ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

تصميم قاطع رهبري نمونه‌اي از تصميم علي(ع) در جمل بود


رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: در جریان فتنه اخیر اگر مقام معظم رهبری و به تبع ایشان مردم سکوت کرده بودند، عاقبت انقلاب اسلامی معلوم نبود و می‌توان گفت تصمیم قاطع ولی‌فقیه در آن شرایط نمونه‌ای از تصمیم قاطع امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر اصحاب جمل، صفین و نهروان بود.

به گزارش رجانیوز آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی چهارشنبه شب در دفتر مقام معظم رهبری در قم در سخنانی ابعاد مختلف مسئله فتنه را مورد واکاوی قرار داد و گفت: عاملان فتنه در جامعه به سه دسته تقسیم می‌شوند که دسته اول کسانی هستند که آگاهانه و از روی عمد فتنه‌انگیزی می‌کنند، دسته دوم ابزاری هستند در دستان عاملان اصلی که با استخدام و استثمار به این کارها دست می‌زنند و دسته سوم افرادی هستند که قصد سوء نداشته و می‌خواهند خدمت کنند، اما از روی ناآگاهی کارهایی می‌کنند به نفع فتنه‌گران تمام می‌شود.

وی افزود: این سه دسته از عاملان مؤثر در فتنه مرزبندی مشخصی دارند و انسان در مقام عمل باید بداند که با هر کدام چگونه رفتار کند، اما لازمه وقوع فتنه غبارآلوده شدن فضای فکری جامعه است که بسیاری از مردم در این فضا قادر به تشخیص حق از باطل نمی‌شوند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: فساد اخلاقی و انحراف عاملان اصلی فتنه است و گناه، دنیاپرستی و فراموش کردن آخرت به قدری شدید شده است که آنان برای رسیدن به اهداف خود آگاهانه هر کاری می‌کنند و با کفار هم تراز می‌شوند و خداوند بر قلوبشان و گوششان مهر زده است.

به گزارش فارس، آیت‌الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: انسان برای اتمام حجت، ارشاد و موعظه عاملان فتنه تکلیف دارد، اما آنها که جامعه را به گمراهی کشیده‌اند هیچگاه هدایت نمی‌شوند، زیرا خداوند آنها را گمراه کرده است، بنابراین باید تلاش اصلی برای دسته سوم باشد که بر اثر غفلت گمراه شده‌اند.

مهم‌ترین عامل برای درک وظایف اجتماعی و شناخت فتنه، بصیرت است

وی با بیان اینکه از آغاز خلقت تا به امروز جامعه‌ای به وجود نیامده است که در آن فساد، خونریزی، ظلم و بی‌عدالتی نبوده و از همه لحاظ ایده‌آل باشد، اظهار داشت: در این دوران امام راحل(ره) با مجاهدت بسیار توانست حکومت دینی را پس از قرن‌ها تشکیل دهد، اما باز هم در این جامعه امکان فساد و گناه از سوی مردم وجود دارد، که متأسفانه برخی افراد ناآگاه به جامعه القاء می‌کنند که چون فلان اشتباه و گناه در گوشه‌ای از کشور اتفاق افتاده پس حکومت، اسلامی نیست.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم تأکید کرد: با این خیل عظیم دشمنان که برای ایجاد فساد و ظلم در کشورمان تلاش می‌کنند، نظام اسلامی اگر همه امکانات و ظرفیت‌های خود را به کار گیرد، نهایتا بتواند همه مجرمان را به سزای اعمالشان برساند، وگرنه نمی‌تواند آنها را از ارتکاب جرم و گناه بازدارد.

وی در ادامه افزود: بزرگترین رسالت طلاب و روحانیون در زمان فتنه نجات کسانی است که بر اثر غفلت و القای شبهات گمراه شده‌اند و انگیزه اطاعت از آموزه‌های دینی دارند و ما باید تلاش کنیم تا آنها را از راه غلط بازگردانیم، وگرنه نمی‌توانیم وقت و هزینه خود را صرف عاملان فتنه و یا افرادی که مزدور هستند و فقط پول را می‌شناسند بکنیم.

آیت‌الله مصباح یزدی همچنین تصریح کرد: عموم مردم به علما و افراد متقی و زاهد اعتماد می‌کنند، اما انسان باید در کنار تقوا و اجتهاد، از بصیرت سیاسی و اجتماعی برخوردار باشد تا بتواند مردم و جامعه را به سمت و سوی سعادت رهنمون کند که در غیر این صورت در اثر بی‌بصیرتی و با توجه به نفوذ در جامعه، مردم را به سمت گمراهی پیش می‌برد.

وی خاطرنشان کرد: مهم‌ترین عامل برای درک وظایف اجتماعی و شناخت فتنه، بصیرت است و اینکه مکتب والای اسلام، بزرگان دین و رهبر معظم انقلاب اسلامی بر این مسئله تأکید می‌کنند به دلیل اهمیت و ضرورت آن است.

باید قدر نعمت رهبری را به خوبی بدانیم

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: در جریان فتنه اخیر اگر مقام معظم رهبری و به تبع ایشان مردم سکوت کرده بودند، عاقبت انقلاب اسلامی معلوم نبود و می‌توان گفت تصمیم قاطع ولی‌فقیه در آن شرایط نمونه‌ای از تصمیم قاطع امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر اصحاب جمل، صفین و نهروان بود.

وی تأکید کرد: اگر کسی راه خود را به درستی شناخت و صادقانه با خداوند متعال پیمان بست که به تکلیف خود در هر شرایطی عمل کند، بی‌تردید پروردگار نیز از او حمایت می‌کند.

آیت‌الله مصباح یزدی رؤسای کشورهای دنیا را قابل مقایسه با رهبر معظم انقلاب ندانست و گفت: ما باید بدانیم اگر خدای ناکرده این نعمت بزرگ را نداشتیم و مویی از سر ایشان کم می‌شد، چه بلایی بر سر ما آمده و اگر امام راحل(ره) نبود همچون کشور افغانستان چه سرنوشتی در انتظار ما بود.

استاد برجسته حوزه علمیه قم در پایان تصریح کرد: ما باید قدر نعمت رهبری را به خوبی بدانیم و با مشاهده کوچکترین انحراف، گناه و فساد در جامعه، همه ارزش‌های انقلاب و مجاهدت امام راحل(ره) را زیر سئوال نبریم.

