ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

آقای قالیباف به خودت رحم کن

اگر سخنان آقای محمد باقر قالیباف چلانده شود چند کلمه را می توان به عنوان عصاره و شاه کلمه های سخنان ایشان معرفی کرد. کلماتی که در این چند ساله به انحای مختلف در سخنرانی های ایشان خود نمایی میکند.
کار جهادی، حقوق شهروندی، ولایتمداری و قانون گرایی بخشی از عباراتی­اند که ترجیع بند صحبتهای ایشان هستند و همین آخری که چندی است به عنوان چماقی برای کوبیدن بر سر دولت استفاده می­شود.
«توقع اين است هنگامي که قانوني تصويب مي‌شود همه ما در هر جايگاهي که هستيم در برابر قانون تسليم شويم .»
این جمله را جناب شهردار تهران در مراسم  کلنگ زنی دریاچه پارک چیتگر افاضه فرموده و ناگفته پیداست که شرح نزول این جمله مباحث پیرامون بودجه مترو و حاشیه های آن است.
ایشان در این مراسم و در قسمت دیگری فرموده اند: «دفاع مقدس یک قطعه از بهشت بود. در آن مقطع همه با هم مهربان بوده و کینه ،‌غیبت، دروغ و تهمت وجود نداشت و کسی دنبال این نبود که خود را نشان دهد و بگوید این کار را من انجام دادم و موضوعی را به نام خود ثبت کند»
در اینباره چند نکته به نظر می رسد:
ابتدا درباره دومی که مشخص تر است و آن اینکه واقعا الان شهرداری تا چه حد به دنبال خود نمایی است؟ آقای قالیباف به خودت رحم کن. چقدر تظاهر؟ مردم هنوز ماجراهای افتتاح تونل توحید را فراموش نکرده اند. آن آرم بزرگ شهرداری که سردر تونل توحید کوبانده ای برای این است که کسی نفهمد این تونل را شهرداری ساخته است؟ آن همه سر و صدایی که راه انداختی برای این بود که فقط خدا بداند شما با چه سختی هایی این تونل را ساختی؟ رسانه های زنجیره­ایت برای رضای خدا گوش فلک را کر کرده اند؟
اما اولی که همان بحث قانونگرایی است:
نخست اینکه آقای قالیباف و توابع در حالی با تمام وقاحت به اظهار نظر درباره بحث قانون بودجه مترو می پردازند که رهبری هیئتی را مسئول بررسی اختلاف دولت و مجلس نموده است.
جدای اینکه شهرداری وسط اختلاف دولت و مجلس چه نقشی دارد نکته جالب و دردناک این است که این آقایان مدعی ولایتمداری، جلوتر از رهبری و قبل از اعلام نظر هیئت مورد نظر ایشان به صادر نمودن حکم پرداخته و پیش پیش حق و ناحق را مشخص نموده اند.
این در حالی است که ولایتمداری یکی دیگر از عبارات پر تکرار در صحبتهای آقای قالیباف و حومه است. صحبتهایی که ایشان در قیبل از انتخابات انجام داده و انواع و اقسام هتاکی ها را به رییس جمهور انجام داده بودند هنوز فراموش نکرده ایم.
در ثانی آقای قالیباف خجالت نمی کشد که به این صراحت خواستار اجرای قانون می شود و تقاضا می کند که قانون مصوب مجلس را هر کسی و در هر مقامی پذیرا باشد؟ آخر بی حیایی هم حدی دارد. آقای خلبان شما چطور شرم نمیکنی که خودت را در جایگاه قانون گرا ترین فرد قرار میدهی و بقیه را به راحتی به بی قانونی متهم میکنی؟
مگر قانون استقلال شهرری مصوب مجلس نیست؟ مگر کمسیون اصل نود خواهان استقلال شهرری نشده است؟ مگر شورای نگهبان دخالت شورای شهر تهران و شهرداری تهران در امورات این شهر را غیر قانونی نمی داند؟
پس جناب مدعی قانونگرایی! چرا نمیگذاری این قانون اجرا شود؟ چرا با وقاحت تمام از اجرای قانون مصوب مجلس دم میزنی در حالی که رسانه های ریز و درشتت با تمام قوا سعی میکنند که تا با فضا سازی از اجرای این قانون جلوگیری کنند؟ چرا مدعی اجرای قانون هستی در حالی که با مستقل شدن شهرری مخالفت میکنی.
