ا

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلا

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

فرصت سازي مهمترين نوآوري بيانيه تهران؛ امريكاي بهانه‌جو در انزوا

بيانيه تهران كه پس از محقق شدن شرايط جمهوري اسلامي در باره دريافت تضمين هاي عيني به سرانجام رسيد، باعث شگفتي غربي ها شده است. مايكل لوي از كارشناسان شوراي روابط خارجي آمريكا طي يادداشت كوتاهي با نام؛ "طرح عجولانه اورانيوم ايران" كه مشخص بود با شتاب تنظيم شده است، نوشت: بيانيه كشورهاي تركيه و برزيل ادامه وضع تحريم ها را با دشواري روبرو خواهد كرد. به‌خصوص اينكه ايران همچنان به غني سازي تا سطح 20 درصد ادامه خواهد داد.
اما مايكل لوي تنها شخص درمانده و عصباني از بيانيه تهران نبود. روزنامه يونگه ولت چاپ آلمان نيز در مقاله اي با عنوان "راه سازنده"، نوشت: سياست‌مداران غربي در برلين، لندن، واشنگتن و پاريس بعد از اطلاع يافتن از اين خبر براي چند ساعت قادر به تكلم نبودند. بي دليل نيست كه لوي با دستپاچگي در مقاله اي شتاب زده طرح ايران را شتاب زده مي خواند زيرا قادر به تحليل درست اوضاع و اتخاذ موضع گيري درست نبود. تبعات بيانيه تهران را مي توان در چند دسته، تقسيم بندي كرد. نخست اينكه فضا را به زيان آمريكايي ها قطبي مي كند. به اين معني كه آمريكايي كه همچنان بر طبل تحريم و تشديد اقدامات عليه ايران خواهد كوبيد، در وضعيت انزوا قرار گرفته و دولت هاي مستقل و افكار عمومي جهاني آن كشور را به عنوان يك "بهانه‌جو" خواهند شناخت.
در شوراي امنيت كه از قبل نيز اختلاف بين اعضا شدت يافته بود، اوضاع براي ايالات متحده بدتر از قبل خواهد شد. مواردي كه در شوراي امنيت اعضاي غيردائم نيز توانسته باشند، نقش آفريني كنند، در طي عمر 65 ساله سازمان ملل اندك است اما ديپلماسي موفق دكتر احمدي نژاد توانست اعضاي غيردائم را فعال كرده و در برابر يك‌جانبه گرايي قدرت هاي بزرگ قرار دهد. حال كه جمهوري اسلامي به طور آشكار آمادگي خود را براي همكاري با جامعه جهان نشان داده است آمريكا نمي تواند با بهانه هاي واهي بر خواسته هاي غيرمنطقي خود بي آنكه برايش بسيار هزينه‌زا باشد، اصرار كند.
هيئت برزيلي كه با گستردگي تمام در اجلاس گروه 15 شركت كرده بود، تنها يك گروه سياسي نبود بلكه بازرگانان و فعالان اقتصادي اين كشور نيز به شكل وسيعي رئيس جمهور، لولا داسيوا را همراهي مي كردند. توافقات گسترده اقتصادي بين دو كشور باعث شده كه دريچه نويني بر روي ايران براي مبادلات اقتصادي گشوده شود كه هر گونه تحريم احتمالي را نيز بيش از گذشته بي اثر نمايد، يا به عبارت بهتر برگي بر برگ هاي ايران بيافزايد.
در چنين شرايطي جمهوري اسلامي نه تنها عقب نشيني نكرد بلكه چند گام به جلو نيز برداشت. سكوت مقامات آمريكايي در برابر فرصت سازي كم نظير ايران نشان مي دهد كه خود را در برابر وضعيت جديدي يافته اند كه راهي براي مقابله با آن نيانديشيده بودند. اگرچه تجربه نشان داده است كه آمريكايي ها اهل منطق نبوده و تنها به دنبال حداكثر كردن منافع خود هستند. بنابراين انتظار مي رود پس از مدتي ادعاهاي واهي تري نسبت به گذشته مطرح نمايند و از خطر ايران براي امنيت جهاني داد سخن دهند؛ بر همين مبنا نيز هست كه پيش نويس بيانيه ضدايراني را براي اخلال در روند ديپلماتيك در سازمان ملل آماده كرده‌اند. بنابراين، انتظاري براي حل و فصل ابدي مسائل وجود ندارد و تنها اصل مهم، افزايش توان ملي در يك جهان پيچيده است.
در حال حاضر، جامعه جهاني در انتظار موضع گيري گروه وين (آمريكا، روسيه، فرانسه و آژانس بين المللي انرژي اتمي) است. آنها بايد به سرعت موضع خود را در برابر همكاري ايران اعلام كنند و نشان دهند كه اگر به دنبال پيروي از آمريكاي بهانه جو نيستند، آمادگي خود را براي همكاري اعلام مي كنند. علي‌رغم گسترده بودن دستاوردهاي اجلاس تهران اما مهترين نكته آن را بايد در فرصت سازي براي سياست خارجي جمهوري اسلامي دانست؛ مساله اي كه كمتر در تاريخ ايران ديده شده است

      ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

      تعيين ضرب‌الاجل براي خلع سلاح/ تعليق استفاده کنندگان و تهديدکنندگان به سلاح از عضويت در شوراي حکام

      دقایقی پیش رئيس جمهور 11پيشنهاد براي تحقق هدف خلع سلاح هسته‌اي و عدم اشاعه و استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي را ارائه كرد.

      به گزارش رجانیوز متن کامل سخنان رييس جمهوري به اين شرح است:

      بسم الله الرحمن الرحيم
      الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
      اللهم عجل لوليک الفرج و العافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

      جناب آقاي رئيس - خانم ها و آقايان
      خداوند را سپاسگزارم که فرصتي عنايت فرمود تا در مورد يکي از مهمترين موضوعات مشترک جهاني با يکديگر گفتگو نمائيم. بدون ترديد جلسات مجمع درباره اصلاح و تکميل معاهده N.P.T از مهمترين جلسات آن است.

      دوستان گرانقدر
      جستجوي امنيت پايدار ، امري ذاتي ، فطري و تاريخي است. هيچ کشوري از تامين امنيت مطمئن بي‌نياز نيست. پيامبران الهي و مصلحان نيز در پرتو ايمان به خدا و معارف الهي به دنبال دستورالعمل‌هايي بوده‌اند که اجراي آنها ضامن زندگي آرام و امن در دو جهان باشد. از ديدگاه آنان، جامعه آرماني، جامعه‌اي است جهاني مبتني بر توحيد و عدالت که مملو از امنيت، عشق و برادري است و بهترين بنده خدا به همراهي حضرت مسيح عليه‌السلام و ديگر صالحان آن را راهبري مي‌کنند.

      بدون احساس امنيت پايدار، امکان برنامه‌ريزي همه جانبه براي پيشرفت و رفاه وجود ندارد.

      امروز عليرغم اينکه بخش وسيعي از منابع ملتها، صرفِ تأمين امنيت مي‌گردد نشانه‌اي از بهبود وضعيت و کاهش فضاي تهديد مشاهده نمي‌شود.

      متاسفانه به دليل دورشدن بعضي از دولتها از تعاليم انبياء الهي ، تهديد بمب‌هاي هسته‌اي بر تمام جهان سايه افکنده است و هيچکس احساس امنيت نمي‌کند. بعضي دولتها در راهبرد‌هاي خود بمب هسته‌اي را عامل ثبات و امنيت معرفي مي‌کنند و اين از اشتباهات بزرگ آنان است.

