن ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم همه‌ی «دار و ندار» هسته‌ای ما و سرمایه‌ی استراتژیک ما و حاصل چند دهه مجاهدت و تلاش دانشمندان هسته‌ای ما و ذخیره‌ی غیر قابل جبران ملک و میهن است که همچون «ناموس» باید از آن محافظت شود؟ مگر به همین دلایل مخالف خروج آن ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم از ایران نبودند؟ مگر نگفتند که ما بعد از خروج آن ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم دیگر اورانیومی نداریم که چرخه‌ی سوخت را با آن بگردانیم؟ مگر نگفتند که خروج آن ۱۲۰۰ کیلو عملا به معنی تعلیق و حتی توقف فعالیت‌های هسته‌ای ایران است؟ پس چه معجزه‌ای رخ داد که تنها شش ماه پس از مذاکرات ژنو- وین ایران توانست معادل همان میزان اورانیومی که بنا بود از کشور خارج شود را دوباره تولید کند؟
آیا با توجه به تحریم‌های گسترده‌ای که کنگره‌ی آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا امروز علیه ایران وضع کرده‌اند، آن مخالفت‌های تند و شتابزده امروز معقول و منطقی به نظر می‌رسند؟ آن «نخبگان» و «سیاست‌مداران» و  «دیپلمات‌های کارکشته‌»ای که آن زمان مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات ژنو – وین شدند، آیا امروز در برابر ملت می ‌توانند پاسخگوی گفته‌های خود باشند؟
نکته طنزآمیز در این میان این است که امثال آقای میرحسین موسوی قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌های جدید را هم محکوم کرده‌اند. آیا عجیب نیست که یک «سیاستمدار» هم با مذاکرات ژنو و توافق وین مخالف باشد، هم با توافق سه جانبه‌ و بیانیه تهران مخالف باشد، و هم با قطعنامه ۱۹۲۹ و تحریم‌ها مخالف باشد؟! عقل حکم می‌کند که آن کس که از اساس با توافق وین و بیانیه تهران مخالف بوده است و آنها را «عهدنامه ترکمانچای» می‌دانسته طبعا باید از قطعنامه و تحریم‌های جدید استقبال کرده و خشنود باشد. امیدواریم روزی توضیحی بر این تناقض بزرگ داده شود.
هزینه‌ی سیاست‌مداران «نخبه» و دیپلمات‌های «کارکشته»
و جالب‌تر اینکه آقای موسوی از اینکه دستِ برخی مقاماتِ سابق از دخالت در پرونده‌ی هسته‌ای کوتاه شده نیز به شدت ناراحت هستند. ظاهرا ایشان فراموش کرده‌اند که دخالت برخی از همان مقامات بود که به شکست مذاکرات ژنو – وین انجامید و کار ما را بدین‌جا رساند. ظاهرا ایشان فراموش کرده‌اند که در دوران برخی از آن مقامات سابق برای داشتن ۲۰ عدد سانتریفیوژ، در مستراح به «جک استرا» التماس می‌کردیم. این ماجرای شگفت و «نمادین» را خودِ استرا در همان مستند «ایران و غرب» تعریف‌می‌کند. او می‌گوید: «پس از انجام مذاکرات و امضای توافق پاریس، که طی آن ایران پذیرفت همه‌ی فعالیت‌های غنی‌سازی را تعلیق کند، در بازگشت به انگلستان، برای گذراندن تعطیلات آخر هفته با قطار عازم شهرِ محلِ زندگیِ خود بودم. در بینِ راه تلفن همراهم زنگ زد. آن سوی خط دکتر کمال خرازی، وزیر خارجه‌ی ایران بود. او گفت ما می‌خواهیم ۲۰ سانتریفوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه داریم. من دیدم در حضور همراهانم در قطار نمی‌توانم در خصوص یک پرونده‌ی حساس بین‌المللی مذاکره کنم، لذا به مستراح قطار رفتم. آنجا به خرازی گفتم شما توافقنامه را امضا کرده‌اید و دیگر نمی‌شود زیرش بزنید. اما او باز اصرار کرد.  من گفتم باید در این خصوص با دیگران صحبت کنم... در همان حال کسی هم به در مستراح می‌زد و ظاهرا عجله داشت تا از آن برای کاری غیر از مذاکره‌ی‌ اتمی استفاده کند...» استرا در ادامه تعریف می‌کند که همان‌جا با «جان سائرز» مدیرکل سیاسی پیشین و مسئول پرونده‌ی هسته‌ای ایران در وزارت امور خارجه انگلستان تماس می‌گیرد. «سائرز» هم پس از مشورت با «کارشناسان» دیگر به «استرا» پاسخ می‌دهد که  ایرانی‌ها با همین ۲۰ سانتریفیوژ پس از چند سال می‌توانند به اندازه‌ی مورد نیاز برای یک بمب اتم اورانیوم غنی کنند! (شایان ذکر است «سائرز» در سال ۲۰۰۹ به سمت رییس سرویس اطلاعات و امنیت خارجی انگلستان (MI6) ارتقا یافت). در نتیجه «جک استرا» هم در تماس مجدد با خرازی به طور قطعی به درخواست او پاسخ منفی می‌دهد.
از این ماجرا می‌فهمیم که آن مذاکره‌کنندگانِ «با تجربه» و دیپلمات‌های «ورزیده‌ی» ما در عصر اصلاحات، ظاهرا یادشان رفته بوده است که قبل از امضای توافقنامه باید از طرف مقابل بخواهند که لااقل ۲۰ عدد سانتریفیوژ را از شمولِ تعلیق خارج کنند. آیا واقعا امروز باید به خاطر فقدان حضور این «نخبگان» و «دیپلمات‌های کارکشته» در مذاکرات هسته‌ای حسرت و تأسف بخوریم؟ 
 گذشته چراغ راه آینده است
وقتی ما از چنان حال و روز، که برای ۲۰ عدد سانتریفیوژ التماس می‌کردیم، به آن شرایط با عزت و اقتدار در مذاکرات ژنو رسیدیم که هفت هزار سانتریفیوژ فعال و ۱۵۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده داشتیم و توانستیم آمریکا را به عقب‌نشینی از پیش‌شرطِ تعلیق واداشته و پیش‌نویس یک توافق مناسب برای ورود به مذاکرات جدی و اساسی‌ به دست آوریم، آن هم بدون این که چماق تحریم‌های گسترده‌ی کنونی بالای سرمان باشد، چرا عده‌ای با «سر و صدا» باعث شدند این فرصت از دست برود؟
پاسخ به این پرسش امروز بدان جهت اهمیت دارد که ظاهرا مذاکرات دیگری در پیش است. باید از گذشته عبرت گرفت. هنوز هم ایران اهرم‌های زیادی برای استفاده در مذاکرات دارد. پیشرفت غنی‌سازی اورانیوم تا ۲۰ درصد تنها یکی از این اهرم‌ها است. قطع امید آمریکا و اروپا از «تحرک اعتراضی شمال پایتخت» (مشهور به «جنبش سبز») از یک سو، و تدابیری که رهبر معظم انقلاب برای وحدت نظر در موضع‌گیری‌های هسته‌ای اندیشیده‌اند، این امید را زنده می‌کند که ایران از مذاکرات جدید نیز - هم‌چون مذاکرات ژنو و وین - با موفقیت بیرون آمده و بتواند شرایط دشوار کنونی را پشت سر بگذارد. امید که این بار بگذارند دکترشهاب اسفندیاری