کاری ندارم که قانون بودجه مترو درست است یا نه. کاری ندارم که استقلال شهرری به صلاح مردم هست یا نه. فقط بحث بنده این است که اگر برای شما قانون مهم است چرا بین قوانین فرق می گذاری؟ آیا فقط قوانینی که به نفع شهرداری است باید اجرا شود. آیا بقیه قوانین قانون نیستند؟
آقای شهردار به خودت رحم کن. تو تا صد سال دیگر هم در این مملکت رییس جمهور نخواهی شد. پس لااقل به قالیباف فرمانده لشکر دفاع مقدس رحم کن. رحم کن به کسی که اگر شهید شده بود الان کتاب خاطراتش را مثل همت و خرازی می­خواندیم و اشک می ریختیم.
آقای سردار! ریاکاری و نفاق را کنار بگذار. لااقل انقدر از اخلاص دم نزن وقتی آرم شهرداری چشم فلک را کور و رسانه های شهرداری گوش فلک را کر کرده اند. لااقل انقدر از ولایتمداری دم نزن وقتی جلوتر از آقا حکم صادر می کنی. لااق دم از قانون گرایی نزن وقتی به هر طریقی شده قصد جلوگیری از اجرای قانون را داری و لااق دم از انقلاب نزن وقتی تمام حضورت در فتنه بعد از انتخبات در حد تعویض سطل زباله های سوخته و شکسته بود.
آقای قالیباف به خودت رحم کن. نويسنده : محمد رضا شهبازی

بني صدر وقتي گزارش جنگ را شنيداز ترس بي‌هوش شد!

اشاره: در سال 1359 در حالي كه تابستان سوزان خوزستان رخت سفر برمي‌بست به ناگاه هواپيماهاي رژيم بعث عراق در طرحي از پيش تعيين شده با حمله به برخي ازفرودگاه‌ها و پايگاههاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران مانند اهواز، دزفول ، آبادان ، كرمانشاه ، سنندج، اروميه، تبريز، مهاباد و دوشان تپه آغازگر جنگ تحميلي عليه ملت قهرمان ايران شد، جنگي كه با پايمردي مردان وزنان دلير و شجاع ايران به دفاع مقدس و حماسه‌اي بي‌بديل و ماندگار درتاريخ كشورمان تبديل شد.
آنچه در پي مي‌خوانيد ماحصل گفتگو با رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، سرلشكر بسيجي دكتر سيد حسن فيروز آبادي پيرامون دفاع مقدس ملت معظم ايران است. با تشكر ازدفتر ويژه رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح كه متن اين مصاحبه را در اختيار ما قرار دادند ، تقديم حضور خوانندگان عزيز مي‌شود؛
رژيم بعث عراق با چه هدفي جنگ عليه ايران اسلامي را آغاز كرد و كشورمان در آن سالها با توجه به توطئه‌هاي گوناگون در چه شرايطي قرار داشت؟
البته رژيم بعث عراق براساس طراحيهاي آن رژيم كه توسعه طلب شده بود و قصد دست اندازي به شمال خليج فارس از طريق خوزستان ايران يا از طريق استان كردستان را داشت. اما عراق در برابر ايران ضعيف تر از آن بود كه بتواند دنبال هوس‌هايش را بگيرد . وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد و حركت اين ملت براي انقلاب اسلامي براي پايه ريزي يك كشور مستقل و آزاد با شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي شكل گرفت، قاعدتا آن كساني كه پيوند ذاتي با دستگاه فاسدشاهنشاهي داشتند كشور را ترك كردند يا از كارها بركنار شدند. بنابراين بدنه ارتش جمهوري اسلامي ايران كه براي ملت ايران باقي ماند و با پيام امام به ملت پيوست و حامي اسلام شد نياز به  يك باز سازي انقلابي و انسجام جديد داشت. از طرفي سپاه پاسداران در‌آن روزها به عنوان يك  نيروي انقلابي مردمي تشكيل شده بود، براي جلوگيري از مخالفان انقلاب در داخل و اقصي نقاط كشور كه جلوي اهداف انقلاب توسط بدخواهان گرفته نشود. بنابراين آمريكايي ها اطلاعاتي را براي رژيم صدام بردند كه الان فرصت مناسبي براي حمله است.
آمريكايي‌ها چرا اين كار را كردند؟ آمريكايي ها در آغاز انقلاب تصور كردند كه مي‌توانند دولت ليبرالي را روي كار بياورند و فضاي ارتباطي ايران را با آمريكا مانندگذشته حفظ كنند با اينكه در دولت موقت تلاش كردند آن را استحكام ببخشند ولي وقتي دولت وقت بركنار شد وجبهه‌ ملي با لايحه قصاص كه اصل قرآني است مخالفت كرد وطرد شد، آمريكايي ها تقريبا وابستگان اصليشان را در داخل كشور از دست دادند. آنها هم براي اينكه بتوانند از طريق رفرم‌هاي ليبراليستي انقلاب را متوقف كنند نااميدشدند. بنابراين آمريكايي ها دو استراتژي همراه  را براي  بر اندازي انقلاب دنبال كردند كه يكي كودتا بود وديگر تحريك رژيم توسعه طلب بعثي كافرعراق براي حمله به جمهوري اسلامي. عراق هم تا دندان مسلح بود. آمريكا و شوروي و فرانسه و ساير كشورها و كشورهاي عربي كه از انقلاب اسلامي  احساس خطر مي‌كردند هم به آنها قول همكاري دادند و نيز همه امكانات را در خدمتش گذاشتند و صدام حمله كرد به جمهوري اسلامي ايران.
شماه به فضاي كلي حاكم بر ارتش و سپاه پاسداران در آن دوران اشاره فرموديد، حال سئوال جدي اين است كه توانمندي‌هاي نظامي عراق در زمان حمله به ايران در چه سطحي بود؟
  ارتش عراق از نظر كلاسيك كاملا مجهز و آماده بود براي اينكه اهداف حزب بعث عراق را دنبال كند و اين كار را به كمك شوروي سابق انجام داده بود و ارتش خودش را تجهيز كرده بود و لشكرهاي تادندان مسلح مكانيزه و زرهي آماده كرده بود كه تمام لشكرهايش را به مرزهاي ايران فرستاد و در 31 شهريور فرمان حمله و تجاوز به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران را صادر كرد.
 درباره عملكرد بني صدر به عنوان فرمانده كل قوا ، در سالهاي آغازين جنگ در واگذاري مناطق عملياتي به عراق هم اگر امكان دارد  توضيحي بفرماييد.
 آقاي بني صدر يك انسان ليبرال غرب زده بود كه در فرانسه زندگي كرده بود . با فريب و نيرنگ همراه امام به ايران آمد و با سخنراني در مناطق محروم بين مردم جايي باز كرد و به رياست جمهوري رسيد . بني صدر 20 روز بعد از شروع جنگ به جبهه رفت در حالي كه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي عزيز شب چهارم در جنوب حاضرشدند و لباس رزم پوشيدند و سلاح دست گرفتند و براي شناسايي خطوط دشمن به جبهه رفتند. اما آقاي بني صدر كه به زور فرماندهي كل قوا را از  امام گرفته بود ، بعد از 20 روز رفت جبهه و وقتي در اتاق گزارش فرماندهان نشست  و فرماندهي منطقه گزارش نظامي‌اش را ارائه كرد ، بني صدر افتاد و بي‌هوش شد. يعني يك آدمي بود كه شخصيت مناسبي براي يك روحيه انقلابي و رياست جمهوري يك نظام انقلابي و يك ملت با شور و شوق اسلامي و حسيني نداشت و اين اولين آزمايشش بود كه در روز بيستم جنگ در اتاق گزارش افتاد و غش كرد. بني صدر البته درافكارش همان طور كه عرض كردم غربزده بود و ريشه‌هاي
ملي گرايي داشت وبهره‌اي از اسلام و فرهنگ اسلام ناب و راه امام نداشت . بنابراين وقتي فرماندهي كل قوا را گرفت، گفت كه من به روش تخصصي مي‌خواهم عمل بكنم. سپاه و بسيج را كنار گذاشت و حتي جنگهاي نامنظم را كه مرحوم شهيد چمران فرمانده آن بود ، كنار گذاشت و فقط گفت كه من ارتش را فرماندهي مي‌كنم. البته از لحاظ تخصص نظامي هم صفر بود به خاطر اينكه نه تجربه‌اي داشت و نه چيزي ياد گرفته بود. مي‌رفت در شوراي دفاع شركت مي‌كرد، مي‌رفت در دزفول‌جايي بود براي گزارش فرماندهان حضور پيدا مي‌كرد  تصميمات عجيب و غريب مي‌گرفت و اين حرف كه ما زمين مي‌دهيم كه زمان بخريم، توجيه او بود براي دفاع از جايگاه سياسي خودش. ملت سئوال مي‌كرد كه جناب عالي كه فرمانده كل قوا هستيد، نيروهاي مسلح تحت امر شما هستند، چرا هيچ حركتي در جبهه‌ها نيست چرا دشمن دست بالا دارد؟
 ايشان مي‌گفتند ما زمين مي‌دهيم كه زمان بخريم، رفت و يك كار خنده‌دار كرد، او رفت در قرار گاه دزفول و دستور داد تمام نيروي زرهي ارتش بيايد در يك دشت هموار حركت كند به سمت عراق و از آن طرف بالگردهاي عراقي آمدند اين تانك ها را زدند و جسد همه آنها روي زمين باقي ماند. اين سئوال مطرح شد كه اين چه دستوري است كه صادر شده و اين دستور چگونه اجرا شده؟ به هر حال بني صدر نمره‌اش در  فرماندهي كل و در اداره نيروي‌هاي مسلح منفي است ونمره صفر هم حتي ندارد.
 با توجه به اينكه روايت‌هاي مختلفي از جنگ بيان مي‌شود بفرماييد كه فصل الخطاب  در اين دوره چه مي‌باشد و با توجه به محققين و دانشجويان براي دسترسي به آثار جنگ و گنجينه معارف دفاع مقدس با مشكل مواجه هستند، جناب عالي به عنوان رياست ستاد كل نيروي هاي مسلح بفرماييد بايد به كجا مراجعه كنند تا به آساني بتوانند به منابع جنگ دسترسي داشته باشند؟
 راجع به فصل الخطاب ، ببينيد ، از نگاه امام و رهبري انقلاب اسلامي جنگ يك دانشگاه بزرگ بود براي ملت ما ، اخبار فرهنگ اسلام ناب و پيام هاي امام روي اخبار جنگ به تمام دنيا و به گوش مستضعفان جهان وجوانان در جهان مي‌رسيد و آثار خودش را مي‌گذاشت و اين رشد و پيشرفتي كه امروز در سراسر جهان در فرهنگ انقلاب مي‌بينيم ناشي از آن است.
 بنابراين امام راضي نبودند كه جنگ متوقف شود قبل از اينكه صدام تنبيه شود و درسي از جمهوري اسلامي به متجاوزان داده بشود كه بشريت از آن بهره ببرد. اما شرايط تحميلي دنيا به جمهوري اسلامي ايران در محاصره‌هاي اقتصادي، در جنگ رواني، در محاصره سياست هاي
خارجي و بين المللي و در فروش تسليحات و قطعات و مهمات و مصرف شدن امكانات نظامي ارتش و سپاه در جنگ طولاني هشت ساله شرايطي را ايجاد كرده بود كه فرماندهي جنگ در آن روز با تهيه گزارشي از فرمانده سپاه و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي، رفت به محضر امام و گزارشي را به عرض رساند كه ما در اين شرايط  بايستي بتوانيم آنچه را كه نيروهاي مسلح مي‌خواهند تامين بكنيم و از آن طرف هم سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مي‌گويد كه ما اعتبارات آن را نداريم. بنابراين ما بايد قطعنامه 598 را بپذيريم ، البته در همان جلسه فرماند هان ارتش كه حضور داشتند ايستادند و صحبت كردند و گفتند كه ما هشت سال  مقاومت كرديم  بازهم مي‌ايستيم و مقاومت مي‌كنيم و  امام با وجودي اينكه   از نظر بسته شدن درب جهاد ميل باطني ايشان نبود چرا كه در واقع آن دانشگاه بزرگ پرورش انسانيت واخلاق الهي بسته مي‌شد، ولي به خاطر شرايط ظاهري كشور يعني وضعيت اقتصادي و سياسي كشور و درخواست فرماندهي جنگ در آن زمان قطعنامه را پذيرفتند و به جنگ پايان دادند.
يك اشاره كوتاه به اين منابع تحقيقاتي در مورد جنگ بكنيد؛
 بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس  بنيادي است كه توسط مقام معظم رهبري بنيان گذاشته شده است كه بتوانند به صورت يك سازمان و دستگاه متمركز ، اسناد و مدارك ، چه آن چيزهايي كه از خارج تهيه مي‌شود مثلا از داخل عراق و ساير كشورها به دست ما مي‌رسد، چه از داخل نيروهاي مسلح و چه از مراكزي كه در آنجاها شوراي دفاع و پشتيباني جنگ بوده است ، اينها همه را در اين بنياد ،تمركز داده‌اند و اين بنياد ،هم مركز اسناد دارد، هم كتابخانه دارد و هم يك پژوهشكده دارد كه اساتيدي كه در زمان جنگ فرماندهان جبهه‌هاي مختلف بودند در آنجا حقايق جنگ را بيان مي‌كنند. بنابراين ، بهترين محل تماس، اول بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس و در مرحله دوم سازمان عقيدتي سياسي نيروهاست.

رشد9/2درصدي ازدواج دركشور

بخش اجتماعي: براساس اعلام رسمي سازمان ثبت احوال كشوردر5 ماهه اول سال جاري ازدواج درکشورنسبت به مدت مشابه خود درسال گذشته رشد9/2 درصدي داشته‌است. به گزارش خبرنگارما، درپنج ماهه اول
 سال جاري درهرشبانه‌روزبه طورمتوسط تعداد 2هزارو747 واقعه ازدواج به ثبت رسيده است. همچنين درهرساعت به طورمتوسط تعداد114 واقعه ازدواج به ثبت رسيده است. براساس اين گزارش، درپنج ماهه اول سال1389 تعداد54 هزارو651 واقعه طلاق به ثبت رسيده است. اين رقم نسبت به مدت مشابه خود درسال گذشته 8/6 درصد رشد داشته است. درپنج ماهه اول سال جاري درهرشبانه روزبه طور متوسط تعداد354 واقعه طلاق  ودرهرساعت به طورمتوسط تعداد15 واقعه طلاق به ثبت رسيده است. ازكل طلاق ثبت شده، 46هزارو637 هزارواقعه طلاق شهري و8 هزارو14 مورد طلاق روستايي رخ داده است. برآورد جمعيت كشورتا نيمه سال89،
73 ميليون و808 هزارو753 نفراست. ازاين تعداد
 50 ميليون و 474هزارو475 جمعيت شهري و22 ميليون و334 هزارو278 نفرجمعيت روستايي هستند. بنا براين گزارش، درپنج ماه اول سال1389 تعداد566 هزارو697 واقعه ولادت دركشوربه ثبت رسيده است. درهرشبانه‌روزبه طورمتوسط تعداد3هزارو649 واقعه ولادت به ثبت رسيده است وبه طورمتوسط دراين مدت درهرساعت152 واقعه ولادت به ثبت رسيده است. همچنين درپنج ماهه اول سال جاري تعداد172 هزارو263 واقعه فوت به ثبت رسيده است. درنيمه نخست سال نسبت به مدت مشابه درسال گذشته فوت رشد7 درصدي داشته است

شنود 15هزار نوار ساعت از مكالمات سري ارتش رژيم بعث توسط سپاه پاسداران

به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، در اين گزارش كه از بخش اخبار 20:30 پخش شد، علي‌اصغر زارعي نماينده مردم تهران و از نخبگان سپاه پاسداران در جنگ تحميلي، با اشاره به يكي از سامانه‌هاي مكالمات سري مهم ارتش رژيم بعث در جنگ تحميلي، اظهار داشت: اين رمزكننده محصول شركت راكال انگلستان بود كه ارتباطات استراتژيك ارتش عراق را پشتيباني مي‌كرد.
زارعي با بيان اينكه 23 كشور عضو ناتو نيز به اين سيستم مجهز بودند، خاطرنشان كرد: اين رمزكننده داراي هزار ميليارد حالت كليد است كه ما را بعد از عمليات بيـت‌المقدس با مشكل جدي مواجه كرده بود.
وي ادامه داد: اما دوستان ما پي بردند كه تعداد كليد‌هاي اين رمزكننده در شرايط خاصي به 64 حالت مي‌رسد و پس از تست اين دستگاه فهميديم كه ارتش عراق با اين سيستم تنها صحبت نمي‌كرد، بلكه مكالمات سري و فوري و به عبارتي نامه‌نگاري‌هايش را از طريق اين رمزكننده انجام مي‌داد.
زارعي با بيان اينكه با دستيابي به اين موفقيت، توانستيم 15 هزار نوار ساعت مكالمه سري ارتش عراق را رمزشكني كرده و در اختيار بگيريم،‌ گفت: پس از اين رمزشكني كه كار پژوهشي آن در سنگرها صورت مي‌گرفت، آن صداهاي موهوم اوليه، بسيار شفاف شد.
نماينده مردم تهران تأكيد كرد: در حقيقت اين موضوع يادآوري مي‌كند كه سرنوشت رمزكننده‌اي كه از خارج كشور گرفته شود و تمام امنيت كشور به آن بسته شود همان بلايي در پي خواهد داشت كه ارتش صدام با آن مواجه شد.
در ادامه اين گزارش، سردار سرلشكر محمدعلي جعفري فرمانده كل سپاه نيز خاطرنشان كرد:‌ در عمليات بدر كه نيروهاي ما به عمق دشمن نفوذ كرده بودند، اين سامانه به دست رزمندگان اسلام افتاد كه به سرعت نظام علمي كشور و سپاه پاسداران با كمك دانشگاهها و بچه‌هاي حزب‌الله توانستند رمزهاي اين سامانه را بشكنند.
جعفري ادامه داد: در پي دستيابي به اين توانمندي، تمام مكالمات سري ارتش عراق كه از طريق اين سازمان انجام مي‌شد، به راحتي به دست ما مي‌رسيد.
وي تأكيد كرد: عراقي‌ها توان علمي ما را نمي‌شناختند و اگر از ابتدا با اين توان آشنا بودند هيچگاه وارد جنگ با جمهوري اسلامي ايران نمي‌شدند.
زارعي در ادامه افزود: اين تجربه و توانمندي به ما مي‌گويد كه بايد تحريم‌ها را به فرصت تبديل كنيم و همان اقداماتي را مدنظر قرار دهيم كه در جنگ تحميلي صورت گرفت.
وي اين توانمندي‌ها را مديون اعتمادبه‌نفسي دانست كه حضرت امام (ره)‌ در دل رزمندگان به وجود آورد و باعث شد تا شعار "ما مي‌توانيم " در جبهه‌هاي جنگ بروز و ظهور داشته باشد

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

ما را كه مي شناسي !

نگارنده آرزو مي كرد كه هرگز ناچار به نوشتن اين نوشته نباشد، اما، امام راحل ما- رضوان الله تعالي عليه- مي فرمود؛ مسئوليت اهل قلم، فقط در مقابل آنچه مي نويسند، نيست بلكه به خاطر آنچه بايد بنويسند و نمي نويسند نيز مسئولند و فرداي قيامت در محضر خدا بازخواست مي شوند. اين وجيزه لبيك به همان توصيه پيامبرانه حضرت امام(ره) است. نوشته اي با استناد به شواهد و دلايل غيرقابل ترديد، در دفاع از ساحت مقدس دو سردار شهيد. باشد خدا بپذيرد و همت و باكري نيز گره از ابرو بگشايند و شاهد باشند ياران از قافله جامانده، رسم وفا از ياد نبرده و در مقابل- با عرض پوزش- «خون فروشي» آگاهانه يا ناخودآگاه كساني كه با آن دو شهيد بزرگوار فقط «پيوند سببي» داشته اند، ساكت و بي تفاوت ننشسته اند.
نگارنده مي داند در پي اين نوشته، شماري اندك و كم شمار و به ناحق ميراث خوار! زبان به ناسزا مي گشايند و قلم به توهم مي دوانند كه چرا حرمت همسران دو سردار شهيد را پاس نداشته اي؟! پاسخ هر چند در متن اين نوشته خواهد آمد، اما به اختصار آن است كه همسران اين دو سردار شهيد اگر قرب و منزلتي دارند- كه داشتند و مي توانستند كماكان داشته باشند- به خاطر «پيوند سببي» با آن بزرگواران بوده است، بنابراين، در صورتي كه معلوم شود نه فقط سر همسويي با همسران شهيد خود ندارند بلكه خون پاك آنان را خواسته يا ناخواسته- و انشاءالله ناخواسته- براي دشمنان اسلام و انقلاب و قاتلان تابلودار همسران شهيد خويش «هديه» مي برند، ديگر همسر شهيد به معناي «همسو با شهيد» نيستند، هر چند كه نام شهيد را در شناسنامه خود داشته باشند! آيا غير از اين است؟! كاش اينگونه نبود، ولي متأسفانه هست!... بخوانيد؛
1- آيا سران فتنه 88 و عوامل ميداني آنها، به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين(ع) اهانت نكردند؟ وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا له الفداء را انكار نكردند؟ روز قدس به نفع اسرائيل شعار ندادند؟ روز 31 آبان به حمايت از آمريكا عربده نكشيدند؟ به ساحت ملكوتي امام راحل(ره) اهانت نكردند؟ و تصوير مبارك ايشان را پاره پاره و لگدمال نكردند؟ آشكارا از فرمول ديكته شده مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران پيروي نكردند؟ آيا با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها، گروهك هاي كومله، دموكرات، پژاك، عبدالمالك ريگي دست به ائتلاف آشكار و بي پرده نزدند؟! فلان خانم چادري را به جرم اين كه چادر بر سر دارد و حامي اسلام و انقلاب است، با اسلحه سرد و گرم مورد حمله قرار ندادند و پيكرش را با قمه و قداره و در حالي كه شعار مرگ بر ... سر داده بودند، از هم ندريدند؟ فرياد مرگ بر بسيجي! سر ندادند؟ مسجد را به آتش نكشيدند؟ فلان بسيجي موتورسوار را با قمه تكه پاره نكردند؟ فلان مرد داراي محاسن را وادار به سردادن شعار مرگ بر ... نكردند؟ و هنگامي كه از اين شعار خودداري كرد، آيا او را در مقابل چشمان نگران و اشكبار همسر و فرزند خردسالش به قتل نرساندند؟ آيا نتانياهو با افتخار! و آشكارا از فتنه گران به عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران» ياد نكرد؟ آيا اوباما، حمايت مالي و سياسي از آشوبگران را يك هدف استراتژيك براي مقابله با ايران اسلامي معرفي نكرد؟ جرج بوش آنها را پياده نظام آمريكا در ايران معرفي نمي كرد؟ آيا تمامي دشمنان اسلام و انقلاب و امام و ايران در حمايت آشكار از سران فتنه به ميدان نيآمدند؟ و... و...
اكنون سؤال اين است و پرسش بسيار ساده اي نيز هست كه پاسخ آن كمترين نيازي به ذهن هاي پيچيده ندارد. آيا دو سردار شهيد ما - نستجيربالله و با پوزش از روح بلند و ملكوتي آنها- دشمنان امام حسين(ع) و امام زمان(عج) بودند؟! از اهانت به حضرت امام(ره) و پاره كردن و لگدمال كردن تصوير مبارك ايشان خشنود مي شدند؟! از منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و پژاك و كومله و ساير اراذل و اوباش حمايت مي كردند؟! به نفع اسرائيل و آمريكا شعار مي دادند؟! مسجد آتش مي زدند، به همراهي و پيروي از آمريكا و اسرائيل و انگليس افتخار مي كردند؟! و...
انجام اين جنايات و زشتي ها و پلشتي ها، از سوي سران فتنه و عوامل ميداني آنها كه قابل انكار نيست. تمامي اين اقدامات و مواضع ضد اسلامي و ضد انساني آنان به قلم و زبان خودشان و تصاويري كه خود از صحنه برداشته اند ثبت و ضبط است، اعتراف بازداشت شدگان كه جاي خود دارد. بنابراين بايد پرسيد آيا كودن ترين و ديرفهم ترين افراد نيز مي توانند در دورترين افق هاي ذهن خويش تصور كنند كه همت و باكري با اين جرثومه هاي فساد و پليدي و دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و امام و ايران سر آشتي داشته اند؟! آن دو شهيد بزرگوار كه جان و جواني و هستي خويش را براي مقابله با اين زشتي ها و مبارزه با آمريكا و اسرائيل و دنباله هاي داخلي آنها نظير منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و تروريست هاي ماركسيست به ميدان آورده و خالصانه به خداي منان تقديم كرده بودند.
2- وقتي همسران شهيد همت و باكري به حمايت از فتنه برمي خيزند و براي ابراز ارادت، سر بر آستان سران فتنه مي سايند، بديهي است كه نه فقط پا بر خون به ناحق ريخته آن دو شهيد بزرگوار نهاده اند بلكه با تاسف بايد گفت خون پاك همسران شهيد خود را براي «فروش»! به دشمنان خدا و قاتلان همت و باكري عرضه كرده اند! و صد البته چه بدانند و چه فريب خورده باشند و ندانند، خيال باطلي در سر پروريده اند چرا كه خون آن دو شهيد، پيش از اين و در آوردگاه مقدس جنگ 8 ساله به خدا فروخته شده است. مگر نه اين كه در كلام خدا آمده است «ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بأن لهم الجنه... خدا، جان و مال مؤمنان را- در قتال و جهاد با دشمنان خدا- به بهاي بهشت خريداري كرده است... و چه كسي وفادارتر از خدا، بر عهدي كه بسته است؟» بنابراين، همسران آن دو شهيد بزرگوار با پشت كردن به بينش و منش آن سرداران شهيد، فقط «پيوند سببي» خود با آنها را شكسته اند، بي آن كه از اين گسست طرفي بسته باشند و يا بتوانند در ارادت مردم به سرداران سرافراز دفاع مقدس كمترين آسيب و خللي وارد كنند. مردم ايران و همه مسلمانان پاكباخته جهان باكري و همت را بخشي جدانشدني از هويت اسلامي و انقلابي خود مي دانند و ديگران را، در صورت ناهمخواني با راه و رسم آنان، نه فقط از خود نمي دانند كه به تلخي مي رانند. انتظار آن بود و هنوز هم دير نشده و راه بازگشت هست، كه همسران اين دو شهيد بزرگوار به خيل عظيم خانواده هاي شهدا بپيوندند و اگر در جريان فتنه 88 توفيق آن را نداشته اند كه در كنار مردم و همراه و همگام با روح مطهر همت و باكري و خانواده هاي معظم شهدا به مقابله با سران فتنه و دشمنان امام و انقلاب برخيزند، لااقل، از ميانه راه توبه كنند كه خداي مهربان توبه پذير است و همت و باكري هم بعد از رضايت خدا، از گناه آنها چشم پوشي خواهند كرد.
3- مردم اين مرز و بوم در دامان اسلام عزيز پرورش يافته و با هوشياري مثال زدني از ترفندهاي پيچيده دشمنان به سلامت عبور كرده اند، از اين روي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نبايد انتظار فريب آنان را داشته باشند و مثلا سران فتنه و رسانه هاي بيگانه نبايد و نمي توانند با استناد به همسويي همسران شهيد همت و شهيد باكري با سران فتنه، خيال سوءاستفاده از نام آن دو شهيد بزرگوار را در سر بپرورانند.
در اين بخش از يادداشت پيش روي، بي آن كه سخن از مقايسه مثل به مثل و جزء به جزء در ميان باشد، اشاره به رهنمودي جاودانه و حكيمانه از كلام خدا ضروري به نظر مي رسد. خداوند تبارك و تعالي در آيه نهم از سوره مباركه تحريم داستان همسران نوح(ع) و لوط(ع) را به عبرت آورده و مي فرمايد «... آن دو تن همسر بندگان صالح ما نوح و لوط بودند ولي از آنجا كه خيانت ورزيدند در آتش قهر خدا سوختند»... باز هم تاكيد مي شود كه خداي نخواسته، قصد مقايسه در ميان نيست ولي هشداردهنده و عبرت انگيز است و دستكم آن كه نشان مي دهد پرورش يافتگان مكتب اسلام، اگرچه با مشاهده خروج همسران دو شهيد بزرگوار خويش از حلقه بينش و منش آن شهيدان تاسف مي خورند و آرزو مي كنند كه به راه بازگردند، ولي هرگز جايگاه آنها را با جايگاه شهدا اشتباه نمي گيرند و شهداي خويش را با همسران راه گم كرده آنان به ارزيابي نمي نشينند، بلكه به قول حضرت امير عليه السلام، افراد را با معيار حق مي سنجند، نه حق را با افراد و... «حق» هميشه با شهداست.
4- و بالاخره اگر اين نوشته با برخي از «تلخي»ها همراه است اميد آن كه همسران گرامي آن دو شهيد بر اين برادر خويش خرده نگيرند و عذرش را بپذيرند كه آنچه در اين نوشته آمده است به خيرخواهي براي خود آنان بر كاغذ دويده و نگارنده اگرچه لياقت همراهي با آن دو شهيد بزرگوار را نداشته است ولي بر اين باور است كه آنان را بهتر از همسرانشان مي شناسد و با مشاهده برخي از «نبايد»ها ديدگان آن دو شهيد را مي بيند كه با نگراني و شايد ملامت به او مي نگرند و زبان حال به ملامت گشوده اند كه چرا زبان به كام و قلم به نيام كشيده اي؟! مگر ما را نمي شناسي؟ و يا، مگر همسران ما، خواهران تو نيستند؟
حسين شريعتمداري