رهبر انقلاب: 30 سال است كارگران ايران به آمريكا تودهني مي زنند

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديروز در ديدار هزاران نفر از كارگران سراسر كشور، پيشرفت را منوط به دو عنصر علم و توليد دانش بنيان دانستند و با اشاره به پيشرفتهاي خيره كننده و ظرفيتهاي فوق العاده انساني، طبيعي و علمي كشور، تاكيد كردند: جبران عقب ماندگي هاي تاريخي، نيازمند همت مضاعف و چند برابر، و حركت شتابان براي به فعليت در آوردن ظرفيت هاي بسيار بالاي كشور است و اين همت مضاعف هم با صحبت كردن و تمجيد و تعريف بوجود نمي آيد بلكه لازمه آن، ورود حقيقي به ميدان كار و ابتكار است.
در اين ديدار كه همزمان با هفته كارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامي در تبيين ديدگاه اسلام نسبت به قشر كارگر خاطرنشان كردند: برخلاف ديدگاه مادي كه كارگر را فقط يك ابزار مي داند، اسلام، كارگر را يك مجاهد في سبيل الله مي داند و براي كار و تلاش او هم ارزش و پاداش الهي قائل است.
حضرت آيت الله خامنه اي حفظ شأن و جايگاه كارگر در چارچوب ديدگاه اسلام را بسيار مهم خواندند و افزودند: قشر كارگر از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون امتحان بسيار خوبي داده كه دوران دفاع مقدس فقط يك نمونه آن است.
ايشان با اشاره به تلاش دشمنان از اول انقلاب براي استفاده از قشر كارگر و مسائل كارگري به عنوان اهرم فشار سياسي بر ضد نظام اسلامي، خاطرنشان كردند: اين موضوع در سي سال گذشته در دستور كار دشمنان نظام اسلامي قرار داشته است اما قشر كارگر نيز سي سال است كه اين طراحي را ناكام گذاشته اند.
رهبر انقلاب اسلامي ارتباط صميمي ميان كارگر و نظام اسلامي را ناشي از پايه مستحكم ايماني نظام دانستند و افزودند: بر همين اساس حركت مجموعه كشور در جهت توليد و با محوريت كارگر و توليدكنندگان پيش خواهد رفت و بدخواهان نخواهند توانست اخلالي در آن بوجود آورند.
حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه پيشرفت مادي كشور بر دو پايه علم و توليد استوار است، خاطرنشان كردند: در دوران حكومت طواغيت در ايران، نه به علم اهميت داده مي شد و نه به توليد متكي بر علم، بنابراين ملت ايران براي سالهاي متمادي دچار عقب ماندگي شد و جبران اين فاصله نيازمند توجه بيش از پيش به علم و توليد است.
ايشان پيگيري موضوع علم در مراكز علمي و تحقيقاتي با استفاده از روشهاي نو و مدرن را بسيار با اهميت برشمردند و افزودند: به لطف خداوند پيشرفت علمي در كشور آغاز شده است اما سرعت اين حركت بايد دو چندان شود زيرا ما در اول راه هستيم.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به جايگاه بي بديل توليد دانش بنيان در عرصه هاي صنعت و كشاورزي تاكيد كردند: دست يابي به توليد دانش بنيان بوسيله كارگر و كارفرما محقق مي شود و مديريت اين موضوع نيز برعهده دولت است كه بايد سازماندهي مناسب آن را انجام دهد.
حضرت آيت الله خامنه اي اجراي كامل سياستهاي اصل 44 را در شكل گيري توليد دانش بنيان مهم ارزيابي و در عين حال خاطرنشان كردند: بايد بسيار مراقب بود كه اجراي سياستهاي اصل 44، زمينه ساز نفوذ قانون دان هاي قانون شكن، نشود.
ايشان در همين خصوص افزودند: افرادي با دور زدن قانون، برخي كارخانه ها را مي خرند و بعد هم با فروش تجهيزات و زمين آن به ميلياردها آلاف و الوف مي رسند و در نهايت كارگران كارخانه بيكار مي شوند، لذا همه مسئولان بايد مراقب باشند.
رهبر انقلاب اسلامي به رابطه كارگر و كارفرما هم اشاره و خاطرنشان كردند: در نظام اسلامي مبناي رابطه كارگر و كارفرما، التيام، همكاري و همسويي است و همه طراحان و سياست پردازان بايد در اين جهت حركت كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: ما نه همچون ديدگاه سوسياليستي كارفرما را مطرود، نه همچون ديدگاه سرمايه داري كارفرما را صاحب اختيار مي دانيم بلكه معتقديم با رابطه تعريف شده انساني و اسلامي، و همكاري اين دو عنصر شريف، پيشرفت كشور محقق خواهد شد.
ايشان پيشرفتهاي كنوني كشور را در مقايسه با دوران قبل از انقلاب، بسيار شگرف خواندند و با اشاره به صدور خدمات فني و مهندسي، جايگاه برجسته كشور در سدسازي و ساخت نيروگاه، و راه اندازي خطوط توليد در كشورهاي مختلف، تاكيد كردند: با وجود اين همه اين پيشرفتها، اما هنوز باجايگاهي كه در شان ايران و ميراث تاريخي ايران است، فاصله زياد داريم و بايد با همت مضاعف عقب ماندگي ها را جبران كنيم.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همت مضاعف يعني همت براي رسيدن به قله و اين هدف نيز با حرف زدن و تمجيد كردن بدست نمي آيد بلكه نيازمند ورود حقيقي به ميدان كار و ابتكار است.
حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه ظرفيت كار و تلاش، و پيشرفت كشور بسيار بيشتر از ظرفيت كنوني است و بايد همت همه چند برابر شود، خاطرنشان كردند: ملت ايران همانند جوان با استعدادي است كه ظرفيتهاي فراواني دارد و اگر تلاش لازم را انجام دهد، قطعا به قله خواهد رسيد و به يك ستاره تبديل خواهد شد.
ايشان با تاكيد بر اينكه ملت ايران در سالهاي گذشته و در عمل، بخشي از توانايي ها و ظرفيت هاي خود را نشان داده است افزودند: دانشمندان ملت ايران در شرايط تحريم و بدون كمك هيچ كشوري، توانستند نسل دوم و سوم سانتريفيوژها را توليد و همه دارندگان صنعت هسته اي را مبهوت كنند. جوانان با استعداد ايراني در حوزه علوم زيستي توانستند از سلولهاي بنيادي، حيوان توليدي بوجود آورند و در رديف چند كشور معدود دارنده اين توانايي و فناوري قرار گيرند و فرزندان اين كشور با وجود سي سال تحريم، اكنون موشك هاي پيشرفته و ماهواره بر مي سازند.
رهبر انقلاب اسلامي تاكيد كردند: اين موارد بخشي از توانايي هاي ملت ايران است، بنابراين بايد از همه ظرفيت هاي انساني، علمي، و طبيعي كشور استفاده كرد كه لازمه به فعليت رساندن اين ظرفيتها، همت مضاعف است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به غيرقابل تحمل بودن پيشرفت ملت ايران براي استكبار افزودند: اين پيشرفتها خارج از قاعده قدرتهاي استكباري است و به همين دليل در مقابل ملت ايران صف آرايي و دشمني مي كنند اما همانگونه كه درسي سال گذشته نتوانسته اند كاري انجام دهند، قطعا بعد از اين هم هيچ كاري نمي توانند بكنند.
ايشان پشت گرمي ملت ايران را الطاف الهي و ايمان، و عمل صالح ناشي از اين ايمان دانستند و خاطرنشان كردند: همانگونه كه خداوند متعال وعده فرموده نتيجه ايمان و عمل صالح، پيروزي و عزت در دنيا، و فلاح و نجاح در آخرت است.
رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه پيشرفت حقيقي كشور در گرو ادامه راه ايمان و عمل صالح است، افزودند: رحمت و سلام خدا بر امام بزرگوار(ره) كه اين راه را به ما نشان داد و با آن ايمان الهي خود، ملت ايران را بيدار و به اين راه هدايت كرد.
در اين ديدار آقاي شيخ الاسلامي وزير كار و امور اجتماعي در سخناني، با اشاره به سياستهاي كلان اين وزارتخانه گفت: بومي سازي، بهبود و گسترش فرهنگ كار، تدوين الگوي ايراني - اسلامي كار، منشور سه جانبه گرايي اسلامي در خصوص رابطه كارگر و كارفرما، و تدوين پيوستهاي فرهنگي براي برنامه هاي اجرايي از جمله جهت گيريها و برنامه هاي در دست اجرا است.
وي، پيگيري و تصويب قوانين، آيين نامه و مقررات حمايتي از كارگران، اصلاح قانون بيكاري، تدوين آيين نامه مشاغل سخت و زيان آور، افزايش پوشش يارانه اي بيمه هاي اجتماعي و كارگران، تامين مسكن مهر و حذف شركتهاي خدمات نيروي انساني را از ديگر برنامه هاي وزارت كار و امور اجتماعي برشمرد.
در ابتداي اين ديدار به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مراسم مرثيه سرايي برگزار شد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

آرايش رزم در محفل بزم !

