ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

ما را كه مي شناسي !

نگارنده آرزو مي كرد كه هرگز ناچار به نوشتن اين نوشته نباشد، اما، امام راحل ما- رضوان الله تعالي عليه- مي فرمود؛ مسئوليت اهل قلم، فقط در مقابل آنچه مي نويسند، نيست بلكه به خاطر آنچه بايد بنويسند و نمي نويسند نيز مسئولند و فرداي قيامت در محضر خدا بازخواست مي شوند. اين وجيزه لبيك به همان توصيه پيامبرانه حضرت امام(ره) است. نوشته اي با استناد به شواهد و دلايل غيرقابل ترديد، در دفاع از ساحت مقدس دو سردار شهيد. باشد خدا بپذيرد و همت و باكري نيز گره از ابرو بگشايند و شاهد باشند ياران از قافله جامانده، رسم وفا از ياد نبرده و در مقابل- با عرض پوزش- «خون فروشي» آگاهانه يا ناخودآگاه كساني كه با آن دو شهيد بزرگوار فقط «پيوند سببي» داشته اند، ساكت و بي تفاوت ننشسته اند.
نگارنده مي داند در پي اين نوشته، شماري اندك و كم شمار و به ناحق ميراث خوار! زبان به ناسزا مي گشايند و قلم به توهم مي دوانند كه چرا حرمت همسران دو سردار شهيد را پاس نداشته اي؟! پاسخ هر چند در متن اين نوشته خواهد آمد، اما به اختصار آن است كه همسران اين دو سردار شهيد اگر قرب و منزلتي دارند- كه داشتند و مي توانستند كماكان داشته باشند- به خاطر «پيوند سببي» با آن بزرگواران بوده است، بنابراين، در صورتي كه معلوم شود نه فقط سر همسويي با همسران شهيد خود ندارند بلكه خون پاك آنان را خواسته يا ناخواسته- و انشاءالله ناخواسته- براي دشمنان اسلام و انقلاب و قاتلان تابلودار همسران شهيد خويش «هديه» مي برند، ديگر همسر شهيد به معناي «همسو با شهيد» نيستند، هر چند كه نام شهيد را در شناسنامه خود داشته باشند! آيا غير از اين است؟! كاش اينگونه نبود، ولي متأسفانه هست!... بخوانيد؛
1- آيا سران فتنه 88 و عوامل ميداني آنها، به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين(ع) اهانت نكردند؟ وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا له الفداء را انكار نكردند؟ روز قدس به نفع اسرائيل شعار ندادند؟ روز 31 آبان به حمايت از آمريكا عربده نكشيدند؟ به ساحت ملكوتي امام راحل(ره) اهانت نكردند؟ و تصوير مبارك ايشان را پاره پاره و لگدمال نكردند؟ آشكارا از فرمول ديكته شده مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران پيروي نكردند؟ آيا با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها، گروهك هاي كومله، دموكرات، پژاك، عبدالمالك ريگي دست به ائتلاف آشكار و بي پرده نزدند؟! فلان خانم چادري را به جرم اين كه چادر بر سر دارد و حامي اسلام و انقلاب است، با اسلحه سرد و گرم مورد حمله قرار ندادند و پيكرش را با قمه و قداره و در حالي كه شعار مرگ بر ... سر داده بودند، از هم ندريدند؟ فرياد مرگ بر بسيجي! سر ندادند؟ مسجد را به آتش نكشيدند؟ فلان بسيجي موتورسوار را با قمه تكه پاره نكردند؟ فلان مرد داراي محاسن را وادار به سردادن شعار مرگ بر ... نكردند؟ و هنگامي كه از اين شعار خودداري كرد، آيا او را در مقابل چشمان نگران و اشكبار همسر و فرزند خردسالش به قتل نرساندند؟ آيا نتانياهو با افتخار! و آشكارا از فتنه گران به عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران» ياد نكرد؟ آيا اوباما، حمايت مالي و سياسي از آشوبگران را يك هدف استراتژيك براي مقابله با ايران اسلامي معرفي نكرد؟ جرج بوش آنها را پياده نظام آمريكا در ايران معرفي نمي كرد؟ آيا تمامي دشمنان اسلام و انقلاب و امام و ايران در حمايت آشكار از سران فتنه به ميدان نيآمدند؟ و... و...
اكنون سؤال اين است و پرسش بسيار ساده اي نيز هست كه پاسخ آن كمترين نيازي به ذهن هاي پيچيده ندارد. آيا دو سردار شهيد ما - نستجيربالله و با پوزش از روح بلند و ملكوتي آنها- دشمنان امام حسين(ع) و امام زمان(عج) بودند؟! از اهانت به حضرت امام(ره) و پاره كردن و لگدمال كردن تصوير مبارك ايشان خشنود مي شدند؟! از منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و پژاك و كومله و ساير اراذل و اوباش حمايت مي كردند؟! به نفع اسرائيل و آمريكا شعار مي دادند؟! مسجد آتش مي زدند، به همراهي و پيروي از آمريكا و اسرائيل و انگليس افتخار مي كردند؟! و...
انجام اين جنايات و زشتي ها و پلشتي ها، از سوي سران فتنه و عوامل ميداني آنها كه قابل انكار نيست. تمامي اين اقدامات و مواضع ضد اسلامي و ضد انساني آنان به قلم و زبان خودشان و تصاويري كه خود از صحنه برداشته اند ثبت و ضبط است، اعتراف بازداشت شدگان كه جاي خود دارد. بنابراين بايد پرسيد آيا كودن ترين و ديرفهم ترين افراد نيز مي توانند در دورترين افق هاي ذهن خويش تصور كنند كه همت و باكري با اين جرثومه هاي فساد و پليدي و دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و امام و ايران سر آشتي داشته اند؟! آن دو شهيد بزرگوار كه جان و جواني و هستي خويش را براي مقابله با اين زشتي ها و مبارزه با آمريكا و اسرائيل و دنباله هاي داخلي آنها نظير منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و تروريست هاي ماركسيست به ميدان آورده و خالصانه به خداي منان تقديم كرده بودند.
2- وقتي همسران شهيد همت و باكري به حمايت از فتنه برمي خيزند و براي ابراز ارادت، سر بر آستان سران فتنه مي سايند، بديهي است كه نه فقط پا بر خون به ناحق ريخته آن دو شهيد بزرگوار نهاده اند بلكه با تاسف بايد گفت خون پاك همسران شهيد خود را براي «فروش»! به دشمنان خدا و قاتلان همت و باكري عرضه كرده اند! و صد البته چه بدانند و چه فريب خورده باشند و ندانند، خيال باطلي در سر پروريده اند چرا كه خون آن دو شهيد، پيش از اين و در آوردگاه مقدس جنگ 8 ساله به خدا فروخته شده است. مگر نه اين كه در كلام خدا آمده است «ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بأن لهم الجنه... خدا، جان و مال مؤمنان را- در قتال و جهاد با دشمنان خدا- به بهاي بهشت خريداري كرده است... و چه كسي وفادارتر از خدا، بر عهدي كه بسته است؟» بنابراين، همسران آن دو شهيد بزرگوار با پشت كردن به بينش و منش آن سرداران شهيد، فقط «پيوند سببي» خود با آنها را شكسته اند، بي آن كه از اين گسست طرفي بسته باشند و يا بتوانند در ارادت مردم به سرداران سرافراز دفاع مقدس كمترين آسيب و خللي وارد كنند. مردم ايران و همه مسلمانان پاكباخته جهان باكري و همت را بخشي جدانشدني از هويت اسلامي و انقلابي خود مي دانند و ديگران را، در صورت ناهمخواني با راه و رسم آنان، نه فقط از خود نمي دانند كه به تلخي مي رانند. انتظار آن بود و هنوز هم دير نشده و راه بازگشت هست، كه همسران اين دو شهيد بزرگوار به خيل عظيم خانواده هاي شهدا بپيوندند و اگر در جريان فتنه 88 توفيق آن را نداشته اند كه در كنار مردم و همراه و همگام با روح مطهر همت و باكري و خانواده هاي معظم شهدا به مقابله با سران فتنه و دشمنان امام و انقلاب برخيزند، لااقل، از ميانه راه توبه كنند كه خداي مهربان توبه پذير است و همت و باكري هم بعد از رضايت خدا، از گناه آنها چشم پوشي خواهند كرد.
3- مردم اين مرز و بوم در دامان اسلام عزيز پرورش يافته و با هوشياري مثال زدني از ترفندهاي پيچيده دشمنان به سلامت عبور كرده اند، از اين روي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نبايد انتظار فريب آنان را داشته باشند و مثلا سران فتنه و رسانه هاي بيگانه نبايد و نمي توانند با استناد به همسويي همسران شهيد همت و شهيد باكري با سران فتنه، خيال سوءاستفاده از نام آن دو شهيد بزرگوار را در سر بپرورانند.
در اين بخش از يادداشت پيش روي، بي آن كه سخن از مقايسه مثل به مثل و جزء به جزء در ميان باشد، اشاره به رهنمودي جاودانه و حكيمانه از كلام خدا ضروري به نظر مي رسد. خداوند تبارك و تعالي در آيه نهم از سوره مباركه تحريم داستان همسران نوح(ع) و لوط(ع) را به عبرت آورده و مي فرمايد «... آن دو تن همسر بندگان صالح ما نوح و لوط بودند ولي از آنجا كه خيانت ورزيدند در آتش قهر خدا سوختند»... باز هم تاكيد مي شود كه خداي نخواسته، قصد مقايسه در ميان نيست ولي هشداردهنده و عبرت انگيز است و دستكم آن كه نشان مي دهد پرورش يافتگان مكتب اسلام، اگرچه با مشاهده خروج همسران دو شهيد بزرگوار خويش از حلقه بينش و منش آن شهيدان تاسف مي خورند و آرزو مي كنند كه به راه بازگردند، ولي هرگز جايگاه آنها را با جايگاه شهدا اشتباه نمي گيرند و شهداي خويش را با همسران راه گم كرده آنان به ارزيابي نمي نشينند، بلكه به قول حضرت امير عليه السلام، افراد را با معيار حق مي سنجند، نه حق را با افراد و... «حق» هميشه با شهداست.
4- و بالاخره اگر اين نوشته با برخي از «تلخي»ها همراه است اميد آن كه همسران گرامي آن دو شهيد بر اين برادر خويش خرده نگيرند و عذرش را بپذيرند كه آنچه در اين نوشته آمده است به خيرخواهي براي خود آنان بر كاغذ دويده و نگارنده اگرچه لياقت همراهي با آن دو شهيد بزرگوار را نداشته است ولي بر اين باور است كه آنان را بهتر از همسرانشان مي شناسد و با مشاهده برخي از «نبايد»ها ديدگان آن دو شهيد را مي بيند كه با نگراني و شايد ملامت به او مي نگرند و زبان حال به ملامت گشوده اند كه چرا زبان به كام و قلم به نيام كشيده اي؟! مگر ما را نمي شناسي؟ و يا، مگر همسران ما، خواهران تو نيستند؟
حسين شريعتمداري

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

ایران تنها کشوری است که از آمریکا نمی ترسد/آمریکا به جنایات خود افتخار می کند

مدیر مؤسسه ایران معاصر در روسیه با اشاره به ایستادگی ایران در برابر سیاستهای سلطه جویانه آمریکا ابراز عقیده کرد : آمریکا یکی از جنایتکارترین کشورها و تنها رژیمی است که به این جنایات افتخار می کند و اسباب و لوازم آن را در موزه های یادبود نگه می دارد. به گزارش خبر گزاری مهر، "رجب صفروف" در مقاله ای با اشاره به جنایات آمریکا در سراسر جهان از جمله کره، ویتنام، کوبا، پاناما، گرانادا، عراق، یوگسلاوی سابق، گواتمالا، جمهوری دومینیکن، کنگو، نیکاراگوئه، گرجستان، قرقیزستان، شیلی، صربستان و افغانستان، ایران، سومالی، هیروشیما و ناکازاکی می نویسد:  ایالات متحده آمریکا نه تنها شرمی از جنایات نظامی خود ندارد، بلکه به آن افتخار می کند. هواپیماهای بمب افکن "B-29 انولا گی" که بمب را بر روی هیروشیما انداختند، در موزه ملی هوایی واشنگتن به عنوان یادبود شجاعت خلبانان آمریکایی نگهداری می شوند.

صفروف در بخش دیگری از این مطلب به استفاده وسیع آمریکا از تسلیحات شیمیایی در جهان اشاره می کند و در ادامه می نویسد : آمریکا تنها کشور جهان است که رئیس جمهوری آن رسماً به سرویسهای ویژه اجازه داده است تا در هنگام بازپرسی زندانیان از شکنجه استفاده کنند. شکنجه های مجاز توسط جرج بوش در زندان "سیا" در بازداشتگاه گوانتانامو، در زندان ابو غریب و در زندانهای مخفی این آژانس جاسوسی در قلمرو لهستان و رومانی مورد استفاده قرار می گرفتند. این شکنجه ها همچنین در کشتی های نیروی دریایی آمریکا که تبدیل به زندانهای شناور "سیا" شده بودند، مورد استفاده قرار می گرفتند.
این تحلیلگر روسی در ادامه می نویسد: متحد اصلی آمریکا در خاورمیانه، اسرائیل است. اسرائیل تجاوزگر اصلی این منطقه و مجهز به جدیدترین سلاح هایی است که آمریکاییها در اختیار آنها قرار می دهند و این رژیم در مدت 60 سال در چندین بخش اعظمی از اراضی اعراب را اشغال کرده و  از نظر ماهیت یک دولت نژاد پرست و آپارتاید است. اسرائیل هر از چند گاهی اراضی لبنان، سوریه و عراق را بمباران کرده و ادعا می کند که پتانسیل تولید سلاح هسته ای آنها را از بین برده است. در چندین سال گذشته دائماً با چنین چیزهایی ایران را تهدید می کند، اما خود اسرائیل در سالهای 80  با کمک و رهبری مستقیم آمریکا  بمب اتمی خود را ساخته و در صحرای آفریقای جنوبی آن را آزمایش کرد.

وی در ادامه با اشاره به حمایتهای بی دریغ آمریکا از این رژیم می نویسد: چندی پیش گلین دیویس نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی هسته ای  در مصاحبه ای با قاطعیت گفت که کشورهای عربی نباید از برنامه هسته ای اسرائیل انتقاد کنند و نباید قطعنامه ای علیه اسرائیل با استناد به اینکه یک قدرت هسته ای در خاورمیانه است صادر کنند. درزهای قرارداد عدم گسترش سلاحهای هسته ای همینطور هم در حال ترک برداشتن است.این موضع آمریکا می تواند آخرین میخ بر تابوت  مسئله عدم گسترش باشد. بسیاری از جمله ایران متوجه این خطر هستند.اگر جهان واقعا نگران این مسئله است و قصد پایان دادن به  موضوع گسترش سلاحهای هسته ای را دارد باید از همان ابتدا یعنی از اسرائیل آغاز کند.

در بخش دیگری از این مطلب نویسنده با اشاره به نقش آمریکا در انقلابهای رنگی در جمهوری های سابق شوروی می نویسد: پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس و قرقیزستان به مراکز اصلی آماده سازی و هماهنگی فعالیت سازمانهایی تروریستی همچون جندالله که علیه کشورهای اسلامی و در درجه نخست ایران صورت می گیرد تبدیل شده است. در این پایگاهها طرحهای تهیه شده توسط سرویسهای اطلاعاتی برای دخالت در امور کشورهای به اصطلاح خاورمیانه بزرگ  هماهنگ می شود. می توان گفت که بسیاری از کشورها باید از نیروهای امنیتی ایران سپاسگزار باشند که از چندین عملیات خرابکارانه احتمالی جلوگیری کرده و جان انسانهای زیادی را نجات دادند. تهران با دستگیری رهبر جندالله در واقع به دولتهای همه کشورها که آمریکا در آنها پایگاه دارد فهماند که ارتباط این پایگاهها با تروریسم بین المللی تهدیدی جدی برای هر رژیم حاکم به شمار می آید. در این صورت پایگاه آمریکا در خاک این کشورها می تواند به مرکز هماهنگی سرویسهای امنیتی برای سرنگونی دولت حاکم با کمک اپوزیسیون محلی و با حمایت نیروی تروریسم بین المللی تبدیل شود.

رئیس مؤسسه مطالعات ایران معاصر در ادامه با اشاره به کاهش محبوبیت باراک اوباما رئیس جمهوری فعلی آمریکا به سیاستهای خاورمیانه ای ایالات متحده اشاره می کند و می نویسد: هم در عراق و هم در افغانستان به جای صلح ترور و وحشت ادامه دارد. اوباما  به احتمال زیاد برای سال 2010 مجددا انتخاب نخواهد شد. اقتدارآمریکا در سالهای اخیر به طور بی سابقه ای در آسیا، اروپا و خاورمیانه در سایه رشد قدرت و اقتدار کشورهایی همانند هند و چین کاهش یافته است. ماجراجویی این کشور در عراق نقش ایران را تا عرش بالا برد . سیاست ناسالم و مطلقا ناکارآمد تحریم آمریکا علیه ایران بر عکس سبب اقتدار تکنولوژیک و اقتصادی ایران شد. در حال حاضر ایران معاصر نه تنها کشور کلیدی جهان اسلام، ابر قدرت منطقه ای و  تنها کشوری در جهان است که از آمریکا هراسی ندارد، بلکه کشوری است که به طور آشتی ناپذیر از تاریخ  پیدایش خود با آمریکا مبارزه می کند.

۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

احمدي نژاد: دولت هاي جمهوري اسلامي را دوست دارم

رئيس جمهور بر انگيزه دولت براي خدمت روزافزون تأكيد كرد.
محمود احمدي نژاد در گفت وگو با برنامه تلويزيوني صبح به خير ايران در پاسخ به اين سؤال كه در طول پنج سالي كه رئيس جمهور بوديد علاوه بر تغييرات ظاهري كه اكثر موهايتان سفيد شده چه تغييرات ديگري كرده ايد؟ گفت: گذر زمان و تجربيات در انسان تغييرات ايجاد مي كند، اگر بخواهم خلاصه كنم عمده تغييرات در باورهاي من است.
وي با بيان اينكه بطور قاطع مي توانم بگويم آن باوري كه به توانمندي ملت ايران داشته ام امروز چندين برابر پنج سال قبل است، افزود: باورم به عظمت و عزت ملت ايران چندين برابر شده است. در سال 84 ما با شعار اين كه «مي توانيم» در خدمت ملت ايران قرار گرفتيم و اكنون با اطمينان بسيار بالاتر و با اعتماد به نفس كامل تر مي گويم كه حتماً ملت ايران مي تواند قله هاي بلند را كه شايد ده ها و قرن ها جزو آرزوهاي دست نيافتني ملت ايران بود فتح كند و بر آن مسلط شود. عرصه هاي گوناگوني امروز در برابر ملت ايران باز شده است و فكر مي كنم تمام اين عرصه ها توسط ملت ايران فتح خواهد شد.
احمدي نژاد ادامه داد: فضاي جهاني و داخلي كشور تغيير كرده است، هدفمندي بسيار روشني در كشور پيدا شده است كه انشاء ا... تمام هدف هاي بزرگ در دسترس ملت ايران قرار مي گيرد و ملت ايران به اين هدف هاي بزرگ مي رسد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا روزي فكر مي كرديد جاي شهيد رجايي قرار بگيريد و در واقع رئيس جمهور و رئيس دولت شويد؟ گفت: زماني كه شهيد رجايي شهيد شد، من در دوران دانشجويي و جواني بودم. نه حتماً فكر نمي كردم و اكنون نيز فكر نمي كنم كه ما جاي شهيد رجايي باشيم. جايگاه شهيد رجايي والا و برجسته است. ما تلاش مي كنيم كه در مسير آن عزيز حركت كنيم. شهيدان در بالاترين قله هاي كمال انساني و در آسمان هاي مرتفع در پرواز هستند.
رئيس جمهور در پاسخ به اين سؤال كه رياست جمهوري چه مزه اي دارد، گفت: نچشيده ام. مزه خادمي و نوكري ملت ايران خيلي شيرين است.
احمدي نژاد در پاسخ به اين سؤال كه براي سه سال باقيمانده رياست جمهوري تان چه برنامه اي داريد؟ گفت: براي ثانيه هايش و تمام روزهايش برنامه است. اين حركت پرشتاب و رو به پيشرفت ملت ايران بر پايه معنويت و عدالت با سرعت بالاتر و گسترده تر ادامه پيدا خواهد كرد. هر روز كه مي گذرد انگيزه ما براي كار بيشتر مي شود و انشاء ا... تا ثانيه آخر ادامه خواهد داشت.
وي در پاسخ به اين سؤال كه دولت نهم را بيشتر دوست داريد يا دولت دهم را، گفت: دولت هاي جمهوري اسلامي را دوست دارم. معلوم است كه دولت دهم در يك سطح بالاتري قرار دارد و كمال دولت نهم در دولت دهم است. من هر دو را دوست دارم، چرا كه ملت ايران و پيشرفت ملت ايران را دوست دارم. جايي كه مي بينم هر لحظه انگيزه ها و نوآوري ها بيشتر مي شود.
احمدي نژاد در پاسخ به اين سؤال كه يك حس تهاجمي و جنگندگي در شما نسبت به دولت هاي استكباري وجود دارد اين حس از كجا آمده است؟ گفت: واقعاً حس جنگندگي نيست، بلكه حس متعادل يك انسان است و طبيعت ملت ايران مي گويد نبايد زير بار زور رفت. به چه دليلي بايد زير بار زور برويم؟ طبيعت ملت ايران طبيعت فرهنگ ساز، منطقي و مقابله با ظلم، دفاع از مظلوم و زير بار زور نرفتن است. ملت ايران قلدرهاي دنيا را در خودش هضم كرده است. ملت ايران ملتي است كه فرهنگ ها و تمدن ها را در خود هضم مي كند. مثبت هاي ديگران را مي گيرد، مرور مي كند و آن را تبديل به موتور حركتي خود مي كند. دليلي ندارد كه ملت ايران در برابر بي تمدن هاي آدم كش كوتاه بيايد. اگر ما كوتاه بياييم آن ها جري تر مي شوند و اين مسئله اي روشن است و اگر دولت مطلبي را در برابر زورگويان مطرح مي كند و در برابر زياده خواهي هاي آن ها مي ايستد خواست و حرف دل ملت ايران است.
رئيس جمهور در پاسخ به اين سؤال كه در طول اين پنج سال به چه ميزان به دارايي هايتان افزوده شده است؟ گفت: خيلي. هر چي ملت ايران دارد دارايي هايم است و من نيز به دارايي هاي ملت ايران اضافه شده ام. سرمايه عظيمي به نام ملت پرنشاط ايران داريم. جوانان پرنشاط ايراني را داريم. دستاوردهاي بزرگي در عرصه صنعت، معدن، كشاورزي، علم و فرهنگ كسب كرده ايم و اين ها همه دارايي هاي ماست.

واكنش گسترده مردم عليه جنايت قرآن سوزي

اقدام جنايتكارانه آمريكايي ها در هتك حرمت به قرآن كريم موجي از خشم و انزجار را در ميان آحاد ملت مسلمان ايران برانگيخت.
دانشجويان دانشگاههاي تهران اعلام كردند در اعتراض به اقدام كشيش هاي آمريكايي در توهين به قرآن كريم امروز در مقابل سفارت سوئيس در تهران تجمع مي كنند.
اين تجمع اعتراض آميز با حضور دانشجويان دانشگاه هاي تهران و تشكل هاي دانشجويي فعال از ساعت 16 امروز (دوشنبه 22 شهريور) در مقابل دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران (سفارت سوئيس) برگزار خواهد شد.
دانشجويان شاهد: كفن پوش آماده شهادتيم
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد هم با صدور بيانيه اي تاكيد كرد كفن پوش خود را براي اقدام عملياتي و شهادت بر ضد هتك حرمت به قرآن كريم آماده كرده ايم.
دانشجويان دانشگاه شاهد در ادامه اين بيانيه با اشاره به عمل منفور قرآن سوزي در آمريكا تاكيد كردند: بيش از هر امري اين روزها را عزاي امت اسلام مي دانيم و از عموم دانشجويان و طلاب مي خواهيم كه انزجار خود را به صورت علني و عملي از اين اقدام سخيف اعلام كنند و اميدواريم كه با اعلام انزجار امت اسلام تسكيني بر قلب پيامبر اسلام آن رسول مهر و محبت باشد كه كوتاهي در اين امر خود بهانه اي براي ادامه گستاخي هاست.
نويسندگان اين بيانيه در ادامه خاطرنشان كردند: گرچه از دولت مستعمره آمريكا هيچ انتظاري براي پوزش در اين خصوص نمي آيد اما به سفارت سوئيس و انگليس كه صهيونيست ولد ناخلف آن است اعلام مي كنيم پيش از آنكه شعله هاي خشم دانشجويان و امت مسلمان ايران دامن جاسوس خانه آنها را بگيرد از اين اقدام وقيح پوزش و تبري بجويند.
در بخش ديگري از اين بيانيه تاكيد شده است: به سفارت و دولت واتيكان هم اعلام مي كنيم گرچه بي غيرتي شما در همان زمان كه به تمثال مبارك عيسي بن مريم(ع) اهانت شد و دم بر نياورديد بر ما اثبات شده است اما ما دانشجويان اين بي ادبي را معطوف به بي همتي و تقدس زدايي مي دانيم كه از آستانه كليساها توسط آن دولت صورت گرفته فلذا خواستار تبري و محكوم كردن آن اقدام وقيح از سوي دولت واتيكان هستيم.
مراجع تقليد حكم شرعي عاملان اهانت به قرآن را اعلام كنند
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل هم طي نامه اي خطاب به آيت الله العظمي خامنه اي ولي امر مسلمين جهان و همچنين آيات عظام مكارم شيرازي، وحيد خراساني، نوري همداني، جعفر سبحاني، علوي گرگاني، صافي گلپايگاني، شبيري زنجاني و سيستاني اهانت به قرآن را به شدت محكوم كرده و خواستار اعلام حكم شرعي از سوي مراجع عظام براي عاملان اهانت به قرآن شدند.
اين دانشجويان در نامه خود ضمن محكوميت شديد توهين به قرآن كريم، خطاب به مراجع عظام تقليد اعلام كردند كه در صورت صدور حكم براي هتاكان به قرآن فرزندان انقلابي شما دست به اعدام انقلابي آنها خواهند زد.
سازمان بسيج دانشجويي دانشگاه هاي كشور هم با صدور بيانيه اي، تاكيد كرد: سوزاندن قرآن در آمريكا، عرصه را بر نماينده آنان در خاورميانه، يعني رژيم صهيونيستي سخت تر خواهد كرد و بخشي از امكانات مادي و فرصت هاي غرب بايد براي افزايش ضريب امنيتي اين رژيم به كار گرفته شود.
جلوه اي از جنگ صليبي
امام جمعه موقت تهران هم در گفت وگو با ايسنا در مورد عمل منفور قرآن سوزي در آمريكا گفت: انالله و انا اليه راجعون
اهانت به قرآن كريم داغ سنگيني است كه بايد اين مصيبت را به محضر حضرت بقيه الله الاعظم حجت ابن الحسن ارواحنا لتراب مقدمه الفداه كه قرآن ناطق و صاحب قرآن است تسليت گفت. وي افزود: اين جنايت جلوه اي از جنگ صليبي است كه مدت هاست دشمنان اسلام آن را آغاز كرده اند و بدون ترديد در اين جنگ، بازنده آنها هستند و خواهند ديد كه توان مقاومت در برابر نور گسترده و رو به افزايش اسلام را ندارند.
اين عضو مجلس خبرگان رهبري اظهار كرد: اين حركت خود نشانه ديگري است از خيزش جهاني اسلام كه كينه خود را اين چنين در اين جنايت به نمايش مي گذارند و بايستي اوباما و هيأت حاكمه آمريكا در اين زمينه پاسخگو باشند؛ زيرا اين جنايت در حوزه جغرافيايي كشور آنها صورت گرفته و هيچ عذري در اين رابطه پذيرفته نيست.
سيداحمد خاتمي گفت: اميدواريم جهان اسلام با خروش جهاني خود عليه اين جنايت، جنايتكاران و آناني كه جنايت را در خيال خود دارند و فكر مي كنند مي توانند با اسلام عزيز مقابله كنند را از رفتار خود پشيمان كرده و با اين خروش خود به جهانيان اين پيام را بدهند كه «اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست، عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري».
بربريت عصر مدرن
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هم در واكنش به هتك حرمت قرآن توسط مدعيان دموكراسي در آمريكا گفت: هتك حرمت قرآن توسط برخي افراد كوردل آمريكايي اقدامي وحشيانه و نشانگر بربريت عصر مدرن است و قطعاً اين واقعه موج جديد تنفر و انزجار جهاني عليه آمريكا را درپي خواهد داشت.
كاظم جلالي نماينده مردم شاهرود در مجلس در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: چنين حركتي در جامعه اي كه مدعي دموكراسي و آزادي عقيده و احترام مي باشد علناً نهادينه شدن دروغ و تقلب و جنايت در آن جامعه را نمايان مي سازد.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خاطر نشان كرد: آتش زدن قرآن در آمريكاي مدعي دموكراسي ثابت مي كند كه ارزشهاي انساني در اين جامعه هيچ جايگاهي ندارد و بي ترديد اين اقدام سرآغاز موج جديد تنفر و انزجار جهاني را نسبت به آمريكا در پي خواهد داشت.
وي در ادامه تصريح كرد: امروز عواطف و احساسات قريب به دو ميليارد مسلمان در سراسر جهان تحت آماج جنايت وحشتناك آمريكا قرار گرفت بنابراين اين اقدام نشان مي دهد جامعه مبتني بر ليبرال دموكراسي خواهان حذف اسلام و قرآن است در حالي كه اين حركت موهوم باعث تحريك عواطف انسانهاي آزادي خواه و موج اسلام خواهي در ميان بشريت خواهد شد.
جلالي همچنين با اشاره به اينكه جامعه اسلامي بايد نسبت به اين اقدام آمريكا واكنش نشان دهد اذعان داشت: جامعه اسلامي بايد در دو بخش دولتي و مردمي به اين حركت اسلام ستيزي در كشورشان واكنش نشان دهند و اين اقدام را محكوم نمايند.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در ادامه خاطرنشان كرد: دولتها بايد در قالب سازمان كنفرانس اسلامي به شكل جدي در مقابل اين پديده شوم ايستادگي نمايند و همچنين بايد بدانند كه اين حركت يك جنگ واقعي عليه اسلام و ارزشهاي آن توسط نظام سلطه بين المللي است.
دولتمردان آمريكا
مصون نخواهند بود
يك عضو كميسيون قضايي مجلس نيز با تاكيد بر اينكه دولت آمريكا تاوان اهمال خود در زمينه اهانت به قرآن مجيد را پرداخت خواهد كرد، گفت: دولت ايالات متحده مسئول مستقيم توهين به قرآن كريم است.
حجت الاسلام موسي قرباني در گفت وگو با فارس با اشاره به اهانت برخي افراطيون آمريكا به قرآن كريم، اظهار داشت: با توجه به اينكه اين اهانت با اطلاع رساني قبلي صورت گرفته بود، دولت آمريكا بايد مانع اين اقدام وقيحانه مي شد.
وي افزود: زمينه سازي هايي كه دولت آمريكا همراه با موضع گيري هاي مسئولان اين كشور عليه اسلام و مسلمين كرده بودند، قطعاً زمينه بروز چنين تفكر افراطي و مردود را در اذهان يهوديان و مسيحيان افراطي ايالت متحده به وجود آورده است.
عضو كميسيون قضايي مجلس در ادامه گفت كه دولتمردان آمريكا به خاطر اين اهانت به كتاب آسماني مسلمانان از خشم امت هاي اسلامي مصون نخواهند ماند.
قرباني اضافه كرد: دولت و مسئولان آمريكايي قطعاً تاوان اهمال و كوتاهي خود در مورد اهانت به قرآن مجيد را پرداخت خواهند كرد.
وي در پايان با بيان اينكه دولت آمريكا در درجه اول مسئول مستقيم توهين به قرآن كريم است، تاكيد كرد: دولتمردان آمريكايي بايد نسبت به اين اقدام شهروندان افراطي خود پاسخگوي يك ميليارد و نيم مسلمان در جهان باشند.
گفتني است صبح ديروز تعدادي از كشيش ها و افراطيون آمريكا در چند نقطه از خاك اين كشور در اقدامي وحشيانه و جنايتكارانه كتاب آسماني مسلمانان جهان را در ملاء عام آتش زدند

۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه

چراغ از بهرخاموشي نگه دار

1- آرزوي «رستم» همه اين بود كه فرزند گمشده خود «سهراب» را بيابد و سهراب در جستجوي پدر پاي در سفر نهاده و همه جا را مي كاويد. سرانجام، روزي فرا رسيد كه پدر و پسر به هم رسيدند و كوه و دره و رودخانه اي در ميان نبود. اما، «افراسياب» كه ماندگاري خود را در جدايي آن دو مي ديد، حيله اي انديشيد. رستم را گفت؛ مژده باد كه دوران فراق به سر رسيده و اگر اين پهلوان جوان را از ميان برداري با فرزند گمشده ات فاصله چنداني نداري و آن پهلوان جوان «سهراب» بود! افراسياب در گوش سهراب نيز به نجوا نشست كه ديدار پدر نزديك است و فاصله اي در ميان نيست، مگر اين پهلوان سپيد موي كه سد راه است. و آن پهلوان سپيد موي «رستم» بود! در پي اين نجواي شيطاني، رستم و سهراب به هم آويختند... ساعتي بعد، رستم بر پهلوان جوان غلبه كرد. پشت او را به خاك كشاند و با همه توان، خنجر بر پهلويش نشاند و در حالي كه سرمست از اين پيروزي به پيكر نيمه جان حريف مي نگريست، بازوبند مخصوص خويش را كه به نشانه نزد پسر گمشده اش بود، بر بازوي پهلوان جوان ديد. سر از ندامت به سنگ كوبيد كه «سهراب» را كشته بود! نوشدارو طلب كرد تا بر زخم پسر نهد، اما ديگر كار از كار گذشته بود و نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه سود؟!
چند روز پيش، در نشست جمعي از دانشجويان با برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، يكي از حاضران طي سخني كه بوي تند فتنه از آن به مشام مي رسيد، خطاب به رئيس جمهور محترم مي گويد «امروز روزنامه هايي مثل كيهان و شرق دائما دولت را مورد هجمه هاي سنگين خود قرار مي دهند» و جناب رئيس جمهور در پاسخ اظهار مي دارند «خوشبختانه، نه كيهان مي خوانم و نه شرق»!
در اين نوشته از مواضع روزنامه شرق سخني به ميان نمي آوريم، ضمن آن كه حملات بي اساس و خصمانه اين روزنامه زنجيره اي به دولت را انكار نمي كنيم و درباره كيهان و اين توهم كه «دائماً دولت را مورد هجمه هاي سنگين قرار مي دهد»!! نيز سخن به اختصار مي گوئيم، چرا كه اين يادداشت در پي پرداختن به موضوع ديگري است و آن، هشداري جدي و صدالبته دوستانه و دلسوزانه به رئيس جمهور محبوب و محترم كشورمان است كه «مواظب افراسياب باشيد»!
2- نسخه هاي يك روزنامه، گوياترين سند براي نشان دادن مواضع و خط مشي آن است، بنابراين، فقط مروري گذرا بر مواضع كيهان كه ثبت و مكتوب است، ترديدي باقي نمي گذارد كه اين روزنامه از اصلي ترين مدافعان آقاي دكتراحمدي نژاد و دولت ايشان در مقابل بدخواهان و بدانديشان بوده و هست و البته، بديهي است كه هرجا ميان مواضع دولت يا دولتمردان و خط روشن و تعريف شده اصولگرايي، زاويه اي ديده و يا ببيند، با نگاهي دلسوزانه به آن پرداخته و مي پردازد، بي آن كه در انتقادهاي هر از چندگاه خود از مرز انصاف عبور كند و يا مرزبندي مشخصي با دشمنان نداشته باشد. نگاهي به انتقادات هر از چندگاه- و البته كم شمار كيهان- و مقايسه آن با رخدادهاي بعدي به وضوح نشان مي دهد كه در انتقادهاي مورد اشاره، حق با كيهان بوده و دغدغه هاي دلسوزانه اين روزنامه بي علت نبوده است.
رئيس جمهور محترم در پاسخ به ادعاي يكي از حاضران كه كيهان را به هجوم سنگين و دائمي عليه دولت متهم كرده بود، مي فرمايند«خوشبختانه، نه كيهان مي خوانم و نه شرق» و سوال اين است كه اگر كيهان نمي خوانيد از كجا مي دانيد مواضع اين روزنامه هجوم سنگين عليه دولت است؟! تنها پاسخ منطقي رياست محترم جمهوري به اين پرسش آن است كه گزاره «هجوم كيهان به دولت» را ديگران به ايشان گزارش داده اند! و اين دقيقاً همان نكته مورد نظر در يادداشت پيش روي است و اين نگراني و دغدغه جدي را پيش مي آورد كه آن «ديگران» چه كساني هستند؟! و آيا نبايد احتمال داد كه در سايه روشن اطراف ايشان «افراسياب» به كمين نشسته است. افراسيابي كه وظيفه- و شايد مأموريت- او فتنه انگيزي و تفرقه افكني ميان اصولگرايان است. آيا حضور احتمالي اين افراسياب در كنار احمدي نژاد نگران كننده نيست؟!
3- كاش برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد نگاهي به اطراف خويش مي انداخت و مشخصات و هويت برخي از اين اطرافيان را كه امروزه در شمار نزديكترين افراد به ايشان هستند، با كساني كه طي چند سال گذشته در كنار وي بوده اند به مقايسه مي نشست. برخي از آنان- تاكيد مي شود كه فقط برخي از آنها نظير آن آقاي اخراجي فلان وزارتخانه و...- چگونه آمده اند؟ و برخي از ياران فداكار، اصولگرا و كارآمد قبلي چرا در كنار ايشان نيستند؟! بي آن كه- خداي نخواسته- قصد مقايسه مثل به مثل در ميان باشد، و فقط به عنوان يك هشدار منطقي بايد گفت كه ماموريت عوامل نفوذي دشمن تنها ترور و انفجار نيست، بلكه مهره چيني بي خاصيت هاي گوش به فرمان و دور كردن كارآمدهاي متعهد از كنار مسئولان يكي از اصلي ترين و شناخته شده ترين مأموريت آنهاست. اينگونه نفوذي ها را چگونه مي توان شناخت؟! به يقين نبايد در جيب و كيف آنها، كارت شناسايي سازمان هاي ماموريت دهنده را جستجو كرد! آنان بعد از نفوذ و جايگزيني دست به كار ماموريت خود مي شوند، و از جمله بااهميت ترين و شناخته شده ترين انواع ماموريت آنها علاوه بر خالي كردن اطراف يك مسئول بلندمرتبه از نيروهاي وفادار و متعهد كه به آن اشاره شد، تنگ كردن دايره دوستان، متهم كردن ياران متعهد و دلسوز به دشمني، دست زدن به اقدامات ضدارزشي و نسبت دادن آن به مسئولان و هنجارشكني هاي ديگري از اين دست نيز هست.
اكنون بايد پرسيد كه آيا برخي از نزديكان رياست محترم جمهوري با بهره گيري از حسن نيت و اعتماد ايشان دست به اينگونه اقدامات نزده اند؟! كسي كه آشكارا از پايان دوران اسلامگرايي سخن مي گويد، صهيونيست هاي غاصب را «مردم اسرائيل»! و مستحق دوستي! مي داند، ناسيوناليسم را به جاي مكتب اسلام مي نشاند و... به عنوان نماينده ويژه رئيس جمهور محترم در امور خاورميانه به آن سامان گسيل مي شود! خاورميانه اي كه اصلي ترين هويت آن اسلامي بودن آن است و حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران در آن منطقه صرفاً و تنها به دليل نمايندگي اسلام ناب محمدي(ص) است. آيا اين گزينش بي آن كه احمدي نژاد عزيز بخواهد، همان خواست هميشگي دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب نيست؟! و يا، آن ديگري كه از كمترين سابقه، تجربه و دانش ديپلماتيك نيز برخوردار نيست به نمايندگي ويژه رئيس جمهور در امور آسيا گسيل مي شود و در اولين مأموريت به تركيه با اظهارنظرسخيف و نسنجيده خويش، مردم مسلمان تركيه اي را كه با حضور اسلامگرايان در كانون تصميم سازي و سياست پردازي آن به ايران اسلامي نزديك شده، عليه جمهوري اسلامي ايران برمي انگيزد! و يا...
خوش بينانه ترين احتمال آن است كه اين نمايندگان ويژه، فقط ناآگاه و ناشي هستند! ولي متاسفانه در پرونده عملياتي و مواضع آنان سوابقي ديده مي شود كه راه را بر خوشبيني مي بندد و اين دغدغه و نگراني جدي را پيش مي كشد كه مبادا به جاي «حمل بر صحت» به «صحت» حمله شده باشد.
آيا اين نمونه ها و دهها نمونه ديگر اين نگراني را پديد نمي آورد كه مبادا پاي افراسيابي در ميان باشد و اين افراسياب هركه هست و هر نام ديگري كه دارد، وظيفه يا خداي نخواسته ماموريت جدايي رئيس جمهور اصولگرا از اصولگرايان و تنها گذاشتن او در ميانه ميدان را دنبال مي كند؟!
4- در ميان دشمنان احمدي نژاد، افراد و جرياناتي هستند كه صرفا به علت اصولگرايي رئيس جمهور، پاكدستي، پركاري، مردم گرايي، ايستادگي در مقابل دشمنان بيروني و... با ايشان دشمني مي ورزند و رئيس جمهور محترم نيز هر از چندگاه به سختي و به حق عليه اين دشمنان موضع گرفته و به آنان مي تازد. اكنون به مواضع و عملكرد افراسياب مورد اشاره و احتمالي نگاهي بيندازيد. ميان مواضع او و مواضع دشمنان تابلودار چه تفاوت عمده اي مي بينيد؟! عبرت انگيز و درس آموز نيست؟! هست.
5- و بالاخره در اين باره اگرچه گفتني بسيار است ولي به اين نكته پاياني بسنده مي كنيم و خطاب به برادر عزيزمان جناب دكتر احمدي نژاد مي گوئيم؛ برادر بزرگوار! جنابعالي به يقين نمونه هاي فراواني از پيش بيني هاي كيهان را كه به واقعيت پيوسته است، شاهد بوده ايد كه نزديكترين آنها در جريان فتنه 88 بود. كيهان با رصد كردن حركات دشمن و مراجعه به فرمول شناخته شده آنان، تمامي مراحل فتنه 88 را قبل از وقوع پيش بيني كرده بود و همه آن مراحل بي كم و كاست به وقوع پيوست و اكنون، با توجه به مسير حركت «افراسياب» و مراجعه به فرمول بارها به كار گرفته شده از جانب اينگونه جريانات، پيش بيني كيهان آن است كه افراسياب ياد شده به زودي و شايد طي چند هفته آينده به حضرتعالي پيشنهاد مي كند كه آشكارا و بي پرده با دوستان واقعي خويش و جريان اصولگرا و حتي دو قوه ديگر اعلام مرزبندي كنيد! شايد هم تا به حال اين پيش بيني را ارائه كرده باشد! افراسياب از شما مي خواهد كه مثلا در يك مصاحبه و يا سخنراني و يا به هر شكل ديگري اعلام كنيد كه فقط خودتان هستيد و هيچ رابطه و پيوندي با ساير اصولگرايان نداريد، دوستان را به دشمني متهم كنيد و در يك كلمه خود را تنها در ميانه ميدان بدانيد! و....
آقاي احمدي نژاد عزيز! اگر به شما چنين پيشنهادي شد، آن را نپذيريد و چنانچه تاكنون اين پيشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداري ورزيد. شما برخاسته از اصولگرايي هستيد و نه- آنگونه كه افراسياب ادعا مي كند- ايجاد كننده آن. افراسياب جدا كردن شما از دوستان واقعي و توده هاي مردمي را كه به آنان خدمت كرده ايد و مي كنيد، دنبال مي كند. نگارنده باتجربه اي كه دارد ترديدي ندارد كه پيشنهاد ياد شده به حضرتعالي ارائه خواهد شد. پس اين پيش بيني هشداردهنده را جدي بگيريد و بلافاصله بعد از ارائه آن پيشنهاد در هويت پيشنهاددهنده ترديد كنيد. شما برادر عزيز متعلق به مردمي هستيد كه دوستشان داريد و دوستتان دارند. پس؛
چو ب ه گشتي طبيب از خود ميازار
چراغ از بهر خاموشي نگه دار.
حسين شريعتمداري