      بمب هسته‌اي به هر بهانه اي که توليد و نگهداري شود اقدامي بسيار خطرناک است که اولا کشورِ محل توليد و نگهداري را ناامن مي‌کند. به خاطر داريد که جابجايي سهوي يک موشک مجهز به کلاهک هسته‌اي با هواپيما، از يک پايگاه به پايگاهي ديگر در خاک آمريکا، چقدر مخاطره‌آميز بود و موجب نگراني مردم آمريکا شد. ثانيا تنها کاربرد سلاح هسته‌اي نابودي همه موجودات زنده و محيط زيست است و تشعشعات آن بر نسل‌هاي بعدي و نيز آثار آن تا صدها سال باقي مي ماند.

      بمب هسته‌اي، آتشي عليه بشريت و نه سلاحي براي دفاع است.

      داشتن بمب هسته‌اي نه تنها افتخارآميز نيست بلکه زشت و شرم‌آور است. شرم‌آورتر از آن تهديد به استفاده و به کاربردن آن است که با هيچ جنايت تاريخي قابل قياس نيست.

      کساني که اولين بمباران هسته‌اي را انجام دادند، منفورترين افراد تاريخ به حساب مي‌آيند.

      سازمان ملل متحد خصوصا شوراي امنيت نيز طي بيش از شصت سال نتوانسته ‌است امنيت پايدار و احساس امنيت را بر روابط بين‌المللي حاکم نمايد و شرايط امروز به مراتب نامناسب‌تر از دهه‌هاي قبل است.

      جنگ‌ها، اشغالگري‌ها و بالاتر از آنها سايه تهديد و انباشت سلاحهاي هسته‌اي و بدتر از همه سياستهاي اعمالي از ناحيه چند دولت توسعه‌طلب، چشم‌انداز امنيت بين‌المللي را براي همه مبهم ساخته است. فضاي ذهني امروز جوامع به شدت متأثر از احساس تهديد و نا‌امني است. خلع سلاح هسته‌اي و عدم اشاعه محقق نشده و آژانس بين المللي انرژي اتمي در انجام وظايف خود موفق نبوده است. طي چهل سال اخير برخي دولتها از جمله رژيم صهيونيستي به سلاح اتمي مجهز شده‌اند.

      به راستي علت چيست؟ علت را بايد در سياستها و اقدامات چند دولت خاص و ناکارآيي و عدم توازن در ارکان N.P.T جستجو کرد که به برخي از آنها اشاره مي‌نمايم:

      1-برتري جويي:
      از نگاه پيامبران الهي و صالحان و بر مبناي همه انديشه‌هاي انساني، برتري، سعادت و کمال انسان به اخلاق، پاکي، تواضع و خدمتگزاري به همنوعان است. متاسفانه برخي از دولتها با تکيه بر تئوري تنازع براي بقاء، برتري خود را در قدرت تهديد و سرکوبگري ديگران مي‌دانند و بذر کينه و دشمني و رقابت تسليحاتي را در مناسبات جهاني مي‌پاشند. بزرگترين اشتباه آنان اين است که قدرت را منشاء حق مي دانند.

      2-سياست توليد و بکارگيري سلاح هسته‌اي:
      اولين سلاح‌هاي هسته‌اي توسط دولت اسبق امريکا ساخته و بکارگيري شدند. اين اقدام، به ظاهر، دست برتر را براي امريکا و متحدينش در جنگ دوم پديدآورد ليکن خود عامل اصلي توسعه سلاح هسته‌اي توسط ديگران و مسابقه تسليحاتي گرديد. توليد و انباشت و ارتقاء کيفي سلاح هسته‌اي در يک کشور، بهترين توجيه براي توسعه توسط ديگران است که متاسفانه طي چهل سال اخير ادامه داشته است.

      3-استفاده از سلاح هسته‌اي به عنوان ابزار بازدارندگي
      اين سياست، عامل اصلي توسعه رقابت تسليحاتي است چرا که بازدارندگي، مستلزم داشتن دست برتر و بالاتر در کيفيت و کميت سلاح است که خود به رقابت هسته‌اي دامن ‌زده است. بنابر برخي گزارش‌ها بيش از 20 هزار کلاهک هسته‌اي در دنيا وجود دارد که نيمي از آن متعلق به امريکا است. در طرف رقيب امريکا نيز به بهانه بازدارندگي، توسعه سلاح اتمي ادامه دارد و اين هر دو به معني نقض تعهدات N.P.T است.

      4- تهديد به استفاده از سلاح هسته‌اي:
      متاسفانه دولت امريکا هم از سلاح هسته‌اي استفاده کرده و هم برخي از کشورها از جمله ايران را به آن تهديد نموده است. يک کشور اروپايي نيز چند سال قبل به بهانه‌اي، از تهديد هسته اي سخن گفت. رژيم صهيونيستي نيز دائماً کشورهاي خاورميانه را تهديد مي‌کند.

      5- استفاده ابزاري و يکجانبه از شوراي امنيت و آژانس بين المللي انرژي اتمي
      بعضي از دارندگان سلاح هسته‌اي با امتيازات ويژه در بالاترين مراجع تصميم‌گيري امنيتي جهان و آژانس بين المللي انرژي اتمي حضور دارند و به طور گسترده از اين جايگاه عليه روح N.P.T و عليه اعضاء فاقد سلاح بهره‌برداري مي‌کنند. اين رفتار ناعادلانه بر اثر تکرار به يک روند تبديل شده است.

      تا کنون هيچ يک از اعضاء فاقد سلاح هسته‌اي نتوانسته‌اند بدون تحمل فشارها و تهديدها از حقوق قانوني خود در استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي برخوردار شوند. در حالي که عليرغم صراحت ماده 6 اساسنامه، حتي يک گزارش از بازرسان آژانس در باره تأسيسات مربوط به توليد سلاح هسته‌اي دولت امريکا و متحدانش منتشر نشده است و هيچ برنامه مصوبي نيز براي خلع سلاح آنان وجود ندارد. در مقابل، تحت فشار همين دولتها و به بهانه‌هاي گوناگون قطعنامه هاي متعددي عليه اعضاي فاقد سلاح هسته‌اي، با قصد تضيع حقوق قانوني آنان صادر شده‌ است.

      6-اعمال معيارهاي چندگانه:
      به عنوان مثال رژيم صهيونيستي که صدها کلاهک اتمي ذخيره کرده، مسبب چندين جنگ گسترده بوده و همواره مردم و کشورهاي منطقه را تهديد به ترور و حمله نظامي مي‌کند، از سوي دولت امريکا و متحدانش به طور مطلق حمايت مي‌شود و کمک‌هاي لازم براي توسعه سلاح اتمي نيز دريافت مي‌کند. ولي همين دولتها به بهانه کذب احتمال انحراف در فعاليتهاي صلح آميز هسته‌اي ديگران و بدون ارائه حتي يک سند معتبر، انواع فشارها را بر اعضاء آژانس اعمال مي‌نمايند.

      7- يکسان معرفي کردن سلاح اتمي با انرژي اتمي:
      انرژي اتمي جزء پاکترين و ارزان‌ترين انرژيهاست. تغييرات شديد آب و هوايي و آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي، ضرورت توسعه به‌کارگيري انرژي اتمي را دو چندان مي‌کند. توليد مستمر يک هزار مگاوات برق در طول يکسال به حدود هفت ميليون بشکه نفت يعني به قيمت امروز بيش از پانصد ميليون دلار، هزينه نياز دارد. همين کار با انرژي هسته‌اي حدود 60 ميليون دلار آمريکا هزينه دارد. در مجموع هزينه سرمايه‌گذاري و بهره‌برداري از نيروگاه اتمي بسيار کمتر از نصف هزينه نيروگاه با سوخت فسيلي در طول عمر طرح است. فنآوري هسته‌اي در توليد دارو، شناخت و درمان بيماريهاي صعب‌العلاج، صنعت و کشاورزي و بسياري از زمينه‌هاي ديگر نيز کاربرد گسترده و بسيار مفيد دارد.

      از بزرگترين ظلمهاي برخي از دارندگان سلاح اتمي، يکسان معرفي کردن انرژي اتمي با سلاح است. آنان مي‌خواهند علاوه بر سلاح ، انرژي هسته‌اي صلح آميز را نيز به صورت انحصاري در اختيار داشته باشند و از اين طريق اراده خود را بر جامعه جهاني تحميل نمايند. همه موارد فوق الذکر عليه روح ان پي تي و نقض آشکار مواد آن است.

      8- عدم توازن در مواد N.P.T و ماموريت هاي آژانس:
      گرچه N.P.Tماموريت مهم جلوگيري از مسابقه تسليحاتي، خلع سلاح، عدم اشاعه و دسترسي بدون قيد و شرط اعضاء استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را بر عهده دارد ليکن در تدوين ضوابط و سازوکارها، سخت ترين شرايط براي متقاضيان استفاده از انرژي صلح آميز هستهاي وضع شده است. در مقابل براي رفع خطر بالفعل سلاح هسته‌اي که مهمترين ماموريت آژانس است هيچ سازوکار موثري تعبيه نشده و صرفا به گفتگوها در رابطه با اقدامات موثر اشاره شده که فاقد تضمين و کارآيي بوده است. در حاليکه اين بايد به عکس باشد. به بهانه عدم اشاعه، بيشترين فشار آژانس به اعضاء فاقد سلاح وارد شده است ولي دارندگان بمب اتمي از مصونيت کامل و حقوق انحصاري برخوردار بوده اند.

      آقاي رييس، دوستان عزيز،
      معلوم شد که توليد و انباشت سلاح هسته‌اي و سياستهاي اعمالي توسط برخي دارندگان آن و ضعف و عدم توازن مفاد N.P.T بزرگترين عامل ناامني و مشوق توسعه اين سلاحها بوده است.

      امروز خلع سلاح هسته‌اي، رفع تهديد هسته‌اي و جلوگيري از اشاعه بزرگترين خدمت به ايجاد امنيت و صلح پايدار و دوستي است.

      اما سئوال اين است که آيا دادن اختيارات فوق العاده در آژانس بين المللي انرژي اتمي و سپردن امر مهم خلع سلاح، به دارندگان آن روش درستي است؟ انتظار اقدام داوطلبانه موثر در خلع سلاح و عدم اشاعه از سوي دارندگان سلاح هسته‌اي انتظاري غيرمنطقي است، چرا که آنان سلاح اتمي را عامل برتري خود مي‌دانند.

      يک ضرب المثل ايراني مي‌گويد : "چاقو دسته خودش را نمي‌برد".

      توقع برقراري امنيت از بزرگترين فروشندگان سلاح در جهان توقعي غيرمنطقي است.

      دولت امريکا که متهم اصلي در توليد، انباشت، اشاعه، استفاده از سلاح هسته‌اي و تهديد به آن است اصرار دارد رهبري اصلاحات N.P.T را در اختيار بگيرد. اين دولت در سياستهاي جديد هسته‌اي گفته‌ است که سلاح جديد نمي‌سازد و به کشورهاي فاقد سلاح هسته‌اي، حمله هسته‌اي نمي‌کند.

      مگر اعتماد عمومي ملتها به ايفاي تعهدات از جانب دولت امريکا چقدر است؟ تضمين اجراي اين تعهد وعامل راستي آزمايي مستقل آن کدام است؟ يادآوري مي‌کنم که در چند دهه اخير بيشترين جنگ‌ها و درگيريهاي دولت امريکا با کساني بوده است که قبلا دوست او بوده اند. در همين سياست‌هاي جديد نيز برخي از کشورهاي عضو آژانس و متعهد به N.P.T تهديد به حمله هسته‌‌اي پيش دستانه شده‌اند. اين دولت همواره تلاش کرده است با طرح مباحث انحرافي از تمرکز افکار عمومي بر نقض تعهدات و اقدامات خلاف قانون‌اش جلوگيري نمايد. اخيراً نيز با طرح خطر تروريسم هسته‌اي تلاش دارد که ضمن توجيه حفظ، ارتقاء و تکميل زرادخانه هسته‌اي خود، افکار و اراده‌هاي جهاني را از خلع سلاح منحرف و به سوي موضوعات موهوم متوجه سازد، در حالي که تسليح تروريست ها به سلاح اتمي صرفا از ناحيه دولتهايي متصور است که سازنده و استفاده کننده از بمب اتم بوده وسابقه طولاني درحمايت از تروريستها دارند.

      آمريکا در اين سياستها حتي حمله عليه کشورهاي داراي سلاح هسته‌اي را مسکوت گذاشته است تا فشار تبليغاتي را بر ملتهاي مستقل هدف متمرکز نمايد.

      اين در حالي است که برخي از شبکه ‌هاي اصلي تروريستي توسط سازمانهاي اطلاعاتي امريکا و رژيم صهيونيستي حمايت مي‌شوند. اسناد معتبري در اين رابطه در دست است که در صورت لزوم در اجلاس مبارزه جهاني عليه تروريسم در تهران به نمايش گذاشته مي‌شود.

      در سياستهاي جديد همچنين گفته اند که سلاح ها را توسعه نمي دهند ولي ارتقاء کيفي مي دهند. ارتقاء به معناي افزايش قدرت کشتار و تخريب است و اين خود به معناي اشاعه است. به علاوه همين سياستها نيز قابل راستي آزمايي نيست چراکه هيچ نظارتي از ناحيه مراجع مستقل بر برنامه هاي اتمي امريکا و متحدانش وجود ندارد.

      در حالي که در نشست واشنگتن تلاش براي حفظ انحصاري سلاح اتمي و برتري بر ديگران بود، در نشست تهران همه به دنبال جهان عاري از سلاح هسته اي بودند.

      شعار اجلاس تهران "انرژي هسته اي براي همه و سلاح هسته اي براي هيچکس" بود.

      جناب آقاي رييس، همکاران گرامي،
      براي تحقق هدف انساني خلع سلاح هسته‌اي و جلوگيري از اشاعه و همچنين استفاده عمومي و صلح آميز از انرژي هسته اي، پيشنهادات زير ارائه مي گردد:

      1-اصلاح و تکميل N.P.T:
      اين پيمان بايد به D.N.P.T(معاهده خلع سلاح و عدم اشاعه سلاحهاي هسته اي) تغيير يابد و خلع سلاح در محور ماموريتهاي آن و با سازوکارهاي روشن، الزام آور، موثر و با تضمينهاي مطمئن بين المللي تعبيه شود.

      2- تشکيل يک گروه مستقل بين‌المللي براي تهيه دستور العمل اجرايي ماده 6 معاهده N.P.Tو برنامه‌ريزي و نظارت کامل بر خلع سلاح اتمي و جلوگيري از اشاعه با اعطاي اختيارات کامل از سوي کنفرانس. اين گروه به گونه اي عمل کند که همه کشورهاي مستقل در مديريت کار، مشارکت مؤثر داشته باشند به نحوي که با تعيين يک ضرب الاجل دارنندگان سلاح هاي اتمي در يک برنامه زماني معين تمام سلاح هاي اتمي امحا کنند.

      3- ارائه تضمين هاي جامع امنيتي و الزامآورِ حقوقي، بدون تبعيض و بدون شرط تا حصول خلع سلاح کامل از ناحيه دارندگان سلاح هسته اي.

      4- توقف فوري هرگونه تحقيق و توسعه ونوسازي سلاحهاي هسته اي و تاسيسات مربوطه و طراحي راستي آزمايي توسط گروه مندرج در پيشنهاد 2.

      5- تدوين دستورالعمل الزامآور حقوقي براي ممنوعيت کامل توليد، انباشت، ارتقاء، اشاعه، حفظ، نگهداري و استفاده از سلاح هسته اي.

      6- تعليق استفاده کنندگان و تهديدکنندگان به سلاح هسته‌اي از عضويت در شوراي حکام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي. تا کنون حضور و فشار آنان و تسلط سياسي بر آژانس مانع از انجام وظايف قانوني خصوصاً در مواد 4 و 6 معاهده و موجب انحراف آژانس از انجام مأموريت‌هاي قانوني شده است. به خصوص دولت امريکا که علاوه بر اقدام اتمي عليه ژاپن، در جنگ عراق نيز از اورانيوم ضعيف شده استفاده کرده است، چگونه مي تواند عضو شوراي حکام باشد؟

      7- قطع هرگونه همکاري هسته‌اي با کشورهاي غير عضو معاهده N.P.T و تدوين اقدامات تنبيهي موثر عليه کشورهايي که به همکاري خود با غير اعضاء ادامه مي دهند.

      8- احتساب تهديد به حمله و يا هرگونه استفاده از سلاح هسته اي يا حمله به تاسيسات هسته اي به عنوان نقض صلح و امنيت بين المللي و لزوم واکنش سريع سازمان ملل و قطع همکاري کشورهاي عضو N.P.Tبا کشور تهديد کننده و يا حمله کننده.

      9- اجراي هرچه سريعتر و بدون قيد و شرط قطعنامه کنفرانس 1995 درباره منطقه عاري از سلاح هسته‌اي در خاورميانه.

      10- برچيده شدن سلاح‌هاي هسته‌اي در پايگاههاي نظامي امريکا و متحدانش مستقر در ساير کشورها از جمله آلمان، ايتاليا، ژاپن و هلند.

      11- تلاش جمعي براي اصلاح ساختار شوراي امنيت
      ساختار فعلي به شدت ناعادلانه و ناکارآمد است و از عوامل اصلي حمايت از دارندگان سلاح هسته‌اي است. اصلاح ساختار شوراي امنيت و اصلاح و تکميل N.P.T لازم و ملزوم يکديگر و براي تحقق اهداف آژانس بين المللي انرژي اتمي ضروري‌اند.

      جناب آقاي رييس، دوستان عزيز،
      اينجانب به نمايندگي از ملت بزرگ، متمدن و فرهنگ ساز ايران که همواره منادي خداپرستي، عدالت و صلح در جهان است، آمادگي مشارکت جمهوري اسلامي ايران را در تحقق پيشنهادات مزبور و برنامه هاي عادلانه خلع سلاح و عدم اشاعه و همچنين بهره مندي صلح آميز از انرژي پاک هسته اي اعلام مي دارم. من با صداي بلند اعلام مي کنم ملتي که در دامان خود بزرگاني چون فردوسي، حافظ، سنايي، وحشي بافقي، ابن سينا، ابوريحان، شهريار و رهبران آزاده، آزاديخواه، حکيم و عارفي چون امام خميني را تربيت و به بشريت هديه کرده است، ملتي که همواره منادي عشق، محبت و صلح براي بشريت بوده و شعر شاعر نامي آن سعدي در سازمان ملل مي درخشد که "بني آدم اعضاي يکديگرند که در آفرينش زيک گوهرند" ، ملتي که حدود 2500 سال قبل برده داري را ضد بشر و ملغي اعلام کرده است ، يعني ملت بزرگ ايران ، براي پيشرفت خود به بمب اتم نياز ندارد و آن را مايه عزت و افتخار نمي شناسد.

      منطق و خواست ملت ايران، جلوه مطالبات و منطق همه ملتهاست.

      همه ملتها عاشق صلح و برادري و يگانه پرستي اند و از تبعيض و بي عدالتي رنج مي برند. بسياري از همکاران من، روساي دولتها و بسياري از شخصيت ها و صاحبنظران دلسوز و عدالتخواه در گفت و گو با اينجانب، اشتراک نظر خود را در ضرورت خلع سلاح جهاني و گسترش استفاده صلح آميز و همگاني از انرژي پاک هسته اي و خروج آن از انحصار که در پيشنهادات آمده است اعلام کرده اند. اين سخن همه ملتها و دولتهاي مستقل است که :

      انرژي هسته اي براي همه و سلاح هسته اي براي هيچ کس

      بنابراين حضور وکلام من در اين اجلاس ، حضور و کلام همه آنان است.

      همکاران گرامي،

      اکنون مي خواهم چند جمله‌اي هم خطاب به کساني که هنوز توليد و انباشت سلاح هسته اي را مايه اقتدار و عزت خود مي دانند اعلام کنم:

      آنها بدانند دوران اتکاء به بمب اتمي گذشته است. توليد و انباشت و تهديد به استفاده از سلاح به خصوص سلاح هسته‌اي مخصوص کساني است که فاقد منطق روشن و انديشه انساني هستند. اين که در مقابل منطق قوي از تهديد استفاده شود متعلق به گذشته و فاقد کارآمدي است. دوران، دورانِ ملتها و انديشه‌ها و فرهنگ‌ها است و تکيه بر سلاح در مناسبات بين‌المللي ميراث دولتهاي بي‌ منطق و عقب مانده از تاريخ است.

      سياست تسلط برجهان آشکارا شکست خورده است و خوابهاي برپايي امپراطوريهاي جديد آشفته و بدون تعبير است.

      بهتر است به جاي ادامه راه پيشينيان به درياي بيکران و زلال ملتها و دولتهاي مستقل و فرهنگ و منطق انساني بپيوندند. اين براي خود آنان بهتر و مفيدتر است. آينده از آن ملتهاست و امنيت و صلح و عدالت با کمک صالحان و انسان کامل درتمام جهان مستقر و قدرت منطق بر منطق قدرت پيروز خواهد شد و زورگويي و زورگويان در آينده جايي نخواهند داشت.

      نهضت عمومي ملتهاي جهان براي اصلاحات اساسي مبتني بر يگانه پرستي و عدالت در مناسبات بين المللي آغاز شده است.

      از جناب آقاي اوباما رئيس جمهور محترم امريکا دعوت مي کنم چنانچه هنوز به شعار تغيير پايبند هستند به اين نهضت انساني بپيوندند که فردا براي اين کار دير خواهد بود.

      در همين جا لازم است از رييس کنفرانس ، حضار و همه کساني که براي استقرار صلح و عدالت در جهان تلاش مي کنند، سپاسگزاري کنم.

      دوستان و همکاران عزيز،
      با همکاري و همدلي، آرزوي برپايي جهاني پر از عدالت و صلح دست يافتني است و شعار انرژي هسته اي براي همه، سلاح هسته اي براي هيچکس مبناي تعامل انسان با انسان و انسان با طبيعت خواهد بود.

      به اميد روزي که با برپايي عدالت، انساني به خشم نيايد و چون آيد سلاحي براي فرونشاندن خشمش نيابد.

      سلام بر عدالت و آزادي، سلام بر عشق و دلداري
      سلام بر پيرو مکتب رحمان، انسان عاشق انسان
      موفق و سربلند و پيروز باشيد

      ۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

      تصميم قاطع رهبري نمونه‌اي از تصميم علي(ع) در جمل بود


      رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: در جریان فتنه اخیر اگر مقام معظم رهبری و به تبع ایشان مردم سکوت کرده بودند، عاقبت انقلاب اسلامی معلوم نبود و می‌توان گفت تصمیم قاطع ولی‌فقیه در آن شرایط نمونه‌ای از تصمیم قاطع امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر اصحاب جمل، صفین و نهروان بود.

      به گزارش رجانیوز آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی چهارشنبه شب در دفتر مقام معظم رهبری در قم در سخنانی ابعاد مختلف مسئله فتنه را مورد واکاوی قرار داد و گفت: عاملان فتنه در جامعه به سه دسته تقسیم می‌شوند که دسته اول کسانی هستند که آگاهانه و از روی عمد فتنه‌انگیزی می‌کنند، دسته دوم ابزاری هستند در دستان عاملان اصلی که با استخدام و استثمار به این کارها دست می‌زنند و دسته سوم افرادی هستند که قصد سوء نداشته و می‌خواهند خدمت کنند، اما از روی ناآگاهی کارهایی می‌کنند به نفع فتنه‌گران تمام می‌شود.

      وی افزود: این سه دسته از عاملان مؤثر در فتنه مرزبندی مشخصی دارند و انسان در مقام عمل باید بداند که با هر کدام چگونه رفتار کند، اما لازمه وقوع فتنه غبارآلوده شدن فضای فکری جامعه است که بسیاری از مردم در این فضا قادر به تشخیص حق از باطل نمی‌شوند.

      رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: فساد اخلاقی و انحراف عاملان اصلی فتنه است و گناه، دنیاپرستی و فراموش کردن آخرت به قدری شدید شده است که آنان برای رسیدن به اهداف خود آگاهانه هر کاری می‌کنند و با کفار هم تراز می‌شوند و خداوند بر قلوبشان و گوششان مهر زده است.

      به گزارش فارس، آیت‌الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: انسان برای اتمام حجت، ارشاد و موعظه عاملان فتنه تکلیف دارد، اما آنها که جامعه را به گمراهی کشیده‌اند هیچگاه هدایت نمی‌شوند، زیرا خداوند آنها را گمراه کرده است، بنابراین باید تلاش اصلی برای دسته سوم باشد که بر اثر غفلت گمراه شده‌اند.

      مهم‌ترین عامل برای درک وظایف اجتماعی و شناخت فتنه، بصیرت است

      وی با بیان اینکه از آغاز خلقت تا به امروز جامعه‌ای به وجود نیامده است که در آن فساد، خونریزی، ظلم و بی‌عدالتی نبوده و از همه لحاظ ایده‌آل باشد، اظهار داشت: در این دوران امام راحل(ره) با مجاهدت بسیار توانست حکومت دینی را پس از قرن‌ها تشکیل دهد، اما باز هم در این جامعه امکان فساد و گناه از سوی مردم وجود دارد، که متأسفانه برخی افراد ناآگاه به جامعه القاء می‌کنند که چون فلان اشتباه و گناه در گوشه‌ای از کشور اتفاق افتاده پس حکومت، اسلامی نیست.

      این استاد برجسته حوزه علمیه قم تأکید کرد: با این خیل عظیم دشمنان که برای ایجاد فساد و ظلم در کشورمان تلاش می‌کنند، نظام اسلامی اگر همه امکانات و ظرفیت‌های خود را به کار گیرد، نهایتا بتواند همه مجرمان را به سزای اعمالشان برساند، وگرنه نمی‌تواند آنها را از ارتکاب جرم و گناه بازدارد.

      وی در ادامه افزود: بزرگترین رسالت طلاب و روحانیون در زمان فتنه نجات کسانی است که بر اثر غفلت و القای شبهات گمراه شده‌اند و انگیزه اطاعت از آموزه‌های دینی دارند و ما باید تلاش کنیم تا آنها را از راه غلط بازگردانیم، وگرنه نمی‌توانیم وقت و هزینه خود را صرف عاملان فتنه و یا افرادی که مزدور هستند و فقط پول را می‌شناسند بکنیم.

      آیت‌الله مصباح یزدی همچنین تصریح کرد: عموم مردم به علما و افراد متقی و زاهد اعتماد می‌کنند، اما انسان باید در کنار تقوا و اجتهاد، از بصیرت سیاسی و اجتماعی برخوردار باشد تا بتواند مردم و جامعه را به سمت و سوی سعادت رهنمون کند که در غیر این صورت در اثر بی‌بصیرتی و با توجه به نفوذ در جامعه، مردم را به سمت گمراهی پیش می‌برد.

      وی خاطرنشان کرد: مهم‌ترین عامل برای درک وظایف اجتماعی و شناخت فتنه، بصیرت است و اینکه مکتب والای اسلام، بزرگان دین و رهبر معظم انقلاب اسلامی بر این مسئله تأکید می‌کنند به دلیل اهمیت و ضرورت آن است.

      باید قدر نعمت رهبری را به خوبی بدانیم

      رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: در جریان فتنه اخیر اگر مقام معظم رهبری و به تبع ایشان مردم سکوت کرده بودند، عاقبت انقلاب اسلامی معلوم نبود و می‌توان گفت تصمیم قاطع ولی‌فقیه در آن شرایط نمونه‌ای از تصمیم قاطع امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر اصحاب جمل، صفین و نهروان بود.

      وی تأکید کرد: اگر کسی راه خود را به درستی شناخت و صادقانه با خداوند متعال پیمان بست که به تکلیف خود در هر شرایطی عمل کند، بی‌تردید پروردگار نیز از او حمایت می‌کند.

      آیت‌الله مصباح یزدی رؤسای کشورهای دنیا را قابل مقایسه با رهبر معظم انقلاب ندانست و گفت: ما باید بدانیم اگر خدای ناکرده این نعمت بزرگ را نداشتیم و مویی از سر ایشان کم می‌شد، چه بلایی بر سر ما آمده و اگر امام راحل(ره) نبود همچون کشور افغانستان چه سرنوشتی در انتظار ما بود.

      استاد برجسته حوزه علمیه قم در پایان تصریح کرد: ما باید قدر نعمت رهبری را به خوبی بدانیم و با مشاهده کوچکترین انحراف، گناه و فساد در جامعه، همه ارزش‌های انقلاب و مجاهدت امام راحل(ره) را زیر سئوال نبریم.

      رهبر انقلاب: 30 سال است كارگران ايران به آمريكا تودهني مي زنند

      حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديروز در ديدار هزاران نفر از كارگران سراسر كشور، پيشرفت را منوط به دو عنصر علم و توليد دانش بنيان دانستند و با اشاره به پيشرفتهاي خيره كننده و ظرفيتهاي فوق العاده انساني، طبيعي و علمي كشور، تاكيد كردند: جبران عقب ماندگي هاي تاريخي، نيازمند همت مضاعف و چند برابر، و حركت شتابان براي به فعليت در آوردن ظرفيت هاي بسيار بالاي كشور است و اين همت مضاعف هم با صحبت كردن و تمجيد و تعريف بوجود نمي آيد بلكه لازمه آن، ورود حقيقي به ميدان كار و ابتكار است.
      در اين ديدار كه همزمان با هفته كارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامي در تبيين ديدگاه اسلام نسبت به قشر كارگر خاطرنشان كردند: برخلاف ديدگاه مادي كه كارگر را فقط يك ابزار مي داند، اسلام، كارگر را يك مجاهد في سبيل الله مي داند و براي كار و تلاش او هم ارزش و پاداش الهي قائل است.
      حضرت آيت الله خامنه اي حفظ شأن و جايگاه كارگر در چارچوب ديدگاه اسلام را بسيار مهم خواندند و افزودند: قشر كارگر از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون امتحان بسيار خوبي داده كه دوران دفاع مقدس فقط يك نمونه آن است.
      ايشان با اشاره به تلاش دشمنان از اول انقلاب براي استفاده از قشر كارگر و مسائل كارگري به عنوان اهرم فشار سياسي بر ضد نظام اسلامي، خاطرنشان كردند: اين موضوع در سي سال گذشته در دستور كار دشمنان نظام اسلامي قرار داشته است اما قشر كارگر نيز سي سال است كه اين طراحي را ناكام گذاشته اند.
      رهبر انقلاب اسلامي ارتباط صميمي ميان كارگر و نظام اسلامي را ناشي از پايه مستحكم ايماني نظام دانستند و افزودند: بر همين اساس حركت مجموعه كشور در جهت توليد و با محوريت كارگر و توليدكنندگان پيش خواهد رفت و بدخواهان نخواهند توانست اخلالي در آن بوجود آورند.
      حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه پيشرفت مادي كشور بر دو پايه علم و توليد استوار است، خاطرنشان كردند: در دوران حكومت طواغيت در ايران، نه به علم اهميت داده مي شد و نه به توليد متكي بر علم، بنابراين ملت ايران براي سالهاي متمادي دچار عقب ماندگي شد و جبران اين فاصله نيازمند توجه بيش از پيش به علم و توليد است.
      ايشان پيگيري موضوع علم در مراكز علمي و تحقيقاتي با استفاده از روشهاي نو و مدرن را بسيار با اهميت برشمردند و افزودند: به لطف خداوند پيشرفت علمي در كشور آغاز شده است اما سرعت اين حركت بايد دو چندان شود زيرا ما در اول راه هستيم.
      رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به جايگاه بي بديل توليد دانش بنيان در عرصه هاي صنعت و كشاورزي تاكيد كردند: دست يابي به توليد دانش بنيان بوسيله كارگر و كارفرما محقق مي شود و مديريت اين موضوع نيز برعهده دولت است كه بايد سازماندهي مناسب آن را انجام دهد.
      حضرت آيت الله خامنه اي اجراي كامل سياستهاي اصل 44 را در شكل گيري توليد دانش بنيان مهم ارزيابي و در عين حال خاطرنشان كردند: بايد بسيار مراقب بود كه اجراي سياستهاي اصل 44، زمينه ساز نفوذ قانون دان هاي قانون شكن، نشود.
      ايشان در همين خصوص افزودند: افرادي با دور زدن قانون، برخي كارخانه ها را مي خرند و بعد هم با فروش تجهيزات و زمين آن به ميلياردها آلاف و الوف مي رسند و در نهايت كارگران كارخانه بيكار مي شوند، لذا همه مسئولان بايد مراقب باشند.
      رهبر انقلاب اسلامي به رابطه كارگر و كارفرما هم اشاره و خاطرنشان كردند: در نظام اسلامي مبناي رابطه كارگر و كارفرما، التيام، همكاري و همسويي است و همه طراحان و سياست پردازان بايد در اين جهت حركت كنند.
      حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: ما نه همچون ديدگاه سوسياليستي كارفرما را مطرود، نه همچون ديدگاه سرمايه داري كارفرما را صاحب اختيار مي دانيم بلكه معتقديم با رابطه تعريف شده انساني و اسلامي، و همكاري اين دو عنصر شريف، پيشرفت كشور محقق خواهد شد.
      ايشان پيشرفتهاي كنوني كشور را در مقايسه با دوران قبل از انقلاب، بسيار شگرف خواندند و با اشاره به صدور خدمات فني و مهندسي، جايگاه برجسته كشور در سدسازي و ساخت نيروگاه، و راه اندازي خطوط توليد در كشورهاي مختلف، تاكيد كردند: با وجود اين همه اين پيشرفتها، اما هنوز باجايگاهي كه در شان ايران و ميراث تاريخي ايران است، فاصله زياد داريم و بايد با همت مضاعف عقب ماندگي ها را جبران كنيم.
      رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همت مضاعف يعني همت براي رسيدن به قله و اين هدف نيز با حرف زدن و تمجيد كردن بدست نمي آيد بلكه نيازمند ورود حقيقي به ميدان كار و ابتكار است.
      حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه ظرفيت كار و تلاش، و پيشرفت كشور بسيار بيشتر از ظرفيت كنوني است و بايد همت همه چند برابر شود، خاطرنشان كردند: ملت ايران همانند جوان با استعدادي است كه ظرفيتهاي فراواني دارد و اگر تلاش لازم را انجام دهد، قطعا به قله خواهد رسيد و به يك ستاره تبديل خواهد شد.
      ايشان با تاكيد بر اينكه ملت ايران در سالهاي گذشته و در عمل، بخشي از توانايي ها و ظرفيت هاي خود را نشان داده است افزودند: دانشمندان ملت ايران در شرايط تحريم و بدون كمك هيچ كشوري، توانستند نسل دوم و سوم سانتريفيوژها را توليد و همه دارندگان صنعت هسته اي را مبهوت كنند. جوانان با استعداد ايراني در حوزه علوم زيستي توانستند از سلولهاي بنيادي، حيوان توليدي بوجود آورند و در رديف چند كشور معدود دارنده اين توانايي و فناوري قرار گيرند و فرزندان اين كشور با وجود سي سال تحريم، اكنون موشك هاي پيشرفته و ماهواره بر مي سازند.
      رهبر انقلاب اسلامي تاكيد كردند: اين موارد بخشي از توانايي هاي ملت ايران است، بنابراين بايد از همه ظرفيت هاي انساني، علمي، و طبيعي كشور استفاده كرد كه لازمه به فعليت رساندن اين ظرفيتها، همت مضاعف است.
      حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به غيرقابل تحمل بودن پيشرفت ملت ايران براي استكبار افزودند: اين پيشرفتها خارج از قاعده قدرتهاي استكباري است و به همين دليل در مقابل ملت ايران صف آرايي و دشمني مي كنند اما همانگونه كه درسي سال گذشته نتوانسته اند كاري انجام دهند، قطعا بعد از اين هم هيچ كاري نمي توانند بكنند.
      ايشان پشت گرمي ملت ايران را الطاف الهي و ايمان، و عمل صالح ناشي از اين ايمان دانستند و خاطرنشان كردند: همانگونه كه خداوند متعال وعده فرموده نتيجه ايمان و عمل صالح، پيروزي و عزت در دنيا، و فلاح و نجاح در آخرت است.
      رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه پيشرفت حقيقي كشور در گرو ادامه راه ايمان و عمل صالح است، افزودند: رحمت و سلام خدا بر امام بزرگوار(ره) كه اين راه را به ما نشان داد و با آن ايمان الهي خود، ملت ايران را بيدار و به اين راه هدايت كرد.
      در اين ديدار آقاي شيخ الاسلامي وزير كار و امور اجتماعي در سخناني، با اشاره به سياستهاي كلان اين وزارتخانه گفت: بومي سازي، بهبود و گسترش فرهنگ كار، تدوين الگوي ايراني - اسلامي كار، منشور سه جانبه گرايي اسلامي در خصوص رابطه كارگر و كارفرما، و تدوين پيوستهاي فرهنگي براي برنامه هاي اجرايي از جمله جهت گيريها و برنامه هاي در دست اجرا است.
      وي، پيگيري و تصويب قوانين، آيين نامه و مقررات حمايتي از كارگران، اصلاح قانون بيكاري، تدوين آيين نامه مشاغل سخت و زيان آور، افزايش پوشش يارانه اي بيمه هاي اجتماعي و كارگران، تامين مسكن مهر و حذف شركتهاي خدمات نيروي انساني را از ديگر برنامه هاي وزارت كار و امور اجتماعي برشمرد.
      در ابتداي اين ديدار به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مراسم مرثيه سرايي برگزار شد.

      ۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

      آرايش رزم در محفل بزم !

      يادداشت امروز در پي آن است كه با استناد به شواهد و قرائن موجود، تصويري گويا از اردوگاه فروپاشيده فتنه گران ارائه دهد. در ترسيم تابلوي پيش روي از برخي اخبار موثق ولي ناگفته و منتشر نشده نيز استفاده شده است. اخباري كه شماري از افراد نزديك به اردوگاه فتنه با احساس مسئوليت ديني و ملي و به قيد غليظ و شديد براي مخفي ماندن نام خويش در اختيار نگارنده گذاشته اند. اين تابلو كه در پي ترسيم آن هستيم فقط چند صحنه از اردوگاه ياد شده را به نمايش مي گذارد و شرح بيشتر به فرصتي يا فرصت هاي ديگر موكول مي شود. ترسيم اين تابلو، از آن روي اهميت دارد كه اين روزها سران فتنه و رسانه هاي بيروني حامي فتنه نعل وارونه مي زنند و بعيد نيست برخي از ساده انديشان نيز «ردپا» را ديگرگونه تلقي كنند!
      1- استاد دانشكده پزشكي در آزمون باليني دانشجويان پزشكي از دانشجويي پرسيد؛ فرض كنيد بيمار شما به عمل جراحي نياز دارد و بايد او را با استفاده از داروي هوش بري كلروفرم بيهوش كنيد، چه ميزان از اين دارو براي هوش بري او به كار مي بريد؟ و چگونه؟ دانشجو در پاسخ گفت؛ ابتدا 4 قاشق غذاخوري از محلول كلروفرم به او مي خورانيم و بعد... استاد ابرو درهم كشيد و دانشجو با نگاه به چهره استاد متوجه شد كه جواب به خلاف داده و در خلاف گويي به گزاف هم رفته است، با عجله گفت؛ استاد! اجازه بدهيد كمي فكر كنم و استاد شانه بالا انداخت و گفت؛ بايد پيش از اين فكر مي كردي، متاسفانه بيمار شما با همان تجويز اوليه، فوت كرده و جان به جان آفرين داده است!
      در اظهارنظر سران فتنه و مواضع آنان كه اين روزها و هر از چندگاه بر زبان مي آورند و يا - به فرموده!- بر كاغذ مي دوانند دقت كنيد. تمامي آنها در يك نقطه اشتراك نظر دارند، اگرچه اين نكته را به تلويح و نه تصريح ابراز مي دارند. آن نكته اين كه مي دانند پروژه فتنه در اولين فاز حركت آن كه تجويز مثلث بيروني آمريكا، انگليس و اسرائيل بود، مرده است و از آنجا كه سران فتنه هويت خويش را آشكارا و بي پرده- و در توهم پيروزي- به مثلث ياد شده گره زده بودند، اكنون باور كرده اند با مرگ فتنه، آنها نيز مرده اند و يا اگر نمرده باشند، دستكم اين كه دچار مرگ مغزي شده اند و زندگي نباتي دارند! مديريت بيروني فتنه هم درباره سران فتنه دقيقاً به همين باور رسيده است. بعد از حماسه هاي بي نظير 9 دي و 22بهمن 88 مديران بيروني فتنه كه تا آن هنگام وانمود مي كردند همه تخم مرغ هاي خود را در سبد سران فتنه نهاده اند، به يك چرخش يكصدو هشتاد درجه اي دست زدند كه قطع اميد كامل آنها از كارآمدي فتنه را اعلام مي كرد. اوباما از ضرورت مذاكره با ايران سخن گفت، هيلاري كلينتون با عجله به منطقه سفر كرد و پروژه «ايران هراسي» را با جديت بيشتري پي گرفت. ترساندن كشورهاي همسايه از ايراني كه تا چند هفته قبل پايان اقتدار آن را فرياد مي زدند. ضرورت تحريم ايران- اين دفعه نه به گفته و خواسته شيرين عبادي براي حمايت از اصلاح طلبان بلكه- با هدف وادار كردن ايران مقتدر به مذاكره با 1+5 پيش كشيده شد. نتانياهو در اعلام شكست فتنه ترديدي به خود راه نداد. شبكه فاكس نيوز-ارگان پنتاگون- در اقدامي بي سابقه از حضور جمعيت چند ميليوني به حمايت از جمهوري اسلامي ايران و محكوميت فتنه گران در راهپيمايي 22بهمن خبر داد. واشنگتن پست اوباما و متحدانش را به اتهام سرمايه گذاري بي نتيجه و پرهزينه روي موسوي و خاتمي و كروبي، ملامت كرد. گروههاي ضدانقلاب كه تا آن هنگام در ائتلاف با سران فتنه بودند، درباره بي عرضگي آنها گفتند و نوشتند و...
      در مصر باستان، غلامان و كنيزان فرعون را همراه با جسد او دفن مي كردند و براين باور بودند كه زندگي چاكران فرعون فقط در كنار او قابل تعريف است و پس از مرگ فرعون، آنها نيز مرده اند و بايد در جوار او به خاك سپرده شوند. خدا بر درجات امام راحل ما بيفزايد كه از آمريكا با عنوان فرعون جديد، ياد مي كردند و در جايي ديگر خطاب به كساني كه با خيانت به ملت و براي كسب قدرت دست به دامان آمريكا شده اند، مي فرمود «ابرقدرت ها، آن لحظه اي كه منافعشان اقتضا كند، شما و قديمي ترين وفاداران و دوستان خود را قرباني مي كنند و پيش آنان دوستي و دشمني و نوكري و صداقت ارزش و مفهومي ندارد» صحيفه امام(ره) جلد 20 ص .329
      2- در اين نوشته محدود، نوبت به موسوي و كروبي نمي رسد. پرداختن به شرايط كنوني آن دو را به فرصت ديگري موكول مي كنيم. اما، به عنوان نمونه و فقط به عنوان نمونه در داستان زير دقت كنيد. داستاني عبرت آموز و ترحم برانگيز نسبت به پايان كار كساني كه در پايان كار خويش انديشه نكردند. بعد از حضور عده اي در مقابل منزل آقاي كروبي و اعتراض به اظهارات دشمن پسند وي كه ظاهراً با پاشيدن رنگ به در و ديوار محل سكونت او نيز همراه بود، آقاي موسوي در حالي كه از شنيدن اين خبر به شدت عصباني شده و كنترل خود را از دست داده بود، خطاب به چند تن از اطرافيان مي گويد؛ «اين يك توطئه از قبل طراحي شده براي خراب كردن من است»! چرا...؟! آقاي موسوي در ادامه مي گويد «اين عده با شعار دادن عليه آقاي كروبي و رنگ پاشيدن به در خانه او قصد داشته اند كه بگويند آقاي كروبي مهم تر از من است(!!) اگر چنين قصدي نداشتند، چرا عليه من شعار ندادند و چرا به در و ديوار خانه من رنگ نپاشيدند»؟!
      اين ماجرا كه فقط يك نمونه از دهها و شايد صدها نمونه مشابه ديگر است، و با چند دست به ما رسيده است - و در صحت آن ترديدي نداريم- به وضوح نشان مي دهد كه آقايان از كجا به كجا رسيده اند؟ و چي فكر مي كردند و چي شده است؟! به اظهارنظرهاي آقايان موسوي و كروبي در اين روزها توجه كنيد. ناسزاگويي ها و پرده دري هاي آنان عليه نظام، قبل از آن كه با هدف به قول خودشان «مبارزه در بستر -به اصطلاح- جنبش سبز»! باشد، رقابت با يكديگر براي ابراز وجود است و هر يك از آنها با ناسزاگويي بيشتر عليه نظام اسلامي و ارزش هاي ديني و برجان نشسته مردم تلاش مي كنند حساسيت بيشتري برانگيخته و شعارهاي بيشتري عليه خود كسب كنند! تا از اين طريق بر ديگري فخر بفروشند كه اگر من- همان من كه امام(ره) مي فرمود شيطان است- از تو مهم تر نبودم، شعارها بر ضد من- باز هم همان من- بيشتر از تو نبود! آيا نمي بينيد كه علي رغم بي محلي مردم، هر روز بر غلظت ناسزاها مي افزايند؟! شما را به خدا كسب و كار جديد آقايان را ملاحظه بفرمائيد!
      3- آقاي خاتمي اما، بعد از شكست فتنه و رسوايي حاصل از همراهي آشكار با مثلث بيروني آمريكا، انگليس و اسرائيل، راه ديگري را برگزيده است. در اظهارات اخير وي دقت كنيد؛
      «ما قانون اساسي را قبول داريم»، «ما خواهان براندازي نظام نيستيم و خواست ما حفظ نظام است»! «اصرار ما اين بوده و هست كه بايد در چارچوب قانون عمل كنيم»! «حرف ما اصلاح طلبان بازگشت به كل قانون اساسي و پذيرش داوري آن است»!
      اين سخنان از كسي است كه در جريان فتنه، همراه و همصدا با ساير سران فتنه و با پيروي از فرمول جرج سوروس صهيونيست- بعد از دوبار ملاقات با وي- و نسخه مايكل لدين و جين شارپ و ريچارد دورتي عمر نظام اسلامي را پايان يافته مي دانست، از پاره كردن عكس حضرت امام(ره)، اهانت به عاشوراي حسيني(ع) حمايت مي كرد، براي «جمهوري ايراني» به جاي «جمهوري اسلامي ايران» سينه چاك مي كرد، به پيروي آشكار از دستور ديكته شده آمريكا و انگليس و اسرائيل، در شيپور فريب و مضحك ادعاي «تقلب 11 ميليوني در انتخابات»! مي دميد، با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها، ماركسيست ها و تمامي گروههاي ضد انقلاب و دشمنان اسلام و امام(ره) در ائتلاف بود و... حالا چه شده و غير از شكست رسوايي برانگيز فتنه آمريكايي، انگليسي و اسرائيلي چه اتفاق- از نظر آقاي خاتمي- غير منتظره اي رخ داده است كه ايشان به ياد قانون اساسي و نظام و جمهوري اسلامي و امام(ره) و... افتاده است؟!
      خاتمي در پي آن است كه دست هاي خود را بالا ببرد، بي آن كه هزينه خيانت خود را بپردازد و مجازات وطن فروشي خويش را تحمل كند! طرفه آن كه مي خواهد «نياز» خود را به عنوان «امتياز» بفروشد.آيا نظام و مردم مي پذيرند؟ معلوم است كه پاسخ منفي است. كسي مانع توبه او نيست، چرا كه توبه مجرمان و خيانت كاران -اگر موفق به توبه شوند- از بار گناه آنان نزد خداي رحيم و رحمان مي كاهد، اما خيانت- مخصوصاً خيانت به اسلام و مردم مسلمان، آنهم در همراهي با بيگانگان- نمي تواند بي مجازات و مكافات باقي بماند، چرا كه كمترين آثار سوء آن، تجري به خيانت از سوي افراد مشابه در حال يا آينده و تلقي كم هزينه بودن توطئه از سوي دشمنان است. خيانت كار بعد از مكافات مي تواند در ميان مردم به زندگي عادي خود ادامه دهد، ولي بديهي است كه مجرمان را پيشنماز نمي كنند و به امور حساس نمي گمارند.
      4- اما، دست بالا بردن و تسليم خاتمي- ولو به ظاهر- براي يكي ديگر از دست اندركاران ناخوشايند است، او به خاتمي هشدار مي دهد كه اگر دست هاي خود را بالا ببري، در يك بازي «باخت- باخت» وارد شده اي، چيزي به دست نمي آوري و همه چيزت را هم از دست مي دهي! اين در حالي است كه شخص هشداردهنده، خود مدتي است دست ها را به صورت «نيمه بالا» درآورده است. يكي به نعل مي زند و يكي به ميخ. او مي داند كه فريب اوليه مردم به بهانه تقلب در انتخابات كارگر نبوده است، كف خيابان را به دليل هوشياري كساني كه با خوشبيني فريب خورده بودند، از دست داده اند. فتنه با شكست قطعي روبرو شده است. حاميان بيروني حاضر به سرمايه گذاري روي ورشكستگان نيستند. موسوي و كروبي از مصرف افتاده اند، اين دو در حلقه تنگ ضد انقلاب تابلودار قابل تعريف هستند و... پس چرا خاتمي را زينهار مي دهد كه مبادا دست هاي خود را بالا ببرد؟! اين حكايت ديگري دارد كه به آن خواهيم پرداخت. ان شاءالله.
      5- و بالاخره، سخني هم با برخي از دوستان- فقط شمار اندكي از آنان- در ميان است كه به هوش باشند و خداي نخواسته در زمين دشمن بازي نكنند. فتنه و سران فتنه از نفس افتاده اند و اين روزها در محافل بزمي خود پز رزمي مي دهند و مثلا درباره تجمع اعتراض آميز در فلان روز و فلان محل خبر مي دهند. نه اين كه مردم و مسئولان مربوطه، هوشيار و پي گير نباشند، بلكه سخن آن است كه اين ترفندها فقط براي ابراز وجود است. بايد مراقب شكل هاي ديگري از توطئه بود.
      حسين شريعتمداري