يادداشت امروز در پي آن است كه با استناد به شواهد و قرائن موجود، تصويري گويا از اردوگاه فروپاشيده فتنه گران ارائه دهد. در ترسيم تابلوي پيش روي از برخي اخبار موثق ولي ناگفته و منتشر نشده نيز استفاده شده است. اخباري كه شماري از افراد نزديك به اردوگاه فتنه با احساس مسئوليت ديني و ملي و به قيد غليظ و شديد براي مخفي ماندن نام خويش در اختيار نگارنده گذاشته اند. اين تابلو كه در پي ترسيم آن هستيم فقط چند صحنه از اردوگاه ياد شده را به نمايش مي گذارد و شرح بيشتر به فرصتي يا فرصت هاي ديگر موكول مي شود. ترسيم اين تابلو، از آن روي اهميت دارد كه اين روزها سران فتنه و رسانه هاي بيروني حامي فتنه نعل وارونه مي زنند و بعيد نيست برخي از ساده انديشان نيز «ردپا» را ديگرگونه تلقي كنند!
1- استاد دانشكده پزشكي در آزمون باليني دانشجويان پزشكي از دانشجويي پرسيد؛ فرض كنيد بيمار شما به عمل جراحي نياز دارد و بايد او را با استفاده از داروي هوش بري كلروفرم بيهوش كنيد، چه ميزان از اين دارو براي هوش بري او به كار مي بريد؟ و چگونه؟ دانشجو در پاسخ گفت؛ ابتدا 4 قاشق غذاخوري از محلول كلروفرم به او مي خورانيم و بعد... استاد ابرو درهم كشيد و دانشجو با نگاه به چهره استاد متوجه شد كه جواب به خلاف داده و در خلاف گويي به گزاف هم رفته است، با عجله گفت؛ استاد! اجازه بدهيد كمي فكر كنم و استاد شانه بالا انداخت و گفت؛ بايد پيش از اين فكر مي كردي، متاسفانه بيمار شما با همان تجويز اوليه، فوت كرده و جان به جان آفرين داده است!
در اظهارنظر سران فتنه و مواضع آنان كه اين روزها و هر از چندگاه بر زبان مي آورند و يا - به فرموده!- بر كاغذ مي دوانند دقت كنيد. تمامي آنها در يك نقطه اشتراك نظر دارند، اگرچه اين نكته را به تلويح و نه تصريح ابراز مي دارند. آن نكته اين كه مي دانند پروژه فتنه در اولين فاز حركت آن كه تجويز مثلث بيروني آمريكا، انگليس و اسرائيل بود، مرده است و از آنجا كه سران فتنه هويت خويش را آشكارا و بي پرده- و در توهم پيروزي- به مثلث ياد شده گره زده بودند، اكنون باور كرده اند با مرگ فتنه، آنها نيز مرده اند و يا اگر نمرده باشند، دستكم اين كه دچار مرگ مغزي شده اند و زندگي نباتي دارند! مديريت بيروني فتنه هم درباره سران فتنه دقيقاً به همين باور رسيده است. بعد از حماسه هاي بي نظير 9 دي و 22بهمن 88 مديران بيروني فتنه كه تا آن هنگام وانمود مي كردند همه تخم مرغ هاي خود را در سبد سران فتنه نهاده اند، به يك چرخش يكصدو هشتاد درجه اي دست زدند كه قطع اميد كامل آنها از كارآمدي فتنه را اعلام مي كرد. اوباما از ضرورت مذاكره با ايران سخن گفت، هيلاري كلينتون با عجله به منطقه سفر كرد و پروژه «ايران هراسي» را با جديت بيشتري پي گرفت. ترساندن كشورهاي همسايه از ايراني كه تا چند هفته قبل پايان اقتدار آن را فرياد مي زدند. ضرورت تحريم ايران- اين دفعه نه به گفته و خواسته شيرين عبادي براي حمايت از اصلاح طلبان بلكه- با هدف وادار كردن ايران مقتدر به مذاكره با 1+5 پيش كشيده شد. نتانياهو در اعلام شكست فتنه ترديدي به خود راه نداد. شبكه فاكس نيوز-ارگان پنتاگون- در اقدامي بي سابقه از حضور جمعيت چند ميليوني به حمايت از جمهوري اسلامي ايران و محكوميت فتنه گران در راهپيمايي 22بهمن خبر داد. واشنگتن پست اوباما و متحدانش را به اتهام سرمايه گذاري بي نتيجه و پرهزينه روي موسوي و خاتمي و كروبي، ملامت كرد. گروههاي ضدانقلاب كه تا آن هنگام در ائتلاف با سران فتنه بودند، درباره بي عرضگي آنها گفتند و نوشتند و...
در مصر باستان، غلامان و كنيزان فرعون را همراه با جسد او دفن مي كردند و براين باور بودند كه زندگي چاكران فرعون فقط در كنار او قابل تعريف است و پس از مرگ فرعون، آنها نيز مرده اند و بايد در جوار او به خاك سپرده شوند. خدا بر درجات امام راحل ما بيفزايد كه از آمريكا با عنوان فرعون جديد، ياد مي كردند و در جايي ديگر خطاب به كساني كه با خيانت به ملت و براي كسب قدرت دست به دامان آمريكا شده اند، مي فرمود «ابرقدرت ها، آن لحظه اي كه منافعشان اقتضا كند، شما و قديمي ترين وفاداران و دوستان خود را قرباني مي كنند و پيش آنان دوستي و دشمني و نوكري و صداقت ارزش و مفهومي ندارد» صحيفه امام(ره) جلد 20 ص .329
2- در اين نوشته محدود، نوبت به موسوي و كروبي نمي رسد. پرداختن به شرايط كنوني آن دو را به فرصت ديگري موكول مي كنيم. اما، به عنوان نمونه و فقط به عنوان نمونه در داستان زير دقت كنيد. داستاني عبرت آموز و ترحم برانگيز نسبت به پايان كار كساني كه در پايان كار خويش انديشه نكردند. بعد از حضور عده اي در مقابل منزل آقاي كروبي و اعتراض به اظهارات دشمن پسند وي كه ظاهراً با پاشيدن رنگ به در و ديوار محل سكونت او نيز همراه بود، آقاي موسوي در حالي كه از شنيدن اين خبر به شدت عصباني شده و كنترل خود را از دست داده بود، خطاب به چند تن از اطرافيان مي گويد؛ «اين يك توطئه از قبل طراحي شده براي خراب كردن من است»! چرا...؟! آقاي موسوي در ادامه مي گويد «اين عده با شعار دادن عليه آقاي كروبي و رنگ پاشيدن به در خانه او قصد داشته اند كه بگويند آقاي كروبي مهم تر از من است(!!) اگر چنين قصدي نداشتند، چرا عليه من شعار ندادند و چرا به در و ديوار خانه من رنگ نپاشيدند»؟!
اين ماجرا كه فقط يك نمونه از دهها و شايد صدها نمونه مشابه ديگر است، و با چند دست به ما رسيده است - و در صحت آن ترديدي نداريم- به وضوح نشان مي دهد كه آقايان از كجا به كجا رسيده اند؟ و چي فكر مي كردند و چي شده است؟! به اظهارنظرهاي آقايان موسوي و كروبي در اين روزها توجه كنيد. ناسزاگويي ها و پرده دري هاي آنان عليه نظام، قبل از آن كه با هدف به قول خودشان «مبارزه در بستر -به اصطلاح- جنبش سبز»! باشد، رقابت با يكديگر براي ابراز وجود است و هر يك از آنها با ناسزاگويي بيشتر عليه نظام اسلامي و ارزش هاي ديني و برجان نشسته مردم تلاش مي كنند حساسيت بيشتري برانگيخته و شعارهاي بيشتري عليه خود كسب كنند! تا از اين طريق بر ديگري فخر بفروشند كه اگر من- همان من كه امام(ره) مي فرمود شيطان است- از تو مهم تر نبودم، شعارها بر ضد من- باز هم همان من- بيشتر از تو نبود! آيا نمي بينيد كه علي رغم بي محلي مردم، هر روز بر غلظت ناسزاها مي افزايند؟! شما را به خدا كسب و كار جديد آقايان را ملاحظه بفرمائيد!
3- آقاي خاتمي اما، بعد از شكست فتنه و رسوايي حاصل از همراهي آشكار با مثلث بيروني آمريكا، انگليس و اسرائيل، راه ديگري را برگزيده است. در اظهارات اخير وي دقت كنيد؛
«ما قانون اساسي را قبول داريم»، «ما خواهان براندازي نظام نيستيم و خواست ما حفظ نظام است»! «اصرار ما اين بوده و هست كه بايد در چارچوب قانون عمل كنيم»! «حرف ما اصلاح طلبان بازگشت به كل قانون اساسي و پذيرش داوري آن است»!
اين سخنان از كسي است كه در جريان فتنه، همراه و همصدا با ساير سران فتنه و با پيروي از فرمول جرج سوروس صهيونيست- بعد از دوبار ملاقات با وي- و نسخه مايكل لدين و جين شارپ و ريچارد دورتي عمر نظام اسلامي را پايان يافته مي دانست، از پاره كردن عكس حضرت امام(ره)، اهانت به عاشوراي حسيني(ع) حمايت مي كرد، براي «جمهوري ايراني» به جاي «جمهوري اسلامي ايران» سينه چاك مي كرد، به پيروي آشكار از دستور ديكته شده آمريكا و انگليس و اسرائيل، در شيپور فريب و مضحك ادعاي «تقلب 11 ميليوني در انتخابات»! مي دميد، با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها، ماركسيست ها و تمامي گروههاي ضد انقلاب و دشمنان اسلام و امام(ره) در ائتلاف بود و... حالا چه شده و غير از شكست رسوايي برانگيز فتنه آمريكايي، انگليسي و اسرائيلي چه اتفاق- از نظر آقاي خاتمي- غير منتظره اي رخ داده است كه ايشان به ياد قانون اساسي و نظام و جمهوري اسلامي و امام(ره) و... افتاده است؟!
خاتمي در پي آن است كه دست هاي خود را بالا ببرد، بي آن كه هزينه خيانت خود را بپردازد و مجازات وطن فروشي خويش را تحمل كند! طرفه آن كه مي خواهد «نياز» خود را به عنوان «امتياز» بفروشد.آيا نظام و مردم مي پذيرند؟ معلوم است كه پاسخ منفي است. كسي مانع توبه او نيست، چرا كه توبه مجرمان و خيانت كاران -اگر موفق به توبه شوند- از بار گناه آنان نزد خداي رحيم و رحمان مي كاهد، اما خيانت- مخصوصاً خيانت به اسلام و مردم مسلمان، آنهم در همراهي با بيگانگان- نمي تواند بي مجازات و مكافات باقي بماند، چرا كه كمترين آثار سوء آن، تجري به خيانت از سوي افراد مشابه در حال يا آينده و تلقي كم هزينه بودن توطئه از سوي دشمنان است. خيانت كار بعد از مكافات مي تواند در ميان مردم به زندگي عادي خود ادامه دهد، ولي بديهي است كه مجرمان را پيشنماز نمي كنند و به امور حساس نمي گمارند.
4- اما، دست بالا بردن و تسليم خاتمي- ولو به ظاهر- براي يكي ديگر از دست اندركاران ناخوشايند است، او به خاتمي هشدار مي دهد كه اگر دست هاي خود را بالا ببري، در يك بازي «باخت- باخت» وارد شده اي، چيزي به دست نمي آوري و همه چيزت را هم از دست مي دهي! اين در حالي است كه شخص هشداردهنده، خود مدتي است دست ها را به صورت «نيمه بالا» درآورده است. يكي به نعل مي زند و يكي به ميخ. او مي داند كه فريب اوليه مردم به بهانه تقلب در انتخابات كارگر نبوده است، كف خيابان را به دليل هوشياري كساني كه با خوشبيني فريب خورده بودند، از دست داده اند. فتنه با شكست قطعي روبرو شده است. حاميان بيروني حاضر به سرمايه گذاري روي ورشكستگان نيستند. موسوي و كروبي از مصرف افتاده اند، اين دو در حلقه تنگ ضد انقلاب تابلودار قابل تعريف هستند و... پس چرا خاتمي را زينهار مي دهد كه مبادا دست هاي خود را بالا ببرد؟! اين حكايت ديگري دارد كه به آن خواهيم پرداخت. ان شاءالله.
5- و بالاخره، سخني هم با برخي از دوستان- فقط شمار اندكي از آنان- در ميان است كه به هوش باشند و خداي نخواسته در زمين دشمن بازي نكنند. فتنه و سران فتنه از نفس افتاده اند و اين روزها در محافل بزمي خود پز رزمي مي دهند و مثلا درباره تجمع اعتراض آميز در فلان روز و فلان محل خبر مي دهند. نه اين كه مردم و مسئولان مربوطه، هوشيار و پي گير نباشند، بلكه سخن آن است كه اين ترفندها فقط براي ابراز وجود است. بايد مراقب شكل هاي ديگري از توطئه بود.
حسين شريعتمداري

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

قدم اول فتنه گران : تلاش براي مشروعيت زدايي از انتخابات

وقايع قبل و بعد از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را شايد بتوان يك پيچ بزرگ تاريخي دانست كه ملت ايران آن را پشت سر نهاده و حال با سرعت بيشتري مي تواند مسير خود را بپيمايد. تحليل هاي بسياري درباره علل شكست توطئه هاي براندازانه دشمنان بيروني و دروني نظام اسلامي در جريان هشت ماه جنگ نرم منتشر شده است. اما مي توان با جرئت اين ادعا را كرد كه حقيقتا توطئه گران در مسير خود به يك سپر غيرقابل نفوذ به نام «ولايت فقيه» برخوردند و شكستند. تحليل گران منصف خواهند پذيرفت آن روز كه مولايمان در نماز جمعه تاريخي 29 خردادماه فرمودند «اگر اين رفتار ادامه پيدا كند آن وقت من خواهم آمد و جور ديگري با مردم سخن خواهم گفت» برخي نيك دريافتند اينجا بازي، بازي قدرت نيست كه حساب و كتاب سود و زيان را بكنند و راس حكومت را تحت فشار قرار دهند بلكه به اهداف خود برسند؛ عده اي فهميدند كه رهبري با كسي شوخي ندارد و اگر بنا باشد، «عاشورايي ديگر» مي آفريند، اما از مواضع برخاسته از مكتب خود كوتاه نمي آيد، امام به كسي باج نداد، رهبري هم بنا ندارد باج دهد و چه زود است كه فريفتگان دنيا وقتي مي بينند طرف حسابشان نوك سوزني تعلق به دنيا ندارد، عقب مي نشينند.
همان روز بود كه عده اي حساب كار دستشان آمد و جريان توطئه در سراشيبي سقوط قرار گرفت. معادلات سياسي به هم خورد و چون كيسه دزدي فتنه گران پاره گشت، سرمايه اجتماعي شان قدم به قدم ريزش كرد تا 22 بهمن ملت تير خلاص آشوب را شليك كنند.
اين هشت ماه، از 22 خرداد تا 22 بهمن بايد تاريخ شود، بايد به يادگار بماند و براي ما درس و براي آيندگان عبرت باشد. بحمدالله كارهاي بسياري در اين زمينه انجام شده و بعد از اين نيز بايد انجام شود، اما ما در اين ميان كتاب «مطالبات غيرقانوني» را كه اخيرا توسط موسسه فرهنگي قدر ولايت به بازار راه يافته، براي انتشار به صورت پاورقي و استفاده خوانندگان گرامي مناسب ديديم. اين مجموعه با موشكافي رخدادهاي قبل و بعد از انتخابات دهم، طرح جالبي از آنچه رخ داد ارائه مي كند، باشد كه مورد استفاده عزيزان قرار گيرد.
وقايع قبل از انتخابات
تحركات اوّليه برخي جريانات سياسي
در صحنه سياسي كشور قبل از آرايش بندي هاي سياسي احزاب براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، برخي گروههاي سياسي اقدام به فعاليت نمودند. يكي از اين گروهها طيفي با شهرت تحريميها بودند كه پايگاه عمده اين جريان در داخل كشور در تشكلهاي دانشجويي و بيشتر بخش غالب طيف علامأ دفتر تحكيم است. اين گروه كه حتي سيد محمد خاتمي و همراهان دوم خردادي اش را به فرصت سوزي در دوران مسؤوليت متهم مي ساختند، در تحركات خود در صحنأ انتخابات دهم ، با اطمينان از رد صلاحيت عبدالله نوري (وزير كشور دولت اصلاحات)، خواستار نامزدي وي با هدف مشروعيت زدايي از انتخابات شدند. آنان نوري را شمشير دو لبه اي مي دانستند كه در صورت موفقيت و عدم موفقيت در انتخابات، ايشان را به هدف خود مي رساند. احمد زيدآبادي (دبيركل ّ سازمان ادوار) در خصوص اين كه چرا نوري را نامزد مي كنيم گفت: «يك سلسله نيروهاي اجتماعي گسترده در ايران وجود دارند كه از وضع موجود رضايت ندارند. اين نيروها در حال حاضر مستقل هستند و به صورت جزاير پراكنده اي از يكديگر به سر مي برند، تصور ما اين است كه با تمسك به انتخابات رياست جمهوري، قادر خواهيم بود به اين بخش از نيروها تحركي ببخشيم تا كانديدايي با طرح مطالبات آنان بتواند يك جنبش اجتماعي ايجاد كند. در اين ميان او اگر موفق شود خود را به نحوي به سيستم بقبولاند، اين امر بيانگر آن خواهد بود كه اين جنبش مي تواند گامهاي بعدي را نيز براي رياست جمهوري بردارد و كشور را تا اندازه اي از بن بست خارج كند. اگر هم به هر دليلي نپذيرفت و مقاومت كرد، در هر حال يك نيروي اجتماعي شكل گرفته قادر خواهد بود خارج از عرصأ قدرت حاكم، بر مناسبات تأثير بگذارد. »
عبدالله مؤمني (سخنگوي سازمان ادوار) نيز در اين باره گفت: «ما معتقد هستيم كه از قضا طرح چنين كانديدايي مثل آقاي نوري و چنين ايده اي كه ما نيازمند به جنبش اجتماعي قوي هستيم بر مبناي شيوه هاي نويني بتواند جامعه را نسبت به سرنوشت خودش و مطالبه اش حساس بكند و جنبش اجتماعي به عنوان يك جريان قوي بتواند از حاكميت مطالباتش را بخواهد، مي تواند آغاز يك راهي باشد، آغاز يك حركت و شيوه نويي باشد براي دوره هاي بعدي هم. »
اما گذشته از هدف اصلي اين طرح، اين كه چه كساني در پس اين جنبش قصد حضور در صحنه را دارند، مطلبي است كه در اظهارات مؤمني قابل مشاهده است. وي در اين زمينه بيان داشت: «تحول خواهان مي توانند حول محور آقاي نوري با هم به توافق برسند و در نتيجه، امكان به صحنه آوردن نيروهايي كه در طي سالهاي گذشته جزو محذوفين سياسي و اجتماعي محسوب مي شدند، ايجاد مي شود. » نكتأ قابل توجه و تأمل درباره اين گروه، خبرهايي مبني بر حمايت مالي كارگزاران به عنوان حزب ميانه رو از آن است. لذا برخي اعضاي شوراي مركزي حزب كارگزاران (كرباسچي و عطريانفر) از اوّلين كساني بودند كه موضوع نامزدي نوري را مطرح و از وي براي نامزدي در انتخابات دهم دعوت نمودند.
برگزاري جلسات برخي شخصيتها و چهره هاي سياسي نظير كروبي، خاتمي، موسوي خوئيني ها و. . . در منزل عبدالله نوري به عنوان پاتوقي براي اتصال اين طيف با بخشهايي از جريان دوم خرداد بود. اگرچه گروهي از اصلاح طلبان معتقد بودند كه آمدن نوري به صلاح اصلاحات نيست و از اين بابت ابراز نگراني كرده بودند و پيشاپيش وي را رد صلاحيت شده تلقي مي كردند، ولي نوري برآن بود تا در صورت عدم نامزدي خاتمي، كانديدا شود.
از نيمه اوّل سال 78 بحثهاي دروني اصلاح طلبان بيش از هر چيز بر وجود ضعفهاي دولت نهم و هشدار نسبت به افزايش اين ضعفها در آينده متمركز بود. در كنار آن راههاي رسيدن به اجماع براي معرفي كانديداي واحد نيز مورد بررسي قرار گرفت.
در تير ماه 78 نخستين جلسأ اصلاح طلبان براي تصميم گيري در خصوص انتخابات رياست جمهوري برگزار شد. در آن ايام اصلاح طلبان بر اين نكته تأكيد كردند كه بايد با درس گرفتن از تجربيات گذشته به نقاط ضعف دروني خود توجه كرده و تلاش كنند كه به وحدت برسند. چرا كه مهمترين عامل شكست اصلاح طلبان تفرقه و حضور چند كانديدا در انتخابات گذشته بود و در صورت وحدت، احتمال پيروزي افزايش مي يافت. به همين منظور عده اي از اصلاح طلبان مكانيزم نظرسنجي را براي اين كار ترجيح مي دادند و برخي افراد ديگر - مانند مهدي كروبي - به تجربيات تلخ از برخي نظرسنجيها و آمارسازيهاي انتخابات نهم اشاره مي كردند كه حاكي از پيروزي اصلاح طلبان بود، اما نتيجه در پايان عكس شد. اين گروه با اشاره به همان تجربه، مكانيزم شوراي حكميت را پيشنهاد كردند. وظيفه شوراي حكميت بررسي وضعيت و مقبوليت كانديداهاي اصلاح طلب و معرفي يكي از ايشان به عنوان رأي آورترين نامزد و كانديداي اصلح اصلاح طلبان بود. مقرر شد كساني كه خود را براي رقابتهاي رياست جمهوري آماده مي بينند، تا بيستم آذر كانديداتوري خود را اعلام كنند.
در ابتدا كمتر كسي با اجراي آن مخالفت كرد، اما با نزديك شدن به زمان ضرب الاجل بيستم آذر، گروهي از اصلاح طلبان عدم هماهنگي خود را با اجزايي از طرح شوراي حكميت - از جمله لزوم اعلام كانديداتوري تا زمان تعيين شده - اعلام كردند. در مقابل مهدي كروبي و همفكران او معتقد بودند كه همين زمان هم براي فعاليتهاي انتخاباتي دير است و رقيب دست به كار شده و بايد اصلاح طلبان از بلاتكليفي نجات پيدا كنند.
برخي ديگر از جريانات اصلاحات، بر اين باور بودند كه اگر سيد محمد خاتمي وارد ميدان شود، طرف مقابل هم همگي پشت سر احمدي نژاد قرار خواهند گرفت و همه نيروهايشان را آن جا متمركز خواهند كرد. در آن شرايط هيچ كانديداي جديدي از طرف رقيب به صحنه نخواهد آمد و انتخابات دو قطبي خواهد شد.
در اين رابطه بهزاد نبوي (عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين) در اظهاراتي «كساني كه به دنبال معرفي شخصي به غير از خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري جهت رقابت با احمدي نژاد هستند را فاقد حداقلي از شعور دانست. » اين اظهارات با واكنشهاي احزاب ديگر دوم خرداد - از جمله حزب اعتماد ملي - روبه رو شد. حجه الاسلام سيد هادي ميرهادي (ازاعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي) در واكنش به سخنان نبوي گفت: «كساني كه حرف از آمدن خاتمي مي زنند، دوستداران واقعي او نيستند، چرا كه آنها عده اي انحصارطلبند كه تنها به فكر اختلاف افكني ميان اصلاح طلبان هستند. » از سوي ديگر در برخي محافل سياسي اصولگرايان از احتمال رد صلاحيت خاتمي سخن به ميان آمد. آنان با بررسي عملكردها و مواضع سيد محمد خاتمي، خصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري و در سفر به آمريكا و چند كشور اروپايي و مغايرت آن با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره اي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام، به اين نتيجه رسيدند كه از نگاه قانون مي تواند رد صلاحيت ايشان براي نشستن بر كرسي رياست جمهوري را در پي داشته باشد.
اما از سوي ديگر اصلاح طلباني كه موجوديت سياسي خود را در خاتمي مي ديدند و همواره از او به عنوان ناجي كشور در وضعيت فعلي ياد مي كردند، از نيمأ دوم سال 78 تقريباً مصاحبه ها و سخنرانيها و عكسهاي سيد محمد خاتمي را در روزنامه هاي خود چاپ مي كردند و زمينأ حضور وي و اعلام كانديداتوريش را براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مهيا مي ساختند!
خاتمي در اوّلين اظهار نظرهاي خود در رابطه با انتخابات رياست جمهوري تأكيد كرد كه به جاي اين كه بگوييم چه كسي بيايد يا نيايد، بگوييم آن كه مي آيد چه كارها و چگونه انجام دهد. وي با اشاره به جريان اصلاحات گفت: «دامنه اصلاحات بسيار وسيع تر از دايره گروههاي اصلاح طلب است و نبايد دامنه اصلاحات را محدود به گروهها و جريانات دانست. بنده با تمام احترامي كه به همه گروهها و تشكلها قائلم و افتخارم اين است كه زمينه ايجاد و رشد و گسترش گروههاي سياسي مختلف در دوره اصلاحات تلاش كرده ام، هيچ حاضر نيستم تلقي شود كه نمايندأ يك گروه، جريان و تشكل هستم. » وي در ادامه افزود: «اگر بخواهم در انتخابات آينده حضور يابم به خواستي كه فكر مي كنم در اقشار مختلف مردم است، جواب مي دهم و اگر بنا باشد نيايم به وضوح و شفاف دلايل را به مردم خواهم گفت. تا حدود زيادي تصميم من مشخص است ولي اعلام تصميم را به وقت مناسب وامي گذارم. »
با پايان گرفتن تابستان كم كم عزم تعدادي از چهره هاي سرشناس چون محمد هاشمي (رئيس سابق صدا و سيما)، صادق طباطبايي (فرزند آيت الله محمدباقر سلطاني طباطبايي)، حسين كمالي (وزير كار دولت سازندگي)، محمدعلي نجفي (وزير آموزش و پرورش دولت سازندگي)، محمدرضا عارف (معاون اوّل خاتمي)، معصومه ابتكار (رئيس محيط زيست دولت اصلاحات)، محمد جهرمي (وزير كار دولت احمدي نژاد)، مصطفي پورمحمدي (رئيس سازمان بازرسي كل كشور) وحسن روحاني (دبير سابق شوراي امنيت ملي) آشكار شد. اما در اين ميان حسن روحاني پيش قدم تر از بقيه بود. وي كه در طي سالهاي 48 به بعد تبديل به يكي از منتقدين جدّي دولت شده بود، اظهارنظرهاي تندي عليه دولت نهم بيان مي داشت. عدم توجه دولت به رفاه مردم، تبليغاتي خواندن كارهاي دولت و آمارسازيهاي غير واقعي، اعتراض به نحوه شركت ايران در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس، انتقاد از سياستهاي اقتصادي دولت و خالي شدن حساب ذخيره ارزي، متهم كردن دولت به انجام كارهاي غير كارشناسي، اعتراض به پخش پول بين مردم در آستانأ انتخابات و هشدار در مورد حضور نفت در انتخابات، نقد سخنان رئيس جمهور پيرامون مسائل هسته اي و دعوت از احمدي نژاد براي مناظره، انتقاد عليه سياستهاي خارجي دولت، . . . از جمله موضوعات سخنان وي در ايام نزديك به انتخابات دهم بود.
البته برخي فعالان سياسي سخنان روحاني در سال 78 را نطقهاي وي جهت حضور در صحنه انتخابات رياست جمهوري، تلقي كردند كه در عين حال لحن غيرمشفقانه هم داشت

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

خواص خاكستري و ماسونيسم مدرن

9ماه از كليد خوردن فاز نهايي فتنه و جنگ نرم قدرت هاي استكباري عليه ايران گذشت. تدارك اين جنگ دست كم يك دهه زمان برده بود. اكنون جنازه فتنه و اسب ترواي جنگ نرم زيرپاي ماست. مي توان آن جنازه را كالبدشكافي و اين ارابه را تجزيه كرد تا معلوم شود گوشت و خون و پوست اين جنين مرده از كجا تغذيه شد و اندام آن چگونه تكوين يافت يا به تعبير ديگر اجزاي اسب ترواي فريب چگونه مهندسي و روي هم سوار شد. اين كالبدشكافي و تجزيه و تشريح از آن جهت حائز اهميت است كه امكان باز توليد فتنه و جنگ نرم را از دشمن سلب مي كند. به يقين دشمن به لطف پروردگار و بيداري و هوشياري ملت- كه حدفاصل 22خرداد تا 9 دي و 22بهمن آشكارا مشاهده شد- ضربه سهمگيني از ايران دريافت كرده اما چون زخمي است به باز توليد جنگ مي انديشد. كالبدشكافي فتنه و تجزيه اجزاء جنگ نرم در شرايطي كه جزئيات نقشه راه دشمن و شبكه اطلاعاتي او لو رفته است، به ميزان بسيار بالايي امكان باز توليد جنگ را منتفي مي سازد.
نسبت «فتنه» با «جنگ نرم» چيست؟ فتنه ابزار و مقدمه جنگ نرم است. هدف جوهري فتنه، غبارآلود كردن فضا و سلب قدرت تشخيص از افكار عمومي است. هدف حداقلي (و در عين حال مهم)، ايجاد شكاف اجتماعي و انفعال و حيرت در ميان عوام و خواص بود تا امكان بسيج آنها مقابل شبيخون دشمن سلب شود. اما هدف حداكثري- فراتر از اين انفعال و حاشيه گزيني- استخدام طيفي از خواص و عوام توسط مهاجمان بود. فتنه زمينه را براي جنگ نرم فراهم مي كند و جنگ نرم، هزينه هاي دشمن را به شدت كاهش مي دهد و پاي ملت مورد هجمه -و از جيب خود آنها - حساب مي كند! در اين ميان بنيان فتنه، غبارآلود كردن افكار عمومي و سلب قدرت تشخيص حق و ناحق است و اين سنگ بنا را هيچ مهندسي نمي تواند در جاي خود قرار دهد مگر «خواص خاكستري». خواص خاكستري از يك سو به اعتبار سوابق و ظواهر، براي طبقات زير خط «فقر فرهنگي» ملاك تشخيص محسوب مي شوند و از سوي ديگر، مستعد «غفلت» و معبرگشايي براي دشمن هستند، اگر مستعد «خيانت» و همپيماني و هم پايي با دشمن نباشند.
آنها مستعد سواري دادن و دوشيده شدن هستند. خاكستري ها در طول ساليان چنان زيسته و دگرگون شده اند كه سنگين و ضعيف الاراده شده اند، بي پروا و دور از احتياط سر مي كنند، خانه بي صاحب و غارت زده را مي مانند. خاصيت و كار ويژه اصلي اين طيف از نخبگان در دو پهلو و مبهم سخن گفتن است، همان كه هيزم «آتش فتنه» است. حريت و شجاعت و تقوا گمشده آنهاست.خانه بي حفاظ و گله بي چوپان را مي مانند. گرگ به گله آنها زده است. فرمايش حضرت باقرالعلوم عليه السلام است كه «دو گرگ كه از دو سو به گله اي هجوم برند آن قدر تلفات نمي گيرند كه مال پرستي و جاه طلبي به دين مومن زيان مي زنند». حب مال و حب جاه، ميل به اشرافيت اقتصادي و باز توليد سياست اموي و عباسي! ميل به تبعيض و تمايز و تفاخر و تكبر و تعصب جاهلي و خودبزرگ بيني و كوچك شمردن ديگران. غفلت و سر به هوايي و بي پروايي آنها، هر صياد كمين كرده اي را به طمع و هوس مي اندازد. تار و پود غفلتي كه خواص خاكستري دور خويش تنيده و در خود پيله كرده اند، اسباب روحيه گرفتن و دليري و گستاخي خصم است.
اگر شبكه رسانه اي، ماهواره و مجازي (سايبري) دشمن، فرجام جنگ همه جانبه را به زير كشيدن جمهوري اسلامي و نشاندن سكولاريسم به جاي آن مي داند- كه به يقين در آن صورت نه جمهوريت و رايي خواهد ماند و نه اسلاميت- خواص خاكستري سال ها پيش در عمل به سكولاريسم رو كرده اند. خطي كه اينها از غفلت ها براي خويش ساخته اند، عملا خطي سياسي شده كه دين در آن جز نما و ظاهر و زينت جايگاهي ندارد. سياست ورزي اسلامي كجا و اشرافيگري و تشكيل شركت سهامي قدرت و قانون شكني و روحيات فرعوني و ابوجهلي كجا؟ آنها مسلمانان سكولارند، از همه مومن تر و عامل تر به سكولاريسم! اين طيف خاكستري نشان شده هاي دشمنند، بدانند يا ندانند، بپسندند يا نپسندند.
برگرديم و تاريخ دو دهه اخير را مرور كنيم و ببينيم امثال بهاءالله مهاجراني-كه اين روزها اخبار رسوايي شان در نوكري لابي اسرائيل و نومحافظه كاران در آمريكا (موسسه واشنگتن) و تشكيل «حلقه لندن» به رسانه ها درز كرده- چگونه در دولت ها يكي پس از ديگري بركشيده شدند. مهاجراني به تنهايي عور و عار و سند خيانت هاي بزرگ در حزب دولت ساخته كارگزاران و دولت «مشاركتي» خاتمي است. بوي تعفن اين مهره جاه طلب و حقير قريب 15 سال مشام مردم را آزار داد، چه آن روزگار كه آقاي هاشمي را متملقانه اميركبير و سردار سازندگي كه بايد با تغيير قانون اساسي رئيس جمهور بماند، خطاب كرد و چه آن روز كه از اتاق فرمان وزارت ارشاد، چراغ «سبز» ترور شخصيت آقاي هاشمي توسط روزنامه هاي زنجيره اي و امثال اكبر گنجي (عضو فعلي اتاق فكر مهاجراني در خارج) را داد... تا به امروز كه اتاق فكر و فرمان جنبش سبز را در لندن تشكيل مي دهد و حتي يك كلمه مخالفت از امثال كروبي و موسوي و خاتمي نمي شنود و چگونه اعتراض كنند در حالي كه از يكديگر سند و «آتو» دارند؟!
شنبه 6فوريه 2010 (17بهمن 1388) مراسم يادبودي براي احمد بورقاني (معاون مطبوعاتي مهاجراني در وزارت ارشاد دولت اصلاحات) در دانشگاه تورنتو كانادا برگزار شد. محسن كديور از طريق ارتباط ويديويي براي حاضران سخنراني كرد. او در كسوت روحاني از اعضاي حلقه نفاق كيان به شمار مي رفت و همچنين عضو حلقه اي بود كه آقاي منتظري را تغذيه فكري- سياسي مي كردند و در وقت ضرورت از او فتاواي معارض با جمهوري اسلامي- بلكه اصل اسلام- مي ستاندند. كديور در آن سخنراني از جمله مي گويد «تنها گروهي كه مي توانند مقابل نظام ديني قدعلم كنند و بايستند، روحانيون و كساني هستند كه با مسائل ديني آشنايي كامل دارند. لائيك ها فاقد اعتبار دينداران طرفدار اصلاحات هستند.»
مشابه همين مضمون را آقاي سروش طي چند ماه اخير عنوان كرده است. او در چند اظهار نظر اخير و از جمله در مصاحبه با «جرس» (شبكه راه اندازي شده از سوي كديور و مهاجراني) در حالي كه خود را بنيانگذار «گفتمان سبز» از يك دهه پيش معرفي مي كند، مي گويد: «آقاي خميني اعتقادي به دموكراسي نداشت... ولايت فقيه استبدادي ترين تفسير از دين بود و در گفتمان سبز جايي نخواهد داشت. من از سكولاريسم سياسي دفاع مي كنم نه سكولاريسم فلسفي كه به دنبال حذف دين است. اكنون معلوم شده به رغم باور سكولارها در غرب، نه تنها دين مضمحل نشده بلكه طرفداران آن گسترده تر شده اند. به جاي بحث بر سر جمهوري ايراني، ما مي توانيم از جمهوري اسلامي تصويري به منزله جمهوري مسلمانان داشته باشيم بدون آن كه تئوري ولايت فقيه بر آن حاكم باشد اما وقتي قرار است نام جمهوري مسلمانان بر آن نهاده شود بهتر است همان جمهوري مطلق ]با حذف قيد اسلامي[ به كار برود... واقعيت اين است كه درون جنبش سبز هم دينداران و هم غيردينداران، هم چپ ها و سكولارهاي فلسفي ]ضددين به تصريح خود سروش[ و حتي افرادي از انجمن حجتيه وجود دارند و اين را نه مي توان انكار كرد و نه مخفي نگاه داشت».
حقيقت آن است كه مثلث صهيونيسم مسيحي (انگليس، اسرائيل و آمريكا) به تشكيل سازمان جديد ماسوني اهتمام كرده اند و ماسون هاي جديد، ديگر نه بهايي اند و نه يهودي. آنها ماسون هاي مسلمانند كه پاي در راه سيدحسن تقي زاده (روحاني كشف لباس كرده) گذاشته اند و مي توانند به آيين صهيونيسم، بهائيت يا هر «بي ديني» ديگري بگروند. آنها ذاتا سكولارند، ليبرال ها و اباحي مسلكاني كه ذاتا با قيد و بندهاي ديني و معنوي و اخلاقي مشكل دارند. مرام آنها آميزه اي از اصالت نفع و لذت (Utilitarianism-Hedonism) است در پوششي از نسبيت گرايي، احترام به تنوع و تكثر، تساهل و مدارا و نفي خشونت. اكنون شبكه مجازي جنگ نرم به صدها عنصر سابقا فعال در عرصه سياست و فرهنگ و هنر و رسانه و دانشگاه و حقوق بشر و فمينيسم سپرده شده كه به ويژه طي 5-4 سال گذشته سربازگيري و از كشور گريخته اند و وجه مشترك همه آنها با وجود گرايش هاي سياسي گوناگون همين بي باوري ليبرال- سكولاريستي به شرط «بردگي» است. شبكه بردگان كه از صداي آمريكا و راديو فردا تا شبكه بي بي سي و جرس و دويچه وله (نسخه آلماني) و راديو زمانه (نسخه هلندي) و روزنت (نسخه فرانسوي) به صف شده اند، آتش تهيه توپخانه خود را از «سكوت» و «سخن» و بيانيه و آمد و شد «خواص خاكستري» تدارك مي كنند هر چند كه طي دو سه ماه اخير مجددا به آشفتگي و كم رونقي و ركود رسيده اند.
چه فرقي مي كند در دولت و مجلس باشي يا مجمع تشخيص مصلحت، در حوزه باشي يا دانشگاه، برنده انتخابات باشي يا بازنده آن، دكتر و مهندس باشي يا آيت الله و حجت الاسلام، در حلقه اطرافيان رئيس جمهور باشي يا از حواريون رئيس مجلس و رئيس مجمع. مهم اين است كه كجاي فتنه ايستاده اي؟ روياروي آن، صريح و شفاف و صادق، و غبار را مي نشاني يا چنان غرق جزئيات و تعصبات و نفسانيات- و همه جاذبه و دافعه هاي غيرالهي- شده اي كه از هر سخن گفتن يا لب فرو بستن تو هيزمي براي آتش فتنه ساخته مي شود؟ نام و عنوان و سابقه و شهرت به چه مي ارزد آنجا كه انسان خويش را به حراج گذاشته باشد؟
لاشه متعفن فتنه به ما مي گويد نطفه اين مولود نامبارك در دنيازدگي، بي طاقتي ميانه ميدان جهاد و غفلت از اطاعت امر مولا بسته شد، مانند روز احد كه جنگ پيروز براي مسلمانان مغلوبه شد. «اگر ] در احد[ جراحتي به شما رسيد، به آنها ]دشمنان شما[ نيز جراحتي همانند آن وارد شد. و ما اين روزهاي پيروزي و شكست را ميان مردم مي گردانيم تا خداوند افرادي را كه ايمان آورده اند بداند و از ميان شما شاهدان و گواهاني بگيرد... خداوند صابران را دوست دارد. سخن آنها اين بود كه گفتند پروردگارا گناهان و زياده روي ما در كارها را ببخش و گام هاي ما را استوار ساز و بر گروه كافران پيروز گردان... اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر كافران را اطاعت كنيد، شما را به گذشته هايتان برمي گردانند و سرانجام زيانكار خواهيد شد... خداوند وعده خويش را عملي كرد آن هنگام كه دشمن را از پاي درآورديد تا اينكه سست شديد و با هم منازعه كرديد و بعد از آن كه پيروزي دلخواه را به شما نشان داد، عصيان و نافرماني كرديد... خداوند شما را ]از پيروزي[ منصرف ساخت تا شما را آزمايش كند... كساني كه اجابت كردند خدا و رسولش را پس از آن كه جراحاتي به آنها رسيد، براي آنها كه نيكو رفتار كردند و تقوا پيشه نمودند، پاداشي بزرگ است. اينها كساني هستند كه چون مردم به آنها گفتند مردم ]لشكر دشمن[ براي هجوم به شما جمع شده اند، از آنان بترسيد، بر ايمانشان افزود و گفتند خدا ما را كافي است و بهترين حامي ماست. به همين دليل آنها ]از اين ميدان[ با نعمت و فضل پروردگار بازگشتند در حالي كه هيچ ناراحتي به آنان نرسيد و از رضاي خدا پيروي كردند... شيطان فقط پيروان و دوستان خود را مي ترساند، پس از آنان نترسيد و از من بترسيد اگر ايمان داريد. اي پيامبر تو را محزون نكند آنها كه به سوي كفر مي شتابند. آنها هيچ زياني به خدا نمي رسانند. خداوند اراده كرده كه هيچ بهره اي براي آنها در آخرت قرار ندهد... آنها كه ايمان رادادند تا كفر را خريدند زياني به خدا نمي رسانند... گمان نكنند اگر مهلتي به آنها مي دهيم به سودشان است. مهلت مي دهيم تا بر گناه خويش بيفزايند و براي آنهاست عذاب خواركننده. چنين نبود كه خداوند مؤمنان را همان گونه كه هستند واگذارد، مگر آن كه خبيث و ناپاك را از طيب جدا سازد...»(آيات 140 تا 179 سوره آل عمران)
محمد ايماني-
روزنامه